وارد شدن
مرام مجما را تقویت انکشاف جامعه مدنی متنوع، کثرت گرا، جامع و متحد تشکیل میدهد.

جامعه مدنی چیست؟

جامعهء مدني فرهنگ سازش براي توافق است، اين جامعه قانونمند رابطهء حكومت با مردم و روابط افراد با حكومت را تنظيم ميكند.

ارزیابی

ویب سایت جدید مجما را چگونه ارزیابی میکنید؟

عالی - 60.9%
خوب - 26.1%
متوسط - 4.3%
ویب سایت قبلی بهتر بود - 8.7%

Total votes: 23

اشتراک

برای دریافت مجله جامعه مدنی اشتراک نمائید!
captcha

ساحات تحت پوشش

تعداد بازدیدها

امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه گذشته
مجموع
719
839
5607
2688263
14825
18901
2699706

معاهده  ديورند

و پیامد های آن

اسد الله ولوالجی

معاهده ديورند كه به تاريخ 12 نوامبر سال 1893 ميان امير عبدالرحمن خان و « مارتيمر ديورند»  نماينده دولت انگليس به امضا رسيد، عهد نامه جديدي نبود كه اميرموصوف آن را امضا كرده باشد. چون هنگامي كهاو با یکصد هزار نفر از اقوام ساکن در قطغن و مزار شریف به قصد جهاد علیه انگلیس وارد چاریکار گردید، طی  نامه يي از انگليسها سوال كرد كه از وي چه مي خواهند ؟ جانب انگليس در پاسخ به اين سوال وي ،عهد نامه ای را به این شرح فرستاد:

1-   پادشاه افغانستان  به استثناي دولت انگليس با هيچ حكومت خارجي ديگر نميتواند روابط سياسي داشته باشد.

2-   تمام قندهار زير فرمانروايي ديگري خواهد بود.

3-   علاقه هاي پشين و سيبي تحت تصرف حكومت انگليس باقي خواهد ماند. 

4-   فيصله ييكه با امير محمد يعقوب خان در باره ی  سرحدات مشرقي افغانستان به عمل آمده به اعتبارخود باقي خواهد ماند.  (1)

امیر بی آنکه حرفی پیرامون آن داشته باشد، همه را تایید کرد.

ازآن به بعد، او وارد كابل شد و به کرسی امارت افغانستان نشست . او، در طول مدتي كه بر مردم اين كشورحكم راند،رابطه خویش با انگلیستان را بگونه یی حفظ کرد ،که نه انگلیسها توانستند با او به صفت یک حاکم دست نشانده برخورد کنند،ونه هم امیر کاری را انجام داد که آنها را ناراض سازد. در حالی که رابطه بین امیر عبدالرحمن و رهبری حکومت هند برتانوی به همین منوال پیش می رفت، موضوع مشخص گردیدن مرز میان افغانستان و کشور هند برتانوی ، از جانب انگلیس ها طرح گردید و پس از گفت و شنود ها میان طرفین ، "سر هنری مارتیمر دیورند" به صفت نماینده انگلیس معاهده یی را به این شرح با امیر عبدالرحمن خان به امضا رسانید: 

« معاهدۀ مابين جناب امير عبدالرحمن خان جي، سي، اس،ان امير افغانستان و حدود متعلقۀ آن در يكطرف و سرهنري مارتيمرديورند كي، سي،ائي، اي ،سي، اي فارن سكرتري دولت عاليۀ هند و نايب و وكيل از جانب دولت عالية طرف ديگر. 

ازآنجا كه بعضي مساله ها به نسبت سرحد افغانستان به طرف هندوستان بر پا شده اند و چنانكه هم جناب اميرصاحب وهم دولت عاليه هندخواهش انفصال اين به طريق اتفاق دوستانه دارند و خواهش تقرر وتعيين حدود دايره تسلط واقتدارخود شان دارند تا كه در آينده هيچ اختلاف راي و خيال در امر مزبور بين اين دودولت هم عهد وهم پيمان وقوع نيابد، پس به وسيله اين نوشته معاهده حسب ذيل نموده شد :

1-   حد شرقي وجنوبي مملكت جناب امير صاحب از واخان تا سرحد ايراني به درازاي خط كه در نقشه كشيده شده و آن نقشه  همراه عهد نامه ملحق است خواهد رفت.

2-   دولت عاليه هند در ملك هاي آن طرف اين خط که به جانب افغانستان واقع ميباشند هيچوقت مداخله و دست درازي نخواهند كرد و جناب امير صاحب نيز در ملك هايي كه  بيرون اين خط که بطرف هندوستان واقع ميباشند هيچوقت مداخله،  دست درازي نخواهند نمود. 

3-   پس دولت بهيه بريتانيه متعهد ميشوند كه جناب امير صاحب ، اسمار و وادي بالاي آنرا تا چنگ در قبضه خود ندارند واز  طرف ديگرجناب امير صاحب متعهد ميشوند كه او هيچوقت در سوات و باجور و چترال معه وادي ارتوي با شكل مداخلت ودست اندازي نخواهند كرد. دولت بهيه بريتانيه نيز متعهد ميشوند كه ملك برمل را چنانكه در نقشه مفصل كه به جناب امير صاحب از قبل داده شده نوشته شد، بجناب اميرصاحب واگذار نموده شود وجناب اميرصاحب دست بردار از ادعاي خود به باقي ملت وزيري وداور ميباشد و نيز دستبردار از ادعاي خود به چاكي ميباشد.  

4-   اين خط سرحد بندي بعد از اين به تفصيل نهاده و نشان كاري آن هر جاي ممكن و معطوف باشد بتوسط برتيش و افغاني كمشنران كرده خواهد شد و مراد و مقصد كمشنران مذكور اين خواهد بود، كه اتفاق يكديگر بيك سرحد موافقت نمايند و آن  سرحد حتي الامكان بعينه مطابق حد بندي كه در نقشه كه همراه اين معاهده ملحق است بايد بشود. ليكن محليه حقوق موجوده دهات كه بقرب سرحدي ميباشند در مد نظر داشته شوند.

5-   به نسبت مساله چمن جناب امير صاحب از اغراض خود برچهاوني جديد انگريزي دستبردار ميباشند و حقوق خود را كه در آب سركي تيلري به ذريعه خريد حاصل نموده اند به دولت بريتانيه تسليم مينمايند. براين حصه سرحد خط  حد بندي به حسب ذيل كشيده خواهدشد: خط سرحد بندي از سركوه  سلسله خواجه عمران نزديك پشا كوتل كه در حد ملك انگريزي ميباشد.  اين طور ميرود كه مرغه چمن و چشمه شيدا و به راه افغانستان ميگذرد. بعد ازاين اين خط حد عدل مابين ريلوي و سينس وكوه چه بميان بلاك ميرود. بتعلق افغانستان ميگذرد. دولت بهيه بريتانيه هيچ مداخلت تابه فاصلـــــه نصف از راه مذبـــور نخواهند نمود.

6-   شرايط مذبور اين عهد نامه را دولت عاليه هند وجناب اميرصاحب افغانستان اينطور تصور ميكنند كه اين يك  كامل وخاطرخواه فيصله جميع اصل اختلاف راي و خيال كه در بين ايشان به نسبت سرحد مذكور بوده اند، ميباشد. و هم دولت عاليه هند و هم جناب امير صاحب برذمه خود مي گيرند كه انفصال هر اختلافات فقرات جزيي به مثال آن نوع اختلافات كه برآن در  آينده افسرهاي مقرره جهت علامت نهي خط حد بندي غور و فكر خواهند نمود. بطريق دوستانه نموده خواهد شد تا كه براي آينده حتي الامكان جميع اسباب شك و شبهه و غلط فهمي مابين دو دولت برداشته و دور كرده شود .

7-   چونكه دولت عاليه هند از نيك نيتي جناب امير صاحب به نسبت دولت بهيه بريتانيا نشفي و اطمينان خاطر بطوركمالدارند و خواهش دارند كه افغانستان را در حالت خود مختاري و استقلال و قوت ببينند. لهذا دولت مومي اليه هيچ ايراد و اعتراض بر امير صاحب در باب خريدن و آوردن اسبا ب جنگ در ملك خود نخواهند كرد و خود دولـــت موصوف چيزي معاونت و امداد بعطيه اسباب جنگ خواهند نمود. علاوه براين جهت اظهار اعتراف خود شان نسبت به طريقه دوستانه كه جناب امير صاحب دراين گفتگو ومعامله ظاهر ساخته اند. دولت عاليه هند قرارمي دهند كه برآن وجه عطيه سالانه دوازده لك روپيه كه آلان به جناب ممدوح داده ميشود، شش لك روپيه سالانه مزيد نموده شود.(2)

المرقو م 12 ما ه نو ا مبر 1893 مطا بق 2 جما دي ا لاول1311قمري

 

امیر عبدالرحمن در مورد تدویر لویه جرگ ایکه اعضای آن متن عهدنامه دیورند را تایئد کردند می نویسد:

درتاريخ سيزدهم ماه نوامبر ، در عمارت سلامخانه در بارعمومي تشكيل يافته تمام صاحب منصبهاي كشوري و نظامي كابل وروساي طوايف مختلف و نيز دو نفر پسر هاي بزرگم، حضور داشتند. در حضور اهل مجلس ، به جهت من باب المقدمه  نطقي نمودم و تمام قرارداد هاي راكه داده شده بود، به جهت اطلاع ملت واهل مملكت خود و كساني كه حاضر بودند، اجمالا بيان كردم. خداوندرا حمد نمودم كه روابط دوستانه را كه بين اين دو دولت حاصل بود ، محكم و آنها را بيشتر از پيشتر با همديگر مو ا فقت عطا فرمود. و نيز از « سر مارتيمور دوراند» و اجزاء سفارت ، اظهار امتنان نمودم كه گفتگو ها را از روي عاقلي قطع و فصل نمودند.

بعد ازآن « سرمارتيمور دوراند» ، نطق مختصري نموده، در آخر اظهارداشت كه تلگرافي از فرمانفرماي هندوستان به من رسيد. از قرار داد هاي كه تازه داده شده است واز موافقت هاي دوستانه ما خيلي اظهار شعف و رضا ئيت نموده اند، و نيزاظهار داشته اند كه « لردكميرلي» در مجلس پارلمان اظهار رضائيت نموده است. به تمام وكلاو مامورين دولت من كه حاضر بودند، سوادي از خطابه نماينده هاي ملت افغانستان ‹ لويه جرگه›  كه تماما آنرا مهر نموده بودند،داده شد ودر خطابه مذكور نماينده هاي مز بوراظهاررضا ئيت نموده ، قراردادهاواتفاق نامه هارا قبول نموده،از دوستي بين دولت انگليس وافغانستان ، خيلي اظهارشعف و مسرت نموده بودند. (3)

معاهده دوم دیورند

مابین جناب امیر عبدالرحمن خان ،جی،سی،اس،آی امیر افغانستان حدود متعلقه آن در یک طرف ،سر هنری ما رتیمور دیورند ،کی،سی،آی،ای ،اس،ای فارن سکرتری دولت عالیه هندو نایب ووکیل از جانب دولت عالیه طرف  دیگر.بهیه برتانیه بجانب امیر صاحب اظهار داشته اند که دولت روس اصرار میکنند از برای ایفای کامل عهد نامه 1873 مابین روس انگلند که به واسطه آن قرار دارد انفصال یافته بود که رود اکسس یعنی دریای آمو از لیک ویکتوریه (مشهوربه سرکول ) طرف مشرق تا ملحق گاه رود کوکچه بارود اکسس  باید سرحد شمالی افغانستان باشد وچنانکه دولت بهیه برطانیه (برتانیه) تصور نمایند که برخود شان  واجب است که عمل موافق شرایط این عهد نامه نمایند،هر گاه دولت روس نیز به قرار شرایط،مزکور عمل کنند،لهذا جناب امیر عبدالرحمن خان ،جی ،سی،اس،ای،امیر افغانستان و متعلقه آن از برای اظهار دوستی خود بادولت بهیه برطانیه (برتانیه) ونیز جهت ظاهر ساختن آمادگی خود برای قبول کردن صلاح ومصلحت دولت بهیه در اموراتی که داخل تعلقات خود بادولت های خارجه دارند ،بوسیله این نوشته قبول می نمایند.وراضی می باشند که ممدوح  تمام علاقه جاتیکه طرف شمالی این حصه رود اکسس که در قبضه خود دارند، تخلیه نمایند ، براین فهمیدگی ودانسته گی صریح که تمام علاقه جات طرف جنوب این حصه رود اکسس میباشند وآلان در قبضه وتصرف جناب ممدوح نیستند ، جناب محتشم الیه را در عوض داده وتسلیم نموده شوند.وسر هنری مارتیمور دیورند ،کی،سی،ای،سی،اس،ای،فارن سکرتری دولت عالیه هند بواسطه این نوشته از جانب دولت بهیه برتانیه اقرار واعطراف می نمایند که تحویل وتسلیم نمودن علاقه جات  واقع طرف جنوب رود اکسس به جانب امیر صاحب یک شرط واجب اصلی این تدبیر ومعامله می باشد ومتعهد می شوید که بندوبست های همراه دولت روس جهت تحویل وتسلیم نموده علاقه جات مزکور شمالی وجنوبی دریای آمو یه (اکسس) کرده خواهد شد .فقط المر قوم ی12 ماه نوامبر 1892 عیسوی مطابق 2 جمادی الاول 1311 هجری  (4)

 

امیر امان الله خان  عهد نامه ی دیورند

 امير امان الله پس از بدست گرفتن قدرت، در اولين نطق خويش در 13 اپريل سال 1919، استقلال افغانستان را اعلان كرد. لودويك آدمك ، متن ارائه شده توسط امان الله خان در اين مورد را در کتاب خود به شرح ذيل قيد كرده است : 

« من خود و كشور خودرااز لحاظ جميع امورداخلي و خارجي به صورت كلي آزاد، مستقل و غير وابسته  اعلان مي دارم ، كشور من بعد از اين از نعمت آزادي چنان برخوردار خواهد بود كه ساير كشور ها و قوم هاي جهان از آن مستفيد مي باشند. به هيچ قدرت خارجي اجازه داده نخواهد شد تا يكسر مو به حقوق و امور داخلي و سياست خارجي افغانستان مداخله كند واگر كساني زماني چنان تجاوز نمايد ، من حاضرم تا با اين شمشير گردنش را قطع كنم .»  

بعد از آن روي خود را بطرف نمايندهء بريتانيا گشتانده گفت :  

« اي سفير آنچه من گفتم شما فهميديد ؟‌»‌ 

نماينده بريتانيا جواب داد : « بلي فهميدم » (5)

از آن به بعد،امير جديد افغانستان،  طي نامه مورخ 3 مارچ 1919 عنواني وايسراي هند ، موضوع كشته شدن پدرش حبيب الله خان ،استعفاي سردار نصرالله خان از قدرت به نفع وي و جانشيني خود را به جای پدر  به آن اطلاع داد و ضمنا موضوع به رسميت شناخته شدن استقلال افغانستان از جانب انگلستان و انعقاد عهد نامه هاي جديد ميان طرفين را براي او پیشنهاد کرد. وايسرا ، در پاسخ به نامه امان الله خان ، مكتوبي را تهيه و به تاريخ 15 اپريل 1919 عنواني وي ارسال داشت. در اين مكتوب، اواز به شهادت رسيدن امير حبیب الله خان اظهار تأثر كرد، و پيرامون انعقاد عهد نامه هاي جديد و مساله به رسميت شناختن استقلالافغانستان تماس نگرفت. بنابر این ،امان الله خان پس از توسل به يك سلسله مانور هاي سياسي،ارتش خويش را آماده تعرض بر متصرفات انگليس ساخت .  او پلان حربي اش راطوري  ترتيب داد كه به اساس آن،قوتهاي آماده شدۀ مذكور از استقامت هاي خيبر ، خوست و قندهار به فرماندهي صالح محمد خان ، محمد نادر خان و سردار عبدالقدوس خان پيشروي كردند. اين تحركات نظامي امان الله خان،  زمينه آغاز جنگ سوم افغان وانگليس رافراهم آورد. درگيري مذكور جانب انگليسي مساله را حاضر به مذاكره با طرف افغاني  ساخت. در نتيجه،سردارعبدالرحمن خان به نماينده گي از دولت افغانستان و حافظ سيف الله خان به نماينده گي ازوايسراي هند، طي نشستي كهدرشهر جلال آبادانجام دادند، مقدمات مذاكره صلح ميان طرفين را تهيه ديدند. گذشته ازاين،امان الله خان به تاريخ 24 ماه مي سال 1919 نامه يي را عنواني وايسرا گسيل داشت. متن نامه ء مذكور حاوي نيت نيك شاه جديد جهت حفظ دوستي باحكومت هند بریتانوي و رابطه دادن اشتعال جنگ به سؤ تفاهم و تخطي قواي انگليس بود. لارد چلمسفورد وايسراي هند بعدازدريافت نامه مذكور ، به تاریخ دوم ماه جون همین سال تحت شرایط ذیل متارکه را پذیرفت :

اول : عقب رفتن قوای افغانستان به قدر بیست میل از خط سرحد و باقی ماندن نیروی بریتانیه در مواضع آن .

دوم: اجازه پرواز اکتشافی جهت طیارات انگلیسی در بالای خاک افغانستان وعدم مقابله با آن .

سوم : اعاده سالمانه عمله چنین طیارات در صورت سقوط ایشان در خاک افغانستان .

چهارم : اداره نمودن حرکات قبایلیان در هر دو طرف خط سرحد واخطارد ادن به ایشان ، که در صورت اقدام علیه انگلیس، از امداد افغانستان محروم خواهند بود .

پنجم : آغاز مزاکرات صلح در راولپندی بین نماینده گان دو کشور. (6)

 

به اساس ماده پنجم عهد نامه متارکه تاریخی دوم ماه جون 1919 مذاکره صلح راولپندی میان هیات هند برتانوی و دولت افغانستان به تاریخ 8 ماه آگوست 1919 مطابق 11 ذیقعده سال 1337 در راولپندی برگزار شد و طرفین مذاکره جهت تجدید صلح قبول کردند که:

ماده اول:از روز امضا شدن این معاهده فی مابین دولت بهینه برتانیه بر یک طرف و دولت افغانستان به طرف دیگر مصالحت خواهد بود.

ماده دوم:نظر به حالتی که باعث جنگ حالیه فی مابین دولتین علیتین برتانیه و افغانستان گردیده است، دولت برتانیه محض اظهار رنجش خود آن رعایتی را که نسبت به امرای سابق افغانستان در باب آوردن اسلحه و قورخانه یا دیگر اسباب حزب به داخل افغانستان از راه هندوستان مرعی داشتند، سلب می نمایند.

ماده سوم:علاوه بر آن بقایای وجه عطیه امیر مرحوم ظبط نموده شد و به امیر حالیه هیچ وجه عطیه داده نخواهد شد.

ماده چهارم:

در آن واحد دولت بهیه برتانیه مایل می باشند که دوستی قدیم را که تا این همه مدت طولانی فی مابین افغانستان و برتانیه عظمی وجود داشته است، مجددا برقرار نمایند، مشروط بر اینکه دولت موصوفه اطمینان داشته باشند که دولت افغانستان طبعا مایل می باشند که دوستی دولت بهیه برتانیه را مجددا حاصل نماید. علی هذا مشروط بر اینکه دولت افغانستان این امر را از کردار و رفتار خودشان ثابت نمایند، دولت بهیه برتانیه آماده خواهند بود که بعد از جانب افغانستان برای مذاکره و قرار دادی که رافع منافع مشترک دولتین علیتین باشد و نیز برای برقراری مجدد دوستی قدیم بر اساس خاطر خواه پذیرا نمایند.

ماده پنجم:دولت افغانستان سر حد بین هندوستان و افغانستان را که امیر مرحوم( امیر عبدالرحمن ) قبول نموده بودند، قبول می نمایند. و نیز متعهد می شوند که قسمت تحدید ناشده خط سرحد طرف مغرب خیبر در جایی که حمله آوری از جانب افغانستان در این زمان واقع شد، به واسطه کمیشن دولت بهیه برتانیه بر این سمت در مقامات حالیه خود خواهند ماند. تا وقتی که تحدید حدود مذکور به عمل بیاید.(7)

علی احمد، ناظر داخلیه و رئیس هیات صلاحیه دولت علیه افغانستان سر هملتن فارن سکرتری دولت هند و رئیس هیات مصاحلت دولت برتانیه به همين ترتيب ،در ياددا شتي كه ضميمه اين عهد نامه گرديد،طرف انگليس استقلال افغانستان را در امور داخلي و خارجي اش به رسميت شناخت. از اينكه مطلب مندرج در نامه، شامل متن اصلي عهد نامه نبود،اعتبارتعهد انگليس پيرامون به رسميت شناختن استقلال افغانستان راضعيف مي ساخت. 

به این اساس امان الله خان طالب بر گذاری دور دوم مذاکره با جانب حکومت هند برتانوی گردید. طرف انگلیس به تقاضای وی پاسخ مثبت داد و منجر به تدویر دور دوم مذاکره بین طرفین گردید.

 

مرحله دوم مذاكرات صلح در منصوري

 

اين مذاكره كه درماه اپريل سال 1920در منطقه منصوري واقع دردامنه كوه هاي هماليه صورت پذيرفت.رياست هيات افغاني رامحمودطرزي وزير خارجه افغانستان به عهده داشت. درتركيب اين هيات شخصيت هاي سر شناسيچون،غلام محمدخان وزيرتجارت، نرنجنداس ، غلام صديق خان چرخيمنشي اول سفارت افغانستان دردهلي وعبدالهادي خان داوي شامل بودند. 

به همين ترتیب،اعضای هيئت حــكومــت هـــند بـــرتانـــوي عبارت میشد از «سرهنريدابس» سكرتر امور خارجه به صفت ريس، صاحب زاده عبدالقيوم خان ويك عده ديگر به صفت اعضا. 

اين مذاكره كه در 17 اپريل سال 1920 آغازوتا 18 جولاي 1920ادامه يافت ، به خا طرعادي ساختن روابط دو كشورو امضاي معاهده دوستي ميان افغانستان وهند برتانوي براه افتاد. مذاكره مذكوربه اساس توافقي كه جهت برگزاري آن در نشست راولپندي صورت گرفته بودانجام شد. طرفين مذاكره بي آنكه نتيجه قابل ملاحظه اي ازاين نشست بدست بياورند، به كار خود پايان دادند.  (8)

 

 

 

 

 

دور سوم مذاكره صلح در كابل

 

اين دور مذاكره،هنگامي آغاز شد كه امان الله خان با فرستادن نامه اي عنواني وايسراي هند، از او توقعبردتاهياتي را جهت پیگیری مذاکرات قبلی  به كابل بفرستد، وايسرا ازاين درخواست امير استقبال كردو« سرهنري دابس » راجهت انجام مذاكره به كابل فرستاد.او، در ماه جنوري سال 1921 وارد كابل شد و با جانب افغاني به گفتگو پرداخت. اين مذاکره میان  جانبين، مدت چند ماه ادامه يافت وبالاخره بي آنكه به نتيجه برسد پايان پذيرفت . امير امان الله در ختم كار هيات،« سرهنري دابس » راجهت صرف چاي به پغمان دعوت كرد. سر هنری دابس ، به در خواست امیر پاسخ مثبت داد و در جریان صرف چای، صحبتيکه  ميان دا بس و امان الله خان صورت گرفت،در نتيجه هردوحاضر شدندتا عهدنامه يي رادر22 نوامبر 1921 به امضابرسانند. مير محمد صديق فرهنگ دراين مورد مي نويسد :

«به موجب احكام اين عهد نامه كه درآن مواد مربوط به مناســبات سـياسي دوكشور با نهايت دقت واحتياط به شكـل مــتوازن ترتــيب يافـته حكومت انگلستان سرانجــام استقــلال افغانستان رادرامور داخلي وخارجي به الفاظ صريح وواضح تصديق نموده موافقت كردكه وزارت مختاري هاي دوكشوردر پايتخت هاي يكديگر تاسيس گردد.درمقابل حكومت افغانستان هم به الفاظ صريح وواضح خط ديورند رابه  عنوان سرحد دوكشورتائيد نمودوبه اين صورت ازتمام مدعيات خود درماوراي خط مذكور منصرف گرديد. . . » (9)

این موضوع در ماده دوم عهد نامه مذکور به این شرح قید گردیده  است :

« دولتین علیتین عاقدین بالمقابل سرحد هندوستان و افغانستان را بطوریکه دولت علیه افغانستان بموجب ماده پنجم عهد نامه که بتاریخ 8 اگست 1919 عیسوی مطابق 11 ذیقعدۀ الحرام 1337 هجری در راولپندی انعقاد یافته است ، قبول کرده  بود قبول مینماید و نیز حدی را که بطرف مغرب کمیسیون دولت بهیه برتانیه در ماه های اگست و سپتمبر 1919 عیسوی بموجب ماده مذکور ه مقرر کرده بود و در نقشه ای که به این عهد نامه ملحق میباشد به خط زنجیرۀ سیاه نشان داده شده است ، قبول مینمایند ، مگر فقط به استثنای چنانچه که در ضمیمه ملحقه نمبر اول بیان شده است ، خط مذکور مجددأ تبدیل کرده شود ، و این خط جدید برای این قبول کرده شده است که مقامی که معروف به تورخم می باشد نزد رود کابل فی مابین شلمان خله، باندوپلوسی می باشد، داخل حدود افغانستان شامل کرده شود و خط مذکور در نقشۀ مذکوره به خط زنجیره سرخ نشان داده شده است .

و دولت بهیه برتانیه اتفاق می نماید که به مامورین افغانی اجازه داده خواهد شد که ذریعۀ پایپ یعنی لوله ایکه آن را برای استعمال اتباع افغانی مقیم تورخم دولت بهیۀ برتانیه از لندی خانه مهیا خواهد نمود و به مقدار های معقول آب حاصل نمایند و دولت علیه افغانستان اتفاق می نماید که صاحب منصبهای برتانوی را و اقوامی را که به طرف سرحد برتانوی سکنی دارند، اجازه داده خواهد شد که بودن سد یا  ممانعت  حصه مذکورۀ فوق رود کابل را برای مقاصد کشتی رانی استعمال نمایند و تمام حقوق موجوده آب پاشی از حصه مذکورۀ  فوق رود مذکور به اتباع دولت بهیه برتانیه جاری خواهد ماند .» (10)

علاوه بر این امان الله خان بعد از بدست آوردن استقلال کشور ، معاهده دیگری را به شرحی که می آید با کشور روسیه به امضا رسانید:

این معاهده که به تاریخ 31 اگست سال 1926 میلادی، میان محمود طرزی وزیر خارجه افغانستان و لیونید ستارک ، سفیر روسیه به امضا رسید،در ماده های دوم و سوم آن امده است :

ماده  دوم :هر کدام از طرفین متعاهدین تعهد می کند که از هر گونه تجاوز به طرف دیگر اجتناب  نماید و نیز در خاک خود که در تصرفشان می باشد چنین اقداماتی نمی کنند که به دولت متعاهد دیگر ضرر سیاسی یا نظامی برساند ، خصوصأ هر کدام از طرفین متعاهدین تعهد می کند که با یکی یا  چند دول ثالث درهیچکدام اتحادیا اتفاقسیاسی نظامی که بر خلاف طرف متعاهد دیگر باشد و همچنین در هیچکدام  با یکوت یا محاصرۀ مالیه یا اقتصادیه که بر علیه طر ف متعاهد دیگر متوجه بشوند شرکت نخواهند ورزید ،  علاوه  بر آن در صورتیکه اگرمسلک رفتار دولت ثالث به نسبت یکی از طرفین متعاهدین در اقدامات خود خصمانه باشد ، طرف دیگر متعهد  است که نه فقط به همچنین مسلک رفتار های دشمنانه مساعد نکند ، بلکه متعهد است که در خاک خود  به  مسلک مذکور و به عملیات و اقدامات عداوت کارانه ممانعت بنماید .

 

ماده سوم :طرفین علیتین متعاهدین اعتراف متقابل به حقوق حکمرانی و تمامیت ملکیت خود شان نموده متعهد میباشند که از هر گونه مداخلت مسلح و غیر مسلح در امور داخلیه طرف دیگر پرهیز بنمایند و نیز با یک   دولت یا چند دولت ثالث که بر علیه دولت عاقد دیگر اقدام و مداخلت نماید قطعأ شر کت و مساعدت نمی کنند و طرفین متعاهدین در خاک خود تأسیس و فعالیت دسته جات و نیز به کار روایی اشخاص علهیده که به  ضرر طرف  متعاهد دیگر باشد و یا برای خلع اصول دولتی طرف متعاهد دیگر می کنند و یا تحشیدات و جمع آوری قوای مسلح بر علیه طرف متعاهد دیگر بنمایند اجازه  نمی دهند و ایشان را ممنوع از عملیات می دارند ، کذالک طرفین تمام قوای مسلح و اسلحه و اسباب  ناریه جبه خانه و هر نوع تدارکات  مواد حربی را که برخلاف  طرف  متعاهد دیگر  متوجه باشند از خاک خود عبور آن را روانمی دارند وهمچنین از خاک خود اجازه گذرانیدن  نخواهند داد. (11)

بعد از امان الله خان نادر خان نیز چنین معاهده یی را به شرح ذیل به امضا رسانید:

                 

     این معاهده که به تاریخ 24 جون سال  1931 میلادی مطابق 2 سرطان 1310 هجری شمسی میان فیض محمد خان وزیر خارجۀ افغانستان و لیونید ستارک  سفیر اتحاد شوروی به امضا رسید.در ماده  های اول ، دوم ، سوم ، چهارم و پنجم ان آمده است :

ماده اول :در صورت جنگ یا عملیات جنگی بین  یکی از  طرفین متعاهدین و یکی یا چند دولت ثالث ، طرف متعاهد دیگر متعهد است که به نسبت طرف اول بی طرفی را رعایت کند.

 

ماده دوم : هر یکی از طرفین متعاهدین تعهد می کند که  از  هر گونه تجاوز به طرف دیگـر خود داری نماید و نیز در داخل خاک خود که در تصرفشان می باشد چنین اقداماتی نمی کنند که به دولت متعاهد دیگر ضرر سیاسی یا نظامی برساند، خصوصاً هر کدام از طرفین متعاهدین تعهد می کند که با یکی یا چند دول ثالث در هیچکدام اتحادیا  اتفاق سیاسی و حربی که بر خلاف طرف متعاهد دیگر باشد و همچنین در هیچکدام بایکوت یا   محاصرۀ مالی یا اقتصادی  که بر علیه طرف متعاهد دیگر متوجه شوند شرکت نخواهند ورزید ، علاوه بر آن در صورتی که اگر خط مشی دولت ثالث یا دول ثالث نسبت به یکی از طرفین متعاهدین در اقدامات خود خصمانه باشد طرف متعاهد دیگر متعهد است که نه فقط به همچنین خط مشی دشمنانه مساعدت نکند ،  بلکه متعهد است در خاک  خود به خط مشی مذکور و به عملیات و اقدامات خصمانه که از ان تولید می شود مخالفـــــت کنــــــد .  

              

ماده سوم :طرفین علیتین متعاهدین اعتراف متقابل به حقوق ،حاکمیت وتمامیت ملکیت همدیگر نموده متعهد اند که از هر گونه مداخلت مسلح  و یاغیرمسلح در امور داخلی  طرف متعاهد دیگر خود داری نمایند و نیز به یک  دولت یا چند دولت ثالث که بر  علیه دولت عاقد دیگر اقدام به مداخلت نماید قطعأ شرکت و مساعدت نکند و طرفین متعاهدین در خاک خود تأ سیس و فعالیت دسته جات و نیز به کارروایی اشخاص علیحده که به ضرر طرف متعاهد دیگر باشد و یا برای خلع اصول دولتی طرف متعاهد دیگر اقدامات ورز ند و یا عملیات بر خلاف سالمیت تمامیت ملکیت طرف متعاهد  دیگر بنمایند و یا تحشیدات و جمع آوری قوای مسلح بر علیه طرف متعاهد دیگر بکنند اجازه نمی دهند و ایشان را ممنوع از عملیات می دارند . کذالک طرفین تمام قوای مسلح و اسلحه و اسباب  ناریه وجباخانه و تجهیزات  حربی و هر نوع مواد حربی را که  بر خلاف طرف متعاهد دیگر  متوجه باشند از خاک  خود عبور آن را روا نمیدارند وهمچینین از خاک خود اجازه گذرانیدن نخواهند داد.

 

ماده چهارم :به قرار متذکرۀ فوق معاهدۀ هذا هر یک از  دولتین علیتین اظهار  می دارند که هیچگونه تعهدات سری یا علنی نسبت به یکی یا چند دولت ثالث که مخالف معاهدۀ هذا باشد نداشته و ندارد و هم در تمام مدت عمل این معاهده طرف مذکور داخل  همچو معاهدات و موافقتها نخواهد شد که به معاهده هذا  مخالف باشد .

 

ماده پنجم :همچنین هر یک از طرفین متعاهدین اظهار میدارد که بین او و دول دیگر که همجواری متصل بری یا بحری با طرف متعاهد دیگر باشند هیچ نوع تعهدات غیر از آنکه اعلان شده موجود نیست. (12)

 

ظاهر شاه و معاهده دیورند

به همین ترتیب با مراجعه به تحولاتی که پس ازجنگ جهاني دوم،در هند برتانوی بوقوع پیوست در می یابیم که  امپراتوري بريتانيا به اساس ضعف اقتصادي ونظامي ایکه دامنگیرش شد و توانايي حفظ حاکميت خويش درهندوستان راازدست داد.در جريان اين جنگ، جنبش آزادي خواهي هندبه رهبري «گاندي» به مبارزات خويش جديت بيشتر بخشيدو در آن  مبارزه گــاندي وپــيروان وي موفق به بدست آوردن استقلال کشور خویش از امپراطوری بریتانیا گردید. آزادي ايکه در 14 حوت 1947 تجزيه کشوري بنام پاکستان از هند را با خود داشت . بعد ازبوجودآمدن پاکستان به رهبري «محمد علي جنأ» رئيس حزب مسلم ليگ، کشور مذکور با ايالات متحده امريکا روابط دوستانه برقرار ساخت. به همين اساس، مسافرت اولين هيات بلند پايه امريکا به پاکستان که در ترکيب آن، «الینور روزولت »، «ريچارد نيکسون» و«مستر دالس» شامل بودند صورت پذيرفت. مقامات پاکستاني با استفاده از فرصت، به هيت مهمان خويش اظهارداشتند:« اگر دولت امريکا حاضر گردد تابراي پاکستان نيز مانند ترکيه کمک هاي مالي و نظامي نمايد، رهبري کشور پاکستان حاضراست که قرارداد نظامي رابر اساس قانون امنيت مشترک باامريکا به امضا برساند.» (13)

اين هيات درختم مذاکرات بارهبری دولت نو ظهوری پاکستان، ازغلام محمدخان فرمانده کل و فرمانده کل نيروهاي مسلح پاکستان دعوت کرد. تاطي باز ديد از ايالات متحدۀ امريکا،موضوع مذکور را

بامقامات اين کشور درميان گذارد. عبدالعظيم وليان پيرامون اين دعوت ايالات متحده ازغلام محمد خان و نتايج آن مي نويسد:

«در سپتامبر سال 1953 آقاي غلام محمد فرمانده کل پاکستان و فرمانده کل نيروهاي مسلح آن کشور به آمريکا مسافرت نموده ودرآنجا درباب انعقاد قرار داد نظامي بين دولتين امريکا و پاکستان مذاکرات لازم رامعمول نمودند، ولي هنوز مذاکرات بجايي نرسيده بود که مطبوعات و مقامات رسمي شوروي اخباري را منتشر نمودند که دولت پاکستان حاضر شده در قبال دريافت کمکهاي اقتصادي و نظامي ازدولت امريکا، پايگاه هايي را در خاک خود به اين دولت واگذار نمايد و به دنبال اين شايعات ، در 29 مارچ 1954 دولت شوروي به وسيله کار دار سفارت خود در کراچي اعتراضيه يي را به همين مناسبت به دولت پاکستان تسليم و خاطر نشان ساخت که امضاي قراردادنظامي پاکستان و امريکا روابط دوستانه دو کشور را متزلزل خواهد نمود. به موازات اعتراض شوروي ها دولت هند نيز مخالفت خود را ابراز و آقاي جواهر لعل نهرو نخست وزير هند طي نطقي که در مجلس آن کشور ايراد نمود، اظهار داشت

« کمک امريکابه پاکستان مقدمه محو آزادي در آسيا است. واين اولين  قدمي خواهد بود که براي دعوت استعمار به قاره آسيا برداشته مي شود.»

با لآخره علير غم اين مخالفت ها دولت پاکستان در آوايل سال 1954 م (در زمان نخست وزيري آقاي محمد علي و وزارت امور خارجۀ آقاي چودهري ظفرالله خان ) قرار داد نظامي مورد بحث را با دولت امريکا به امضا رسانيد، بدون آنکه متعهد شود که در صحنه سياست بين المللي سياست خود را تغير دهد.

سر از تاريخ امضاي قرار داد مزبور دولت امريکا طبق تعهد خويش و به موجب قانون امنيت مشترک مورخ 1949 م لايحه اصلاحي قانون امنيت مشترک سال 1951 م به منظور تقويت بنيه دفاعي دولت پاکستان کمک هايي را به ارتش اين کشور معمول وعده يي ازافسران وافراد نظامی  امريکا را نيز براي تعليم افسران و افراد ارتش پاکستان به اين کشور اعزام نمود. و بموجب آخرين آماري که در فوريه سال 1959 م  از طرف سفارت کبراي امريکا در کراچي منتشر شده تااين تاريخ دولت امريکا معادل 925 م  مليون دالر به عناوين مختلف به دولت پاکستان پرداخت نموده است.» (14)

به همین ترتیب کشور پاکستان که به تاریخ هشتم سپتامبر سال 1954 م، عضویت سازمان سیتو را کسب کرده بود ، نماینده گان کشور های عضو در این سازمان،  طی اجلاسی که در ماه مارچ سال 1956 م در شهر کراچی پاکستان انجام دادند،  فيصلـــه کردند که:

«مادامي که خط ديورند مرز مشترک پاکستان و افغانستان راتشکيل ميدهد،کليه مرزهاي پاکستان مشمول مقرارت دفاعي پيمان سيتو واقع خواهد شد» واين تصميم ازلحاظ تأمين دفاع مناطق شمالي پاکستان غربي که به علت سکناي « پاتانها» و ادعاي افغانها به تشکيل دولت پشتونستان همواره مورد مخاطره بوده است. بسيار مفيدو قابل ملاحظه مي باشد.

دولت پاکستان اگر چه نتوانسته است به موجب پيمان هاي «سينــتو»(پيــمان سابق بغداد) و «سيتو»کــمک امريکا رادرمــوردخطـرحمله دول غير کمـونيست  هنــدوافــغانستان جــلب نمايدلاکن به موجب پيمان «سيتو» مرزهاي شمالي پاکستان غربي راجزء تعهدات دفاعي منطقه آسياي جنوب خاوري درآورد،وچنانچه روسهابخواهند به عناويني دربين عشاير«پاتان»(پشتون) فعاليت هاي مسلحانه نمايند،دولت پاکستان بخوبي ميتوانداز تعهدات اعضاي پيمان «سيتو» استفــاده نمـــوده و بهــــره مند گردد. »  (15)

به تعقيب آن، کشورپاکستان به تاريخ هشتم سپتامبر سال 1954 م در کنفرانسي اشتراک کرد که در آن نمايندگان دول امريکا، انگلستان، فرانسه، استراليا، زيلاند جديد، تايلند و فلپين گرد آمده بودند. اين کنفرانس که درشهر «مانيلا» پايتخت کشور فلپين داير گرديد، نمايندگي پاکستان درآن راچودهري ظفر الله خان به عهده داشت.در کنفرانس مذکور پاکستان عضويت پيمان سيتو را کسب کرد. اين تحول نيز ازجانب کشورهاي هندوستان،اتحـادشوروي، چين وافغانستان درکنفرانس باندونگ تقبيح شد. (16)

رهبری دولت پاکستان، در مورد دلیل پیوستن این کشور به پیمانهای منطقوی سیتو و سیاتو اظهار میدارد:

1-    دول پاکستان مانند هر کشور جوان و فعال دیگر پس از سر و صورت دادن به اوضاع داخلی خویش به منظور حفظ حدود و ثغور قلمرو خود  سیاست بیطرفی را به عنوان یک روش غیر واقعی رد نموده و  و با اعتقاد به اینکه هیچگاه به تنهای قادر به دفاع از خویشتن  نمی باشد،".

2-    موقعیت خاص جغرافیایی پاکستان و همسایگی آن با کشور های هند از دو جناح پاکستان شرقی و غربی و افغانستان و شوروی از شمال با توجه به اینکه هر یک از دولتین هند و افغانستان نسبت به قسمت های مختلف خاک پاکستان مقاصد تجاوز کارانه ای را تعقیب می نمایند.

3-    از بین رفتن اهمیت دفاعی پاکستان در مقام مقایسه با قدرت های دول هند و شوروی.

4-    احتیاج مبرم پاکستان به اخذ کمک مالی و اقتصادی به منظور تحکیم مبانی اقتصادی کشور و تثبیت اوضاع عمومی آن.

5-    پیروی از اصول مذهب اسلام و طرفداری شدید از ایدولوژی "پان اسلامیزمگ و رغبت شدید به همبستگی با سایر دول مسلمان جهان بخاطر ایجاد جبهه اسلامی علیه مقاصد هند در کشمیر.

6-    وقوف به این حقیقت که ملل کوچک و ضعیف از آنجا که خود قادر به دفاع از خویشتن نمی باشند. موجبات جلب مقاصد و مطامع تجاوز کارانه همسایه گان خود را فراهم نموده و نقاط ضعفی را برای حفظ صلح جهانی بوجود می آروند.(17)

گذشته از این ، دولت جدید التشکیل پاکستان دلیل دیگر پیوستن خود با پیمانهای مذکور را اینگونه شرح میدهد:

1-    توجه مخصوص پاکستان به آبهای ساحلی پاکستان شرقی، مخصوصا در این منطقه که اوقیانوس کبیر از اوقیانوس هند و چین برای دفاع از پاکستان شرقی اهمیت مخصوص را در بردارد، زیرا این کشور ها ممکن است به صورت اولین پایگاه برای پاکستان شرقی مورد استفاده واقع شوند، چنانکه در جنگ بین المللی دوم، همینکه ژاپونی ها موفق شدند کنترول سیام و هند و چین را در دست گیرند، "برمارا" مورد حمله قرار داده و از آنجا شبه قاره هندوستان را مورد تهدید قرار دادند.

2-    دولت پاکستان در کشور ها و مناطق واقع در آسیای جنوب خاوری علاقه و مقاصد فرهنگی و اقتصادی داشته و صرف نظر از چند ملیون مسلمان که در این مناطق زندگی می کنند و دولت پاکستان با استفاده از نفوذ خود می توانند در احساسات مذهبی آنها رسوخ نماید، اساسا کشور های نامبرده صادر کننده گان بسیاری از مواد خوارکه و بار، مخصوصا برنج که دولت پاکستان ناگزیر است هر صال برای تامین خوراکه اهالی پاکستان شرقی مقادیر زیادی برنج و گندم مورد احتیاج خود را با استفاده از تسهیلات زیادی از این منطقه ها وارد نماید.

3-    روشن شدن مقاصد تجاوز کارانه کمونست های چین و هند و نقشه های تخریبی زعمای کمونیست از قبیل "هوشیمین" در کشور های همسایه که پاکستان شرقی نیز جز آنهاست.

4-    ادامه فعالیت محرمانه هند در مورد اعزام عوامل مخرب به پاکستان شرقی و سمپاشی بین مردم به نفع کمونیست ها و برای الحاق بنگال شرقی به بنگالی غربی.

در حالی که رهبری دولت پاکستان با این اعتقاد در صدد از بین بردن خلا های دفاعی خویش بود، افغانستان موضوع ضمیمه شدن پشتونستان به خاک پاکستان را دست آویز قرار داده به اعتراضات شدید علیه آن متوسل گردید..چون ، زعامت  کشور ادعا داشت که  پشتونستان جزءخاک افغانستان بوده و خط ديورند به صفت سرحدميان هند برتانوي وافغانستان مشروعيت حقوقي ندارد. طــرح ايــن مــوضــوع ازيکطرف ومخالفت نماينده افغانستان در برابر عضويت پاکستان درملل متحد که درجلسه ماه سپتمبر سال 1948 سازمان مذکور مطرح شد،ازجانب ديگر،رابطة اين دوکشوررا بیشتر از پیش متشــنج ساخت.

این در حالی بود که شاه محمود خان به صفت صدر اعظم افغانستان تاسیس این کشور را با صدور پیامی تبریک گفت هیاتی را تحت ریاست ،  هيــاتي راتحت رياســت «نجيب الله» به آن فرستاد تابامقامات اين کشور ، پيرامون تعــين ســرنوشــت قبايل پشتون آن طــرف خــط ديورندمذاکره کند. فرستادۀ افغانستان راجع به نتایج این مذاکرات خویش می نویسد :

  « مختصرأ عرض کرده می توانم که مذاکرات من با حکومت پاکستان به مطالب آتی منتج گردید :

1.    حکومت پاکستان ، استقلال قبایل آزاد سرحد را میشناسد و روابط آن حکومت با پاکستان به اساس  موافقات بوده ، در راه رفاه و ترقی مادی و معنوی قبایل آزاد ، پاکستان کمک می نماید .

2.    حکومت پاکستان خود مختاری صوبۀ سرحد شمال غرب را می شناسد . و حکومت سرحد دموکراتیک و مردم  آن قادر خواهند بود که مؤسسات سیاسی و اجتماعی  و عرفانی  خود را با  آزادی تمام ترقی و توسعه بخشند .

3.    حکومت پاکستان قرار اظهارات  شفاهی جناب قاید اعظم،  صدراعظم پاکستان ، وزیر امور خارجه و فارن سکرتر و بعضی از وزرای آن مملکت ، به اختیار هر نامی که برای صوبۀ سرحد شمال غرب که تمثیل قومیت باشنده گان آن را نماید و از طرف نماینده گان قوم در اسامبله تشکیلاتی  ( پاکستان ) انتخاب شود ، هیچ مخالفتی نداشته مساعدت خواهند کرد . تعهد این امر را قبل از اسامبله بنابر موانع اصولی و قانونی حکومت مرکزی ( پاکستان ) بصورت کتبی نموده نمی تواند .

4.    حکومت پاکستان ، به توحید همه افغان های آن طرف دیورند موافق بوده ، تصمیم این امر را  مربوط به اسامبلۀ تشکیلاتی وخود مردم میداند .

5.    بر قبایل هیچ نوع فشاری  تحمیل نگردیده ، در صورتی که خود قبایل اراده و آرزو داشته باشند که به تشکیلات اتونوم آینده افغان ها ( در چوکات فدرالی پاکستان ) یکجا  گردند ، حکومت پاکستان آرزوی آن ها را خیر مقدم خواهد گفت . نسبت به دو مطلب آخر نیز اطمینان شفاهی داده شده است .» (18)

به همین ترتیب ، پادشاه ایران که پس از شعله ور گردیدن جنگ دوم جهانی اعلان بیطرفی کرده بود. قوت های نظامی شوروی و انگلستان این کشور را اشغال و در قسمت شمال آن ارتش شوروی و در جنوب آن ارتش انگلیس جابجا شدند. علاوه بر این ، به تعداد 28 هزار قوت نظامی امریکا وارد ایران گردید و به صفت نیروی تامیناتی برای قوت های مذکور اسلطنه که به صفت صدر اعظم ایران کار می کرد. با قرار گرفتن در برابر چنین وضعی دست به مانور سیاسی زد و به روسها وعده داد در صورت بیرون رفتن از مناطق اشغالی امتیاز نفت شمال کشورش را برای 25 سال به آنها خواهد سپرد. برای ثابت ساختن صداقت خویش در این مورد، برگزاری جلسات حزب توده ایران را که ممنوع اعلان شده بود ، حق فعالیت داد، فعالیت روزنامه های ضد روسی را محدود و متوقف ساخت و فرمان صادر کرد تا شخصیت های معروفی را که علیه روسیه کار می کردند، دستگیر و زندانی سازند.

این مانور وی کار گر افتاد. چون روسها با بدست آوردن این اطمینان که قوام السلطنه به وعده خود وفا خواهد کرد، ارتش خویش را از خاک ایران خارج ساخت . به همین ترتیب انگلسها نیز مواضع خود در جنوب این کشور را ترک گفتند. موازی به آن، پادشاه ایران شخصی بنام حسین اعلا را، جهت مذاکره با ترومن به ایالات متحده فرستاد بود، به تاریخ 24 نوامبر سال 1945 ، ترومن را ملاقات و اظهار داشت :

"آقای ترومن!  در این موقعیت وخیم من ملتمسانه از شما میخواهم تا به حمایت از حقوق ایران که استقلال و تمامیت آن در حال لگدمال شدن است، ادامه دهید.(19)

ترومن برای وی اطمینان داد که به حمایت خویش از کشورش ادامه می دهد. به این اساس، دولت امریکا  دست دوستی و همکاری با ایران  دراز کرد. از آن به بعد، همینکه پیمان بغداد در سال 1333 ، به اشتراک  دولت های عراق، تورکیه و انگلستان ایجاد گردید، و بعد ها کشور های ایران و پاکستان عضویت آن را حاصل کردند، ایالات متحده به حمایت خویش از ایران ادامه داد. چون طرح ایجاد این پیمان را ابر قدرت مذکور ریخته و از آن حمایت می کرد. دلیل بوجود آمدن پیمان بغداد ، روی دفاع از تمامیت ارضی کشور های عضو در برابر هجوم اتحاد شوروی استوار بود.مرکز پیمان بغداد ، پس از کودتای نظامی عبدالکریم قاسمی در عراق به شهر انقره پایتخت کشور تورکیه انتقال یافت  .

این رخداد سبب شد تا اتحاد شوروی که استراتیژی دست یافتن به خلیج فارس از طریق ایران را در برنامه داشت، با تحت حمایت قرار گرفتن ایران توسط ایالات متحده، از آن دست کشید و راه رسیدن به آبهای گرم از طریق افغانستان  و بندر کراچی را در پیش گرفت.این مستلزم بستر سازی جهت بدست آوردن این هدف بزرگ بود که زمینه آن  از زمان زمامداری امیر امان الله خان به اینطرف تهیه شده بود. سردار محمد داود صدر اعظم وقت افغانستان که دل از  حمایت و همکاری ایالات متحده کنده بود، دست دوستی استوار و همه جانبه به سوی رهبری دولت روسیه شوروی دراز کرد. از آن به بعد سیاست خارجی کشور، یکجانبه و ماهیت روسی بخود گرفت.

این در حالی بود که پس از جنگ جهانی دوم و آغاز جنگ سرد، دولت امریکا اعلان داشت که هر کشوری که احساس کند که مورد هجوم اتحاد شوروی قرار می گیرد ایالات متحده حاضراست آن را تحت حمایت قرار دهد. به همین اساس ، رهبری این کشور شخص بنام "ریچارد جیمز" را به افغانستان فرستاد تا این موضوع را به آگاهی دولت افغانستان برساند. پس از ملاقاتی که فرستاده مذکور با سردار محمد داود انجام داد، سردار مذکور موضوع را طی جلسه با اراکین بلند پایه سیاسی حکومت خویش به مشوره گذاشت. سید قاسم رشتیا یکی از شرکت کننده گان این اجلاس اظهار داشت که ما باید با این نماینده به گونه ای صحبت کنیم که به اساس ان نه دوستی ما با اتحاد شوروی خدشه پذیرد و نه هم ایالات متحده ناراض گردد. این طرح از جانب همه تایید گردید و به عمل پیوست.(19)

ولی لودویک آمدک در این مورد معتقد است که طرف افغانی قضیه نمیتوانست که به این تقاضای ایالات متحده جواب مثبت دهد. چون تا آن تاریخ ، پیمانی را که نادر خان با دولت روسیه بسته بود، هنوز لغو نگردیده و اعتبار حقوقی خویش را از دست نداده بود.(20)

پس از این قطب بندی در منطقه و پیمانی را که " نجیب الله " فرستاده دولت افغانستان با رهبری دولت پاکستان بست، مناسبات سیاسی میان دولتین به شکل عادی پیش می رفت. تا اینکه حکومت پاکستان در ماه مارچ  سال 1949 اعلامیه یی را صادر کرد که به اساس آن منطقه قبايل نشين جزء لايتجزاي کشورمذکوراعلان گرديد.به همين اساس،دولت افغانستان در برابر تصميم همسايه جنوبي خويش موضع جدي اتخاذکرد، و ادعا هاي طرفين پيرامون مسأله، وضع را متشنج و روابط را چــنان  تــيره ساخت که قواي هوايي پاکستان، قريه « مغلگي » واقع در قسمت جنوبي افغانستان رابمباردو 24 نفر را به قتل رسانيد. درحالي که روابط سياسي ميان دو کشور با گذشت هر روز به وخامت مي گراييد، پارلمان افغانستان طي جلسۀ تاريخي 26 جولاي 1949 م خويش معاهده سال 1893 م ديورند،پيمان سال 1905 م افغانستان انگليس، مقاوله سال 1919 م راولپندي و عهد نامه سال 1921 م افغان -انگليس در مورد مشروعيت خط ديورند رابي اعتبار اعلان داشت. اين فيصله پارلمان افغانستان، موجب ايجاد تنش تازه سياسي ميان طرفين گرديد . تا اين که جانب افغاني جهت دریافت راه حل برای مشکل مذکور  در سال 1954 م محمد نعيم خان وزيرخارجه وقت را به پاکستان فرستاد. وزير موصوف، طي ملاقاتهايي که با جانب پاکستاني انجام داد،تقاضا کرد که کشور پاکستان يک سلسله آزادي هارا براي قبايل قايل گردد. اين درخواست وي نه تنها بي جواب ماند، بلکه مقامات پاکستاني پس از مدتي ايجاد يو نيت غربي کشور راکه مناطق قبايلي رادر برمي گرفت، اعلان داشت. اين موضع گيري پاکستان موجب گرديد تا دولت افغانستان دست به اعتراضات شديد عليه آ ن  بزند. در همين جريان بود که عده يي از مردم شهر هاي کابل، قندهارو جلال آباد،پس ازبراه انداختن تظاهرات وارد سفارتخانه و قونسل گري هاي پاکستان شدند، و بيرق اين کشور را به زير کشيدند. بعداً، طرف پاکستان نيز به عمل با المثل متوسل گرديد. تا اينکه معضلۀ مذکور در اثر پادرمياني ممالکي چون، عربستان سعودي، عراق و مصر در ماه سپتمبر سال 1955 م راه حل يافت. ولی اين آخرکار نبود. چون، زعامت افغانستان لويه جرگۀ ماه عقرب سال 1334 ه ش را دعوت و در آن مسأله پشتونستان را به بحث گذاشت. اين لويه جرگه که 360 نفر عضو داشت، در 22 عقرب سال 1334 ه ش ساعت دو وسي دقيقه بعد از ظهر در تالار قصر ستور ارگ شاهي توسط ظاهر شاه افتتاح شد. بعداً، محمد گل مهمند به صفت نايب رئيس کار آن را پيش برد. در نتيجه، اشتراک کنندگان لويه جرگۀ مذکور، طي مباحثاتي که در پنج روز انجام دادند. موارد ذیل را به تصویب رساندند:

«1. حمايت حقوقي و تعيين سرنوشت مردم پشتونستان که برادران همکيش و هم نژاد ما هستند. بنابر درخواست عامه مردم پشتونستان وظيفه ملت و حکومت افغانستان است. بناءً علي هذا لويه جرگه به حکومت توصيه مي کند که مطابق ايجابات اوامر شرعي واشتراک تاريخ وعنعنه وکلتور از درخواست عامه مردم پشتونستان براي حق تعيين سرنوشت آنها  حمايت نمايد.

2. نظر به سياست موجود حکومت پاکستان، مخصوصاً بهم خوردن توازن قوا دراين منطقه که در اثر گرفتن کــمک هــاي نظامي ازممالــک بزرگ ازطرف پاکستان بوجود آمده واصراراراده سوءو اقدامات خطرناک پاکستان به افغانستان نيز متوجه گرديده است. پس درچنين موقع پرخطر وظيفه حکومت است که مملکت رانظر به فريضه حفظ استقلال و تماميت ارضي تقويت کند.

بناءً عليه، لويه جرگه به ملاحظه اين ايجابات وضرورت هاحکومت را توصيه ميکندتابه هرطريق ووسايل ممکن  وبصورت شرافتمندانه مملکت رابراي دفاع مجهز و تقويت نمايد.

 

3. لويه جرگه به نمايندگي ازملت افغانستان اعلام مي دارد که به هيچ صورت منطقه پشتونستان رابرخلاف ميل واراده مردم آن سرزمين جزءخاک پاکستان ندانسته ودراين موردمصوبه نمبر 72 تاريخي 23 ميزان سال 1334 ه ش مجلس شوراي ملي و اعضاي آنرا تائيد مي کند.

در خاتمه لويه جرگه به پشتيباني هر سه مقصد فوق آمادگي ملت را به حکومت وعده و اطمنان  ميدهند. »(21)

 

 

 

 

 

 

نتیجه

 

با مراجعه به تاریخ سیاسی کشور می بینیم که شاه شجاع ، محمد یعقوب خان و امیر عبدالرحمن خان فرمانرواهایی هستند که مردم افغانستان آنها را به صفت خائینن ملی میشناسند . این دیدگاه مردم نسبت به ایشان از به امضا رسانیدن پیمانهایی با حکومت هند برتانوی ناشی میشود که در اثر آن قسمت هایی از متصرفات احمد شاه بابا در سرزمین هند به انگلیس ها واگذاشته شد ه است . از این جمله معاهده دیورند ننگین ترین معاهده به حساب رفته است که آن را امیر عبدالرحمن خان با "سرمارتیمور دیورند" یکی از نماینده های حکومت هند برتانوی به امضا رسانیده. حس نفرت تحصلکرده ها و اشخاص آگاه کشور نسبت به آن به حدی عمیق است که هر آنگاهی که حرف از این معاهده زده میشود مخاطب افغانی یا تغیر چهره میدهد و یا با استفاده از کلمات رکیک عنوانی عبدالرحمن خان عقده میگشاید. این امر سبب شده است که محقیقن عرصه تاریخ در بیان واقعیت ها در این مورد با احتیاط و محافظه کاری حرف بزنند. این در حالی است که پس از امیر عبدالرحمن خان ، امیر امان الله خان در عوض به رسمیت شناختن خط دیورند .استقلال کشور را از حکومت هند برتانوی بدست آورد.

به این اساس،  می توانیم حکم کنیم که او، با انجام این معامله خیانتی را مرتکب شد؟

معلوم که پاسخ "نه" است.

چون او، با کسب استقلال افغانستان از طریق جنگ موفقیت آمیزی که با انگلیس ها انجام داد، (جنگ سوم افغان و انگلیس). لقب " غازی" را کمایی کرد.و مبتنی بر این، در تاریخ گذشته کشور  به صفت پر افتخار ترین زمامدار کسب موقعیت  کرد.

عکس آن ، امیر عبدالرحمن خان که در پای عهد نامه " دیورندامضا گذاشت، نامش به صفت خاین ملی ثبت  گردید.

این در حالی است که او، این کار را پس از بدست آوردن تائید لویه جرگه ای که آن را بدین منظور دعوت کرده بود، انجام داد . در این صورت چگونه می توانیم بگویم که او خائن ملی بود .چون مردم ما تا امروز" لویه جرگه" را به صفت مرجع مقدس تصمیم گیری در حالات بحرانی می شناسند. چه اینکه جمع آمد مذکور در قوانین اساسی اخیر کشور نیز به صفت عالی ترین مرجع تصمیم گیری قید گردیده است. به این اساس شاید قبول گردد که فیصله یی را که امیر عبدالرحمن انجام داد، مشروعیت بیشتر نسبت به کاری که امان الله خان غازی آن را به اتمام رساند ، دارد. البته با این فرق که امان الله خان به اساس این اصل در سیاست که گفته شده : "چیزی بده ، چیزی بگیر"  دست به این معامله زد . و عبدالرحمن خان در پی کسب این امتیاز نشد.

این در حالی است که پس از سقوط حاکمیت امیر امان الله خان توسط امیر حبیب الله کلکانی ، نادر خان در طول چهار سال فرمانروایی خویش  حرفی پیرامون مشروعیت نداشتن معاهده دیورند نزد به همین ترتیب ظاهر شاه نیز ، تا تاریخ 26 جولای سال 1949 هیچگاهی نگفت که معاهده دیورند اساس حقوقی ندارد. پس سوال در اینجا است ، چه شد که اعضای  پارلمان کشور در آن زمان یکباره تمام این  عهدنامه ها را باطل اعلان کرد و بعدا ،لویه جرگه یی که دایر گردید، به آن مهر تایید گذاشت؟ شاید پاسخ روشن باشد. چون طوری که قبلا گفته شد ، این اتحاد شوروی وقت بود که خواب رسیدن به آبهای گرم از طریق افغانستان و بلوچستان را می دید، نه دولت افغانستان .

اگر این پذیرفتنی باشد، ما روی چه دلیلی تا پل اتک ادعای ارضی کردیم و به این اساس دشمنی پاکستان و حامی های آن را که شامل کشورهای عضو ناتو می شدند و می شوند خریدیم؟

و تا هنوز که هنوز است، می گوییم که خط دیورند مشروعیت ندارد، و با این ادعای خود روح امان الله خان غازی را ناراحت می سازیم. مهم تر از همه این است که ما هیچگاهی از مردم پشتونستان سوال نکرده ایم که آیا ایشان توافق دارند که سرزمین شان جز خاک افغانستان گردد؟

اگر در این مورد سوال هم میکردیم، من یقین دارم که جواب آنان منفی بود. چه که اگر امروز هم چنین سوالی را بکنیم پاسخ شان منفی است.

در این صورت ، چون ادعای ارضی داریم ، باید دست به هجوم نظامی زده و جغرافیایی را که در انظرف خط دیورند قرار دارد تا مرز " پل اتک" اشغال کنیم ، این در حالی است که شاید هیچگاهی به چنین قدرتی دست نیابیم.

چون ما هنوز با مشکلات دست و پاگیر روبرو بوده، اولویت این باید باشد که پیش از پرداختن به کار خط دیورند وطن و مردم خویش را از این مهلکه نجات دهیم، و راه نجات ما راهی نیست که با ستیزه جویی پیموده شود. این راه راهی است که آن را به جز از بکار برد سیاست کار آ ابتکارات مثمر و حوصله مندی فروان نمی توان پیمود.

البته به بخاطری  که با مشکلات ذیل مواجه هستیم:

1-    ما جهت تامین امنیت و مصارف مالی خویش متکی به همکاری کشور های هستیم که فعلا در سرزمین ما حضور نظامی دارند.

2-    فاصله یی که میان اقوام و قبایل کشور در جریان جنگ های تنظیمی و قبل از آن ایجاد شده بود، با اندک تغیر به حال خود باقی است.

3-    هنوز تعدادی از فرماندهان معامله گر، حاکم بر سرنوشت اقوام و قبایل خویش هستند.

4-    گفته می شود که این فرماندهان جهت حفظ و تقویه نفوذ خود در میان گروههای اتنیکی خویش از مجاری استخباراتی کشور هایی که به انها کار می کنند، پول های هنگفت بدست می آورند، و قسمتی از آن را به این مقصد هزینه میکنند.

5-    همچنان شایع است که تعدادی از رسانه های مکتوبی، گفتاری و تصویری از جانب کشور های ذینفع تمویل می شوند، و در عوض به نشر و پخش برنامه هایی می پردازند که نفع مرجع تمویل رسانه در آن نهفته است.

6-    قرار شایعاتی که موجود است، تعدادی از کشور های همسایه و دول ذینفع، موفق شده اند مهره های نفوذی خویش را در بلند ترین مراجع دولتی جابجا کنند.

7-    فساد در همه ابعاد حاکمیت، مراجع خارجی ایکه کار های قرار دادی را پیش می برند، و نهاد های خصوصی ریشه دوانده و اعتماد مردم نسبت به جاری شدن عدالت از طریق مراجع عدلی را فلج کرده است.

8-    کشور های دونر که از رو به سعود رفتن فساد در تمام سطوح تشویش دارند، شاید دلخوش نکنند تا پولی را که از مالیه مردم خویش بدست می آورند، پس از سال 2014به کشوری مانند افغانستان هزینه کنند.

9-    در حدود بالاتر از 90% بودجه کشور از امداد ممالک دوست تهیه می گردد.

10-           سرباز ها و افسران نظامی و امنیتی افغانستان که معاش خویش را از پول امدادی تعدادی از کشور ها بدست می آورند، در صورت قطع گردیدن این امداد، احتمال آن نمی رود که با انجام وظایف خویش ادامه داده بتوانند.

11-           اردو و نیرو های امنیتی کشور تا حال مجهز با ابزار های جنگی موثر از قبیل انواع طیاره ها، توپچی ها ، وسایل زرهی، دستگاه های ردیاب، تخنیک استخباراتی  مدرن نگردیده اند، تا بتوانند با استفاده از آن در برابر تعرضات احتمالی کشور های همسایه و جنگ های نیابتی ایرا که رهبری می کنند، به دفاع از استقلال و تمامیت ارضی کشور بپردازند.

با در نظر داشت آنچه که بر شمرده شد، پیشنهاد میکنیم که بیائید تا زمانی که این همه مشکل خویش را از طریق کنار زدن شبکه های فاسدی که قدرت را در انحصار خویش دارند، و جاگزین کردن تیم متخصص و دلسوز به حاکمیت واقعی مردم و به عوض آن ها، بر مشکلات موجود فایق نیائیم، موضوعاتی از قبیل خط دیورند را با احترام گذاشتن به تصمیمی که برادران آنطرف خط در این مورد می گیرند کنار بگذاریم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پاورقی ها

 

 

1– غبار – میر غلام محمد – افغانستان در مسیر تاریخ – جلد اول – صفحه 640

2– فرهنگ – میر محمد صدیق – افغانستان در پنج قرن اخیر – صفحات 821-822-823

3– امیر عبدالرحمن – تاج التواریخ

4– فرهنگ میر محمد صدیق – افغانستان در پنج قرن اخیر صفحات 823 و824

5–لودویک آدمک- روابط خارجی افغانستان در نتیجه قرن او قرن بیست – ترجمه – پوهاند محمد فاضل

 6- فرهنگ – میر محمد صدیق – افغانستان در پنج قرن اخیر صفحه 507

7-    7 – رگ -  همان صفحات 825و 826

 

8– رگ – همان – صفحات 511-512-513

9 – رگ – همان – صفحه 510       

10- غبار – میر غلام محمد – افغانستان در مسیر تاریخ – جلد اول

11- رگ- همان

12- رگ- همان

13- ولیان – عبدالعظیم – تاریخ پاکستان

14- رگ- همان

15- رگ- همان

16- ولیان – عبدالعظیم – تاریخ پاکستان

17- رگ- همان

حسین الهیکل – ایران روایتی که ناگفته ماند- ترجمه حمید  احمد

18- غبار – میر غلام محمد – افغانستان در مسیر تاریخ – جلد دوم

19- رشتیا- سید قاسم- خاطرات سیاسی سید قاسم رشتیا

20- لودویک آمدک- روابط خارجی افغانستان در نتیجه قرن بیست- ترجمه ح- پوهاند محمد فاضل

21- فیض زاده- محمد علم- جرگه های بزرگ ملی افغانستان – صفحات 213 و 214

 

نویسنده: Administrator

Facebook

Twitter