وارد شدن
مرام مجما را تقویت انکشاف جامعه مدنی متنوع، کثرت گرا، جامع و متحد تشکیل میدهد.

جامعه مدنی چیست؟

جامعهء مدني فرهنگ سازش براي توافق است، اين جامعه قانونمند رابطهء حكومت با مردم و روابط افراد با حكومت را تنظيم ميكند.

ارزیابی

ویب سایت جدید مجما را چگونه ارزیابی میکنید؟

عالی - 60.9%
خوب - 26.1%
متوسط - 4.3%
ویب سایت قبلی بهتر بود - 8.7%

Total votes: 23

اشتراک

برای دریافت مجله جامعه مدنی اشتراک نمائید!
captcha

ساحات تحت پوشش

تعداد بازدیدها

امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه گذشته
مجموع
346
839
5234
2688263
14452
18901
2699333

آی خانم شهری که به یغما رفت

    کشور محبوب ما افغانستان که دارای تاریخ کهن و سنن پر افتخار می باشد، زمانی مرکز بزرگترین تمدن های جهانی، برخاستگاه بزرگترین شاعران، نویسندگان، زمامداران مدبر بوده که نه تنها مایه افتخار ما بلکه افتخار بشریت بوده است که از جمله همه آنها در این مقال شهرباستانی آی خانم را به معرفی می گیرم:

    از سرزمینی سخن می گویم که کوه ها چون عقده های گره خورده در گلو، از تن خاکش بر آمده اند، سرزمینی که صخره هایش در بطن خویش چشمه ها را بارور می سازند و دره های دلفریب به هر سویش امتداد یافته اند. و به قول محمد عظیم عظیمی بیابