وارد شدن
مرام مجما را تقویت انکشاف جامعه مدنی متنوع، کثرت گرا، جامع و متحد تشکیل میدهد.

جامعه مدنی چیست؟

جامعهء مدني فرهنگ سازش براي توافق است، اين جامعه قانونمند رابطهء حكومت با مردم و روابط افراد با حكومت را تنظيم ميكند.

ارزیابی

ویب سایت جدید مجما را چگونه ارزیابی میکنید؟

عالی - 60.9%
خوب - 26.1%
متوسط - 4.3%
ویب سایت قبلی بهتر بود - 8.7%

Total votes: 23

اشتراک

برای دریافت مجله جامعه مدنی اشتراک نمائید!
captcha

ساحات تحت پوشش

تعداد بازدیدها

امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه گذشته
مجموع
415
839
5303
2688263
14521
18901
2699402

 

انتخـــــابـــــــات!

 

داکترابولفضل.قاضـي.انتــخابات.رااينگونه تعريف کرده است:

«انتخابات.مجـموعة.عـملياتي.اسـت.کـه  درجهت

گزينش فرمانروايان ياتعين ناظراني براي مهار کردن.قدرت،تدبـــير.شده.اســـت.ازاين.ديـدگاه، انتخابات بمعني فنون گزينش و شيوه هاي مختلف تعين نماينده گان است. ابزاري است که بوسيله آن ميتوان اراده یی شهروندان را در شکل گيري نهادهاي سياسي وتعين متصديان اعمال اقتدارسياسي مداخله داد.»[1]

اساس انتخابات معاصر براي اولين باردر انگلستان گذاشته شد . منطق به عمل پيوستن آن هنگامي پذير فتني گرديدکه نماينده گان اشراف و نجباي روحاني ونظامي اين کشورواردشوراي تصميم گيري سلطنت شدندودراداره یی امورشرکت جستند.ازآن به بعد،عمليه مذکورباماشينيزه شدن صنعت توليد وشکل گيري بورژوازي صنعتي وتجارتي،در پهناي وسيعتري تحقق پذيرفت.به گونه ييکه، بورژواها و روشنفکران ايديالوگ ايشان نيز جهت رسيدن به چنين امتيازي تلاش ورزيدند.وازطريق براه انداختن مبارزات جدي سياسي به آن دست يافتند .

ازآنجاييـکه.گزينــش.نماينده.ازجــانب.آنان.جهت اشتراک درشوراي سلطنتي، بخاطر سهم گيري درحاکميت ازاين طريق ضروري شد، طيف تازه ظهورمذکور، زيادترازپيش به عمليه انتخابات علاقه گرفت، و درانکشاف آن تاحدرسيدن به يک نظام منسجم  پيش رفت.پس ازرواجيابي اين پديده متناسب با فرهنگ پوياي بورژوازي درانگلستان،ممالک همجوار آن نيزباتاثيرپذيري ازتحول وارده درکشور مذکور، پروسه دگرگون سازي ساختارکهنه اداري ومناسبات اجتماعي خود راآغاز کردند.ازاين روبود که اين وسيله مهار کردن قدرت، جهاني گرديدودر قرنهاي هفده وهژده تحولات بزرگي راموجب شد که بوجودآمدن رژيمهاي نماينده يي ونظريه «حاکميت ملي»بر مبناي عموميت يافتن اصل نماينده سالاري، مولود آن است . معقوليت و پذير فتني شدن طرح «حاکميت ملي»  به نوبه خود، شرايطي رافراهم آورد که ازاثرآن نظريه حاکميت مردم ژان ژاکروسو رنگ باخت و طرح دموکراسي مستقيم دربرابر نظريه «حاکميت ملي»به شکست مواجه شد.اساس شکست نظريه حاکميت مردم روسو، دربرابر طرح «حاکميت ملي»،به کوتاهي هاي ذيل که درآن متبارزبود،رابطه مي گرفت:

1-    به اساس نظريه مذکور، حکومت بايد جهت اتخاذتصاميم مهم به عموم

        مردم مراجعه مي کرد، تحقق اين امر گذشته ازتقاضاي زمان کافي،به هزينه

        وخدمات وسيعي ضرورت داشت که بالاثر دستگاه حاکمه درفاصله بين

        دوانتخابات با مصروف شدن درتنظيم امور اعمال آراي مستقيم مردم، کمتر

        مي توانست  به کارهاي ديگر بپردازد.

2-     به اساس رعايت نظريه "دموکراسي مستقيم"، تسلط فرهنگ

         وتفکرنازل شهروندان عادي در تصميم گيري دولت حتمي بود وبا لوسيله

         ازسرعت رشد وتحولات حياتي جامعه کاهش به عمل مي آمد .

 بنابرآن، نظريه استفاده از"دموکراسي مستقيم" معقوليت خود راازدست

 دادو بجاي آن طرح" حاکميت ملي " عموميت يافت .

نظرية حاکميت ملي که ابتدادرچارچوب حقوقي و مدني منعکس شد، قبل ازسال                 1789درچوکات حقوق عمومي جاگرفته بود.اين نظريه، پس از به پيروزي رسيدن انقلاب کبير فرانسه به عمل پيوست ودر اکثر کشورها موردپذيرش واقع شد. طراحان "حاکميت ملي"عقيده دارند که نماينده ها عبارت از کساني اندکه خواسته هاي ايشان تبارزدهنده خواسته هاي ملت است.

 

هر گاهي که نماينده ها دست به اتخاذ تصميمي مي یازند.درحقيقت ملت است که ازطريق ايشان مي خواهد سرنوشت خودرا مشخص سازد. لهذا، با اساس قراردادن آن،گفته مي توانيم که اراده ملي  ريشه در اراده نماينده گان ملت داشته وبه وسيله آنها تجلي مي يابد. يعني، هرفيصله ايکه توسط ايشان صورت پذيرفته ومبتني برآن تصاميمي که گرفته ميشود، نهاييبــــــــوده وديگرضرورتــــــــــــي بــــــــــراي مراجعــــــــه به آراء مــــــــردم ونظـــــــارت شهروندان.برتصاميم.مذکوراحساس.نمي گردد.موضوعا تي که انتخابات به آن علاقمندي دارد،عبارت انداز:

1-    راي،انتخاب کردن وانتخاب شدن.

2-    اجراي انتخابات

3-    احزاب وانتخابات

4-    نظامهاي انتخاباتي

الف:  راي، انتخاب کردن و انتخاب شدن

- راي چيست؟ حق و يا تکليف؟

"راي عبارت از کارکرد حقوقي و تشريفاتي ميباشد که شهروندان بارعايت ضوابط وشرايط قانوني از طـريق.آن.به.انــتخاب.نمايــنده.ونماينده.گان.مي پردازند ." [2]

اين عمل حقوقي ـ سياسي راي دهنده که موجب برگزيدن نماينده يانماينده گان ميشود،زمينة شرکت غير مستقيم آنان رادر ادارۀ امور مساعد ميگرداند . 

نظر يه پردازان قرن هجدهم درمورد عمل راي دهي، باداشتن دوطرزديد به دودسته تقسيم مي شدند. اولي راعقيده براين بود که راي دادن حق افراد است. گروه دومي اظهار مي داشت که اين عمل يک کارکرد اجتماعي وياتکليفي است که به شهروندان رابطه دارد. بنا برآن، در آغاز عصر دموکراسي راجع به اين موضوع دو نظر ذيل بوجود آمد :

1- نظريۀ حق رأي

2- نظريۀ کار خاص رأي

 

نظريۀ حق رأي

اين نظريۀ که از جانب روسو وشاگردان وي طرح گرديد،انعکاس دهنده اين مفهوم است که «حاکميت مردم» جمع سهميه هاي حاکميت شهروند مي باشد . بناءً ،هر شهروند حق دارد که در شکل دادن به حکومت و نظم بخشيدن به اقتدارعالي سياسي دخالت ورزيده وهمکاري کند. اگر اين حق، از طريق انتخابات براي يک شهروند تجويز گردد،  راي دادن حق مشروع متعلق به فرد است . پس تصميم استفاده و عدم استفاده از آن نيز به اراده وي رابطه گرفته واورا مخيرمي سازد تا در اين مورد، خود فيصله کند.

 

نظريۀ کار خاص رأي

اين طرز ديد که ريشه در انديشة "حاکميت ملي " دارد ، حاکي ازآن است که هر شهروند بادادن راي وظيفه اجتماعي خود راانجام ميدهد. و اصل، "حاکميت ملي" است. چون شهروندان از ارکان و اجزاي سازنده اين حاکميت بوده و موقف بالاتر از آن را ندارند. بارناو، يکي از طرا حان اين طرز ديد نوشته است: «راي دادن چيزي جز يک کار عمومي نيست و هيچ کس در اين باب حقي ندارد . جامعه حق دارد،درصورتيکه سودخود رادرآن ببيند ، کسي رااز اين کار معاف کند، يااينکه اعمال اين قدرت رابراي کسي تجويز دارد». بنابرآن، ميتوان گفت که راي دادن يک تکليف خاص اجتماعي است. و اگر منافع جامعه ايجاب کند، ميتواند آن راالزامي سازدو سر پيچي ازآن را ممنوع و تاحد تعين مجازات براي امتناع کننده آن پيش برود، گذشته ازاين، اگر نظريه حق راي رابه بررسي گرفته.واحکام.مربوط.به.آن.رامرورکنيم،مي بينيم که اين طرزديد،مواردذيل رادربرمي گيرد :

 رأي محدود

 رأي همه گاني

 

1- رأي محدود

ازآغازقانونــــــــــــــــــــــــــي شــــــــــــــــــــــــــــدن انتخابــــــــــــات جهــــــــــــت گزينــــش نماينــــــــــــد گـــان.وفرمانــروايــــان،اشــخــــاص.ومــراجــــــع.قانــــــون سـازدرصددشـــدندتامقرراتــــــيرا وارد قوانیـــــناساســــــــي وانتخـابات.ســازنــد،که.به.اســـاس.آن،اداره اموردراختيارعـــــوام الناس قرارنگيرد،اين طرز تفکر،ازلحاظ اجتماعـــــي  پــس ازايجادومسلط گرديدن مناسبات.سرمايه.داري.درکـــشورهاي.پيـــشرفته بوجودآمد.بورَژواهاوبالاخص سرمايه داران بزرگي که به تازه گي قدرت سياسي راازاختياراشراف ونجباخارج ســــاختــــه بودنـــد، آرزوداشتنــــــد کــــــه ايـــــــــــن امتيازراتـوسط.نخبه.گــان.وشايســـته.ترين.هاي جامعه،حفظ وحراست کرده وخطر نفوذمردم عادي در مراجع تصميم گيري رااز طريق مذکورمنتفي سازند. به همين اساس، تلاش ورزيدندتاشرايطي درقوانين وضع گرددکه برمبناي آن حق راي براي شهروندان محدود ساخته شود . بابجا آمدن اين امر، شرايط محدود سازي ذيل  قانوني  گرديد و به اجرا درآمد :

- شرط مالياتي

- شرط شايسته گزيني

 

شرط مالياتي

به اساس اين شرط،حق راي به آنهايي اختصاص مي يافت که مقدارمعين ماليات مستقيم راتحت عنوان «ماليات انتخاباتي» به دولت مي پرداختند . ميزان ماليات مذکوراز طريق قانون به ترتيبي تعين مي گرديدکه با تاديۀ آن،امکانات مادي راي دهنده درحدقابل ملاخطه اي تثبيت مي شد . طراحان اين نظر مي گفتند که ماليه دهنده گان مذکوراندکه قدرنعمات مادي جامعه رابيشتراز ديگران دانسته ودر نگهداري وحفظ آن که متعلق به ملت است ،ازلحاظ روحي و معنوي پابندي نشان ميدهند.همين هااندکه تحميلات وارده ازطريق تصاميم حکومتي مبتني برتهيۀ مدارک قابل پرداخت رابدوش کشيده وبردرستي ونادرستي برنامه هاي روي دست آمده ازجانب دستگاه رهبري دولت، وقوف کامل دارند.لهذا، جمع مذکورمستحق اند،تا توسط رفتن به پاي صندوق هاي راي،سر نوست اداره کشوررارقم زنند.

     دربرخي ازکشورها،اين شرط دررابطه به تملک مردم برحدود معيني ازاراضي مطالعه مي گرديدودر قرن 19اسباب بروزرقابتهاي جدي ميان اشراف زميندار وبورژواهارا جهت رسيدن به قدرت  فراهم آورد . ازاثر به وجود آمدن اين رقابت ها ميان ايشان، شرايطي تهيه گرديد که اشراف زميندار بررقيب بورژواي خود فايق آمد و کرسي قدرت در کشور را به طبقة خود کمايي کرد.

 

 

شرط شايسته گي ياشايسته گزيني

بنابرايجابات اين شرط، حق راي به کساني تجويز مي گرديد که بايد سواد خواندن و نوشتن را دارا مي بودند . پيشنهاد کننده گان اين طرح، مخالفين خود را نيز داشتند. به عقيده مخالفين ايشان، محروم کردن بي سوادان ازحق راي موجب بوجود آمدن نوعي از اليگارشي اجتماعي بجاي دموکراسي مي شود. اين دور از انصاف است که بخش بزرگي از جامعه را ناديده گرفت و از حق مسلم شان محروم ساخت . شرط مذکورمردم رابه دوبخش شهروند که در متن جامعه جا دارد و غير شهروند که خارج از آن زندگي مي کند، مجزا مي سازد. علاوه برآن،شايستــــه گزينان.اکثرکشورهاتــاکيــــدمي ورزيـــدنـدکه راي دهنــده.بايــــدتوانـــايي.ايــن.راداشـــته باشــــــدتابااستفــــاده ازمطــبوعات، کتب،رسايــل ووسايل خبري حقايق رادريافته وبه اين ترتيت موضع سالمي رابرگزيند. موضعي که بالوسيله به حفط آزادي اراده خويش پرداخته وبه انجام وظيفه بسيار مهم راي دادن جهت گزينش فرمانروايان و نماينده گان مطلوب مبادرت ورزد. به اساس مرعي بودن اين گونه محدوديت در اعطاي حق راي براي شهروندان، ديده مي شود که درکشور هاي مانند شيلي(چلي)وفليپين،راي دهنده بايداز سوادخواندن ونوشتن برخور دارباشد. به همين ترتيب، دربعضي از ايالات جنوبي امريکااين شرط قيد گرديده است که آنهايي که به پاي  صندوق راي مي روند، بايد به اثبات برسانند که استعداد خوانش قانون اساسي ايالتي خويش رادارند. ودر برخي از ايالات ديگر حتي دادن توضيحات کافي درمورد قانون اساسي نيز يکي ازشرايط دريافــــت حـــــق راي مي باشد .

علاوه برمحدوديت هايي که بر شمرده شد. تاريخ انتخابات شاهدتعميل محدوديتهاي ديگري نيز بوده است که برروند نماينده گزيني اجتماعات بشري سايه افگنده است. واين محدوديت هاعبارت انداز:

- محدوديت جنسي

- محدوديت نژادي

 

محدوديت جنسي

اين محدوديت عموماًدرجوامع مرد سالاروضع گرديده و مبتني برآن،زنها حق نداشتنددرانتخابات شرکت ورزند. محدوديت مذکوربراي اولين باردرسال 1890 در ايالت "وايو مينگ" امريکا و به تعقب آن در تعدادديگري ازايالات اين کشور، ممالک تحت الحمايه انگليس و اروپا از بين برده شد. همچنان، ممنوعيت اشتراک زنان در انتخابات فدرال در ايالات متحدة امريکا درسال 1920 ودر بريتانيادرسال 1928از بين رفت . فرانسه وموناکو ممالک ديگري بودند که درسالهاي 1944و 1964 اين محدوديت رابرطرف کرده وحق سهم گيري زنان درانتخابات راوارد قانون ساختند .

 

محدوديت نژادي

برخوردمتعصبـــانه.وتبعــيض.آمـــيزعده.يي.از فرمانراويان وحکومات وابسته به اقوام و ملل حاکم برسرنوشت اقليت هاي قومي، ملي و نژادي دريک کشور، سبب گرديده بود تا اين محدوديت بر محکومين مذکوروضع شده وبالوسيله حق اشتراک آنها درانتخابات زايل گردد. به گونه مثال ميتوان ازمحروم گرديدن يهودها درآلمان نازي وسيا هان درعده يي ازايالات جنوبي امريکا وافريقاي جنوبي يادآورشد.

 

2- راي همگاني

  دراين.نــــوع.راي.ويـــاانتـــخابــات،بااينکـــــه محدوديتهــاي مالياتي،شايسته گزيني، جنسي و نژادي و جودندارد.ولي فارغ از يک سلسله محدوديت هايي نمي باشدکه قوانين اساسي وياانتخاباتي کشورها باوضع شرايطي آن رامرعي ميدارند. به گونة  مثال مي توان از شرايط ذيل نام برد :

  تابعيت

  عمر                

  وضع رواني                

  اهليت اخلاقي 

 داشتن.وظــايف.دولتي.ايـکه.اصــولاحق.دادن.راي ازکارمنـــــدرازايل ميسازد .

 تخطي ازمقررات انتخاباتي درجريان راي دهي .

 

 

انواع را ي

انواع راي به ترتيب ذيل شناسايي شده است :

1.    راي فردي وراي اجتماعي

2.    راي برابر وراي چند گانه

3.    راي اختياري وراي اجباري

4.    راي وکالتي وراي مکاتبه ي

5.    راي علني وراي مخفي

6.     راي تکنام و راي چند نام

7.    ليست بسته و ليست باز

 

 

الف: راي فردي و راي اجتماعي

راي فردي آن نوع رايي راگونيد که به شخص شهروند تعلق داشته واومي تواند که آن رادر محل اقامت وياکارخويش به شخص مورداعتمادخودبدهد. ولي، هر گاهي که يک شهروند نسبت عضويتي که در يک گروه اجتماعي ، تشکل اقتصادي و يا حرفه يي داشته وحق راي به همين اعتبار براي وي تجويز گردد، اين راي راراي اجتماعي گويند .

 

 

ب: راي برابر و راي چند گانه

راي برابر به آن گونه راي اطلاق مي شود که يک فرد شهروند درتمام حالات داراي حق يک راي است . او مي تواند که ازاين راي جهت گزينش کانديد موردنظر خود استفاده کند. راي  چندگانه که درشرايط امروزي چند ان معمول نيست، به آن رايي گفته مي شد که يک شخص نظر به موقف اجتماعي خاصي که داشت ، حق اين را در مي يافت تا به صفت نماينده اعضاي صغير خانواده اش نيز راي بدهد. و يااين که، علاوه براعطاي راي به شخص مورد نظرش يک راي ديگر رانيز به شکل فوق العاده دراختيار داشت تاازآن استفاده کند. علاوه برآن،پيش از سال 1951 ميلادي، درانگلستان معمول بود که يک شخص در حالي که مي توانست يک راي رادر حوزه انتخاباتي محل کارخويش به صندوق باندازد، پيوسته براين،حق اين رانيز داشت تا وارد حوزه انتخاباتي دانشگاهي که درآن تحصيل کرده بود شده ويک راي ديگررادر حوزه مذکور به کارببرد .

 

ج: راي اختياري و راي اجباري

راي اختياري عبارت از رايي مي باشد که شهروند حق داردتادرمورداشتراک وياعدم آن در انتخابات، آزادانه تصميم بگيرد. در اينصورت ، هيچ گونه تعميلاتي از جانب مراجع مسئول جهت اتخاد موضع موافق ويا مخالف در اين مورد در کار نيست. ولي، در راي اجباري وضع به گونه ديگري است. دراين طرز اعمال راي، هر شهروند مجبور و مکلف است تا به پاي صندوق راي رفته مکلفيت اعمال راي را بجاآورد. منطق توسل به اين شيوه عمدتاًدر علاقه نگرفتن شهروندان به پروسه انتخابات وگرداننده گان چرخ سياست يابيهود ه پنداشتن اين کاردر گزينش سياست بازاني که به نظر ايشان راي مردم رابه مسخره مي گيرند،متبارزمي گردد. بناً، دستگاه هاي قانون گذاري دربعضي ازکشورها جهت جلوگيري ازاين نقص،اشتراک شهروندان در انتخابات رااجباري ساخته وجهت تحقق اين امر،براي متخلفين جزاي نقدي تجويز کرده اند. راي  اجباري در ممالکي چون، بلژيک ، لوکزا مبورک، هالندو چند کانتون ازکنفد راسيون کشور سويس رواج دارد .

 

د: راي و کالتي و راي مکاتبه ي

1- راي وکالتي

راي وکالتي هنگامي اعمال مي شودکه شهروندنسبت معاذيري که داردواردحوزه انتخاباتي شده نمي تواند.مثلاً،کسي که معلول يامريض است، نظامياني که بخاطر مناسب نبودن موقعيت کاري شان نمي توانندوارد حوزات راي دهي گردند،مسافرين و غيره. دراينصورت، شهروندان مذکور حق دارندتا جهت سهم گيري درانتخابات، به گرفتن وکيل متوسل گردند. اين درحالي است که استفاده از چنين شيوه ، اکثراً باتقلبات، اعمال فشارهاو حق تلفي هاي زيادي همراه بوده است. ولي ،استفاده از تدابير تجربي ايکه دراثر کاربرد شيوه مذکور بدست آمده است،تاحد قابل ملا حظه ي اين تقايص برطرف و به شرحي که مي آيد مورد استفاده مي باشد :

 درکشور فرانسه،دريانوردان،نظاميان،کا رمندان فرانسوي مقيم خارج وخدمه هاي تجارتي مي توانند ازراي وکالتي استفاده کنند .

 درانگلستان اين راي براي اعضاي قواي مسلح کشورمختص مي باشد.

 درسوريه تنها همسران مي توانندکه به وکالت يکديگر راي بدهند.

در هالند يکي ازاعضاي خانواده ويا شخص با اعتباري که درمحل زندگي شهروند وکيل پذير بود و باش دارد،حق اين رادارامي باشد تابه صفت وکيل وي اعمال راي کند.

 

2- راي مکتوبي

راي مکتوبي هنگامي مي تواند مورد پذيرش قرار گيردکه راي دهنده قبل ازتدويرانتخابات تشريفات قانوني راي دهي راانجام داده باشد. اين گونه اعمال راي، درممالکي چون آلمان فدرال طبق قانون انتخابات 1954 ودربريتانيا به ترتيب ذيل صورت مي گيرد :

-  شهروند راي دهنده بايدهژده روزقبل از برگزاري انتخابات  کارت وتکت راي دهي خويش را در حالي براي مسئول انتخابات بفرستد که در روي تکت ازصورت خانه پري کارت توسط خودش اطمنان دهد.

- درانگلستان اين طريقه وقتي مي تواند قانونيت کسب کند که قبل از تدوير انتخابات راي دهنده اسم خودرادر کتاب مخصوص ثبت نام راي دهنده گان مکتوبي ثبت کرده باشد. بعداًتکت راي خود رايکجا باورقه اي به آدرس مسئول انتخابات حوزه ايکه شهروند مذکور حق اعمال راي درآن را دارد،بفرستد .

 

 

ذ: راي علني و راي مخفي

راي علني به اساس تجربيات حاصله ازروند تاريخي انتخابات منطق استفادة خويش رااز دست داده است. چون،درجريان راي دهي ثابت گرديده است که اکثـــرراي دهنـــده گـــــان درهنگـــــام اعمــــال راي به ايـــن شيوه،نسبت.تحت.تـاءثيرقــرارگرفــتن.ازلحاظ.اخلاقي درحدحيــاي.حضور،تهديــدشدن.درپـــايان.مـراسم انتخابات،موردانتقام.جــويي.قـــرارگرفتن.وغيره  متضرر گرديده ويا جبراً به دادن راي براي آنهايي که قصداعطاي راي برايشان رانداشته اند،وادار ساخته شده اند.باآنهم، متفکريني چون «مونتسکيو» و «روبيسپير» بر تأئيد اين شيوه پافشرده اند . ايشان راعقيده براين است که شهروند عادي در اینصورت مي تواندبه گزينش بهترازراهنمايي خبره گان وسرشناسان دست يابند و يابابکاربرداين شيوه درجه شجاعت مردم بالا رفته وازتحت تاثير تعميلات وزور گويي آزاد مي شوند . علاوه بر آن، راي علني پس ازايجاداتحاد شوروي، در مربوطـــــات آن رايــج.گرديـــــــد.مبــتني.برآن،راي.دهـــنده.گان بابلندکردن.دست.موضع.خوددرموردرااعلان.مي کرد ند.

 

 

ر: راي تک نام و راي چند نام :

راي تک نام در صورتي مورد استفاده قرارمي گيرد که درحوزه انتخاباتي تنها يک کرسي موجودباشد. دراينصورت،راي دهنده گان به کانديد دلخواه خود راي مي دهند.اين شيوه لزوماً درانتخابات رياست جمهوري به کاررفته وهمچنان درکشورهايي که داراي حوزه هاي کوچک انتخاباتي باشند نيز مورد استفاده قرارمي گيرد. ولي، راي چند نام درحوزه هايي بکاربرده مي شودکه داراي کرسي هاي متعدد بوده وبراي احرازهريکي ازآنها ميان کانديدان شامل ليستها رقابت صورت گيرد. بناً،راي دهنده گان بايدبراي فهرستي ازنام هايي راي دهند که درليست خاص قيد شده است. اين شيوه بادر نظر گيري فوائيدي که راي تک نام براي راي دهنده دارد، آنقدرپذيرفتني نيست. چون ، در طرز راي تک نام هرشهروند مي تواندبا تمام صفات کانديد مورد نظر خويش آشنايي حاصل کرده و به گزينش دقيق توسل جويد. در حالي که درراي چند نام که به آن آراي ليستي نيز گفته مي شود.اين ارجهيت موجود نبوده و برمبناي آن، راي دهنده گان بي آنکه بدانندبراي چه کسي راي داده اند، باليستي ازنام شخصيت هاي ناشناس مواجه مي گردند،

بکار برداين دوشيوه، عمدتاً وابسته به نظامهاي انتخاباتي چون اکثريتي ويا تناسبي مي باشد .  در نظام اکثريتي عموماً از طرز راي تک نام و در نظام تناسبي از طرز راي چند نام و يا آراي ليستي استفاده به عمل مي آيد .

 

ز: ليست بسته وليست باز :

ليست بسته به آن ليستي گفته مي شودکه راي دهنده بايدبدون کم وکاست، فهرستي از نامهايي رادرليستي که درآن به صفت کانديدان يک حزب خاص درج است، تائيد کرده وليست مذکور را به صندوق باندازد. ولي، درليست باز،شهروند حق داردتا دراطراف بعضي ازنامهادايره کشيده وبه اين ترتيب عدم رضائيت خوددردادن راي براي آن راوانمود کند،و يااينکه بجاي آن نام کانديدديگري راکه درليست موجوداست نشاني کندو يااز رديف هاي پايين و بالا ببرد وآنگاه ليست راوارد صندوق سازد .

 

ب-  اجراي انتخابات

     دراين مبحث موارد ذيل درنظر گرفته مي شود :

1- حوزه بندي انتخاباتي 2- فنون تعين وتشخيص هئيات راي دهنده

3-راي گيري، قرائت آراواعلام نتيجه 4- مجازات تقلبات  درانتخابات5-  دعاوي انتخاباتي

نسبت ضروري نبودن تشريح تمام فاکت هاي مذکور، تنها به بحث روي حوزه بندي انتخاباتي که ضروري است، مي پردازيم .       

- حوزه بندي هاي انتخاباتي

اين عمليه به تعدادنفوس وجغرافياي سکونت شهروندان دريک کشورعلاقمندي نشان مي دهد .  چون،هرنماينده منتخب، ازجمع تعدادي برگزيده مي شودکه قوانين اساسي وياانتخاباتي يک مملکت آنرا معين مي دارد. واين تعداداز بدنه کوچکي ازمجموع نفوس جامعه اي است که دريک سرزمين زندگي دارند.و سرزمين مذکورجهت بوجودآمدن تسهيلات درجريان انتخابات بايد به حوزه هاي انتخاباتي تقسيم گرديده وتناسب ميان تعداد نفوس هر حوزه وکرسي هاي پارلمان مشخص شود.تااينکه انتخابات به شکل عادلانه برگزارگرديده و حق هيچ شهروندي درجريان راي دهي تلف نشود. ازاين رو است که درقوانين اساسي وياانتخابات دراکثرممالک، تعداد کرسي هاي پارلمان معين بوده واين مسئله نيز و ضاحت مي يابد که يک نماينده بايداز جانب چه تعدادي ازراي دهنده گان انتخاب شود.مسئله مهمي که دراين رابطه بايدبه آن توجه صورت گيرد ،عبارت ازاين است که حوزه هاي انتخاباتي از لحاظ تعداد، وسعت وميزا ن جمعيت ثابت نمي ماند، چون،باازديادنفوس درنفس حوزه،کوچ کشي ازآن و سکونت پذيري شهروندان مراجعه کننده درآن در مقاطع مختلف زماني، مي تواند که اسباب دگرکوني وضع درحوزه هارافراهم آورد. بناً،لازمي است که درفاصله بين دوانتخابات،احصايةدقيق نفوس حوزات گرفته شده وبه اساس آن به تقسيم کرسي ها پردا خته شود.

 

 

ج- احزاب سياسي و انتخابات

جهان پيشرفتة امروزي که عمدتاًتوسط نظام هاي يک حزبي،دوحزبي وچندحزبياداره مي گردد.مبتني برآن،درممـالکي که.داراي.يکــي.ازايــن.نظامها استند،شرايط برگزاري انتخابات درآن ها طوري عيارشده واعتبار قانوني مي يابدکه ادارة مسلط برآن تاکيــدورزيده ومناســبات اجتـماعي وسطع رشدفرهــنگي مــردم ايجــاب آن رامـي کند.بناً، کارکرداين نظامهــادربراه اندازي انتخابات به شرح ذيل متجلي مي گردد:

 

1- نظام يک حزبي

اساس نظــــام مــذکور که درآلمــــان نــازي واتحــــادشوروي گذاشته.شــد،عمومـــاًبراي.حکومات.اقتـدارگراو دکتاتوريپسندمعقوليت دارد.دراين نظام، دستگاه رهبري حزب حاکم است که کانديد مورد نظر خويش راواردحوزه هاي انتخاباتي کرده وزمينة  بـدست آوردن آراءراي دهنـــده گــان به اوراتهيه مي بينند. قانون انتخابات درنظام هاي يک حزبي به گونه ي تنظيم مي گرددکه به اساس آن محدوديت هاي مشخص جهت حقوقي گرديدن شخصيت راي دهنده وضع شده وبه اين ترتيب، ازنامزدي کانديد هاي گوناگون.درانتخابات.جلوگيري.بعمل.مي.آيد. معتــقـــــديــن بــــه ايـن طـرزديدچنين مي پندارند که حکومات ايجادشده ازجانب حزب حاکم، ممثــل اراده طبقــــات محتــــاج جامعـــــه کــــه داراي اکثريـــت مطلــق استند،بوده.وهرگامي.کــه.برمــيداردهـدف.ازآن مساعدساختن شرايط زندگي خوب براي همه مردم است .

 

2- نظام دو حزبي

درکشو هايي که نظام دو حزبي برسرنوشت جامعه حاکم است،رعايت قوانين انتخاباتي درآن،از مشکل شهروندان درجريان راي دهي کاسته وشرايط گزينش رابسيط مي ســازد.در همين نظــام است که انتخاب کننده دربرگزيني کانديداي دلخواه خويش کمتر به ترددوســردرگمي مــواجه مي شــود.چـون،نظريات وديدگاههاي رقيبان انتخاب شونده که نماينده گي ازدوحــزب رامــي کنــند،مشخص بوده وهــرکدام باشعارهاي خاصي که دارندوارد عرصه مي گردند. در نظامهاي دو حزبي، موضوع بسيط بودن معادلة انتخابات به اين مسئله  نيز رابطه داردکه هر يکي ازآن  مي تواند با کسب اکثريت لازم آرا برنده گرديده وبه تشکيل حکومت بپردازد . حکومات مولودنظامهاي دو حزبي که از پشتيباني ثابت ومطمئن در پارلمان برخورداراند. به ندرت به خطرانحلال مواجه مي شوند . چه، که اگر احزاب مذکــور ماننــد حزب هاي مطرح درانگلسـتان از انضباط مناسب تشکيلاتي بهره داشته باشند .

 

3- نظامهاي چند حزبي

نظامهاي چندحزبي طبيعتاً درممالکي معمول است که اجتماعات ساکن درآن هاازلحاظ طبقاتي،نژادي، قومي،ديني ومذهبي يکسان نمي باشند. ناهمگوني هاي مذکـورهمان طوري که اسباب تبـارزايديولوژي ها، عنعـنه،سنن،فرهــنگ ومــدنيت خاص مربوط به هر گروهــي ازآن هــارامهيامي سازد.به همين ترتيب، شرايطي را نيز فراهم مي آورد که متناسب به آن احزاب وسازمانهاي سياسي نيز شکل مي گيرد. با ايجاد وشــرکت چنين احــزابي درمبارزات انتخاباتي اين کشورها، مسلم است که نظريات و خواســته هــاي گــوناگون سياسي، ايديولوژيک، اجتماعي واقتصادي ازجانب آنها مطرح گرديده وهرکدام بخـشــــي ازجــامعه رابــــه دنبـــــال مي کشنــد . پس،باارائه.ديـدگاههاوتوقــعات.ناهمگون.ازجانب شان است که راي دهنده گان دراثراستماع آنها دچار سردرگمي فکري گرديـده ودرتـصميم گيري خــودبه مشکل مواجه مي شوند. بااينکه درچنين کشورها،ازطريق آزادبودن اتباع در گزينش نماينده گان، دموکراسي بهتر تحقق مي پذيرد. ولي، نقص عمدة آن اين است که کمتراحزابي اين توانايي رادرمي يابندتا اکثريت پارلماني رابدست آورده واز طريق مذکوريک حکومت مقتدروباثبات راايجادکنند.از اينکه حکومات در اين نوع نظامها مولود شکل گيري ائتلافها ميان احزاب مي باشد، ثبات آنها در پابند ماندن شان به تعهداتي که مي کنند، ارتباط مي گيرد به محکم و ياشکنــنده بودن ائتلافاتي که به اساس منافع مشترک خويش آن را پي مي ريزند.

 

د- نظامهاي انتخاباتي

عمليه انتخابات نماينده گان درجهان،علي العموم بادونظام انتخاباتي ذيل سروکاردارند :

- نظامهاي اکثريتي    

- نظامهاي تناسبي .

 به همــين ترتــيب،ايـن نظامهانيزبه شعبات ذيل تقسيم مي شوند .

- نــظام اکــثريتي  يک مرحله ي يا ساده ونظام اکثريتي دو مرحله ي

- نظام تناسبي کامل ونظام تناسبي نزديک

 

1- نظام اکثريتي ساده ، يا يک مر حله اي

درنظام اکثريتي ساده،انتخابات دريک مرحله صورت پذيرفته ودرنتيجه، کانديدايي برنده مي شود که راي بيشتردرانتخابات رابدست آورده باشد.از اين شيوه درانگلستان جهت انتخاب نماينده گان مجلس عوام ودرامريکا براي انتخاب سناتورها استفاده به عمل مي آيد. ازشيوة انتخاباتي مذکورمي شود که بخاطرانتخاب يک نماينده دريک حوزه راي دهي  و ياچند نماينده استفاده به عمل آيد. به گونه يي که، در صورت موجوديت اضافه تر از يک نماينده در يک حوزة انتخاباتي که به اساس ليست بايد صورت پزيرد،راي دهنده گان مي توانند برروي کارت هاي راي دهي خويش نام چند کانديد رانــوشـته وبه اين ترتـيب نقـش خـوددرانتخاب نماينده گان پارلماني راانجام دهند.بناءً،در حوزه هايي که داراي چند کرسي مي باشند، کانديدان مي توانند بادرنظرداشت تعدادکرسي هادر حوزه انتخاباتي،بادريافت آراءبيشتر، باالترتيب برنده شوند.دراين نظام، احزاب کوچک در برابر احزاب بزرگ شکست مي خورند. و نظام مذکور زمينه رفتن جامعه به سوي دو حزبي شدن را مساعد مي سازد .

 

نظام اکثريتي دو مرحله يي

نظام اکثريتي دو مرحله يي هنگامي در نظر گرفته مي شودکه کــانــديدان يـک حوزه راي لازم راکه عبارت ازنصف آراءجمع يک باشد، بدست آورده نمي تواننــد.درايــن صورت انتخـابات براي باردوم دايرمي گردد. مثلاً ،دريک حوزه سه کرسي وجود داشتهوبخاطربدست آوردن آن هاکانديدان پنج حزب به رقابــت مــي پردازنــد.درايـن صـورت،اگـر کانديدهاي مذکور هيچ کدام موفق به اخذ اکثريت مطلق آرانگردند،ايجاب مي کندکه جهت تعين گرديدن سرنوشت هرسه کرسي انتخابات براي بار دوم براه انداخته شود. دراين دور، بدست آمدن نتيجه به اســاس اکــثريت نسبي يعــني آن کـانـديـداويا کانديدايي که آراي بيشتر نسبت به رقيب و يا رقباي خويش راکمايي کنند ، با الترتيب برنده گرديـده وبـه اين شکـل مشکل عايـده راه حل مي يابد .

 

نظامهاي تناسبي

نظامهاي مذکور اکثراًًًً درممالکي مرعي است که درآنها کثرت احزاب وجوددارد. اين نظام، بخاطر رفع معا ذير نظام اکثريتي به وجود آمد . چون درنظام اکثريتي تعداد آرايي را  که با زندگان هر حوزه کسب کر ده اند، از محاسبه خارج مي شود . بي نماينده ماندن آراي با زندگان اکثرآ موجب اين مي گردد که برنده ها باآراي ضعيف به پارلمان راه يابند.دراينصورت اين پارلمان ازاکثريت قاطع شهروندان نمايندگي کرده نتوانسته وباضعف اعتبارمواجه مي شود.

جهت به اجرادر آمدن نظام تناسبي از روش هاي ذ يل استفاده مي گردد :

- تعين ضريب انتخاباتي

- تعين معيار واحد

- ضريب ملي بدست

الف- ضريب انتخاباتي :*

بخاطر تعين اين ضريب دريک حوزه انتخاباتي، نخست تعداد آراي قابل محاسبهُ ريخته شده در صندوقها( غير از آ راء پوچ و باطل ) تثبيت مي گردد . بعدآ ، تعداد مذکور بالاي کرسيهاي تجويز شده در اين حوزه، تقسيم مي شود. نتيجه بــدست آمــده ازآن،عبــارت ازضــريب انتخاباتي مي باشد .

به گونهُ مثال اگردر يک حوزه پنج کرسي نمايند گي موجود باشد و سه  حزب بخاطر بدست آوردن آن به مبارزه بپردازند .

درين صورت اگرآراي ريخته شده قابل محاسبه درصندوق ها600000                                                                            

باشد،ضريب انتخاباتي حوزه عبارت است از   120000    =   600000                                                                                                          

                                                                                         5

بعد از آن ، اگر تعداد آراي قابل محاسبه بين 3 ليست را به ترتيب ذيل

توزيع کنيم:

            ليست    الف          255000

            

             "       ب                215000 

 

             "       ج                 13000

                                        600000

 

 

 

 

 

 

 
 

 


    

*- دکتور منوچهر طباطبايي موتمني در کتاب خود تحت عنوان "حقوق اساسي" اين ضريب انتخاباتي  را بنام ضريب حوزه اي معرفي کرده است

 

                             

 

 

 

 

 

 

آنگاه، با استناد به ضريب انتخاباتي مي بينيم که ليست هابه اساس آرايي  که بدست آورده اند برنده چند کرسي شده مي توانند

 

ليستها

 

آراء

 

ضريب انتخاباتی

 

 

تعداد      نماينده

 

آراء باقيمانده

الف

255000

120000

2

15000

ب

215000

120000

1

95000

ج

130000

120000

      1

10000

 

 

طوري که ديده  مي شود، سر نوشت 4 کرسي معلوم شدوتکليف يک کرسي باقيمانده  نامعـــلوم است.

 اين درحالي است که ازهر ليست تعدادي از آرا بدون نماينده  بافيمانده  است . جهت روشن شدن سر نوشت باقيماندها بايدازمعيارواحداستفاده گردد .

 

ب- معيار واحد:

 اين معيار در حالي تحقق مي پزيرد که ضريب انتخاباتي پيش از شما رش آراء توسط قانون مشخص گرديده باشد . درا ينصورت ، ضريب مذکور بالاي آراي حساب شده در حوزه ها تقسـيم مي شود. و به اين تر تيب ، کرسي هايي که بايد به هر حوزه تعلق گيرد، تعين مي گردد.از اينکه در معيارواحد کرسي هاي مر بوط به حوزه ها قبل از شما رش آرا مشخص نمي شود، اين امربه شمارش آرارابطه گرفته ومعيار واحد که از جانب قانون وضــع مــي گردد. درسراســر کشــوربه گـونه همسان مورداستفاده قرار مي گيرد. 

به گونهُ  مثال ، اگر معيار واحد براي توزيع يک کرسي، درقانون 20000 تعين شده باشدو تعداد کل آرادر يک حوزه 340000  حساب گرديده باشد . آراي مذکور به ترتيب ذيل ميان 4 ليست توزيع مي شود.

 

 

 

ليست

 

راي

 

معيار

 

تعداد نماينده

 

با قيمانده ها

الف

 

96500

 

20000

4

16500

ب

 

88450

 

20000

4

8450

ج

 

78000

20000

3

18000

د

77150

20000

3  

17150

 

 

 

درين صورت مي بينيم که ليست الف داراي 4 نماينده و 16500 راي  با قيمانده،ليست ب داراي 4 نماينده و 8450 راي باقيمانده ليست ج  داراي 3 کرسي و 18000 راي باقيمانده و ليست د داراي 3 کرسي و17150راي باقيمانده است . طوري که ديــده مي شــــوددرضــــريب واحــد نــيزسر نوشــــت با قيــــمانده ها مـــعلوم نشده اسـت .

ج – ضريب ملي :

بخاطرمعلوم گرديدن ضريب ملي، تعدادآراي حساب شده درتمام کشوربر کرسي هاي پارلمان که توسط قانون معين گرديده است ، تقسيم 

 

مي شود.حاصل اين تقسيم عبارت ازضريب ملي است. ازاينــکه استــفاده ازضــريب ملي باعــث تلف گرديدن وقت زياد شـده وطريق اجراي آن بي نهايت پيچيده مي باشد.استفاده ازآن آنقدرها معمول نيست.

قراري که در فوق ديده شد، سر نوشت باقيمانده هااز طريق تعين ضريب انتــــخاباتي حوزه اي و ضـريب  واحد مشخص نگرديد .

بنابراين، بــخاطر رفع اين مشکل از نظام هاي تناسبي کامل و تناسـي نزديک اســــــتفاده به عمل مي آيد.

 

الف- نظام تناسبي کامل:

 

دراين نظام، کرسي باقيمانده به اساس آراي باقيمانده در ليست هاي متعلق به هر حزب با در نظر داشت ضابطه معيارواحدو يااحتمالآ ضريب ملي در سطح کشور توزيع مي شـود.

مثلآ اگردرسطح کشور شـش حزب دررقابت باهم قرار داشته باشند واحزاب مذکـور هر يـک داراي آراي کل باقيــمانده ذيل با شــند:

 

 

 

 

 

حزب –     الف                       250000

"          ب                           130000

"          ج                           120000

"          د                            150000  

"         هــ                           94000

 

 

و معيارواحد تعين شده به اساس قانون 90000 باشد،احزاب رقيب بالتريب کرسي هاي ذيل رابدست مي آورند:

 

 

احزاب

 

تعداد      نماینده

با قيمانده

 

الف

2

 

70000

ب

1

40000

ج

 

1

 

30000

د

1

        60000

هــ

1

4000

 

 

ب- نظام تناسبي نزديک :

درنظام تناسبي نزديک سر نوشت انتخابات يک حوزه درخودآن حوزه تعين مي گردد. به گونه اي که تعدادکرسي هاي حوزه قبل از آغاز انتخابات توسط قانون تثبيت مي شود. ازآن به بعد توزيع کرسي ها ميان ليست هاي احزاب دردومر حله صورت مي گيرد .

درمر حله اول آراي محاسبه شده درحوزه تقسيم کرسي هامي گردد تا از اين طريق ضريب انتخاباتي معين شود.

به گونه مثال اگرآراي محاسبه شده در يک حوزه 780000 و تعداد کرسي ها 4 باشد . در اين صورت ضريب انتخاباتي 195000 تثبيت مي گردد . اگر در حوزه مذکور 3 حزب بخاطر بدست آور دن کرسي ها به رقابت بپردازند. توزيع آرا بر حسب ذيل صورت مي پزيرد:

 

 

 

 

ليست ها

 

 

آرا

 

 

تعداد نماينده

 

 

با قيمانده ها

 

الف

345000195000

 

1

 

150000

ب

 

223000

195000

 

 

1

 

 

128000

 

ج

212000

195000

 

1

117000

 

 

 

   طوريکه ديده مي شود سر نوشت 3 کرسي تعين گرديده و تکليف يک کرسي ديگر باقيمانده است . درمرحله دوم بايدسر نوشت يک کرسي با قيمانده تعين گردد. به اين خاطرازدو شيوه ذيل استفاده صورت مي گيرد :

1-    از طريق حد اکثر باقيمانده

2-     از طريق پيدا کردن حد اوسط قوي 

 

-         حد اکثر باقيمانده  :

با تحقق اين شيوه، يک کرسي باقيمانده بايد به ليست الف توزيع گردد. چون طوري که در جدول وفوق مــلا حظــه مـي شــودتعــدادآراي باقيمانده آن از تعدادباقيمانده ليست هاي "ب" و "ج" اضافه است .

 

- حد اوست قوي

درصورت اجراي اين شيوه، نخست ازهمه يک يک کرسي مجازي برکرسي هاي توزيع شده براي ليست هااضــافه مي شــود.

 



[1] قاضی – داکتر ابوالفضل – حقوق اساسی و نهاد های سیاسی

[2] قاضی داکتر ابوالفضل حقوق اساسی و نهاد های سیاسی

نویسنده: Administrator

Facebook

Twitter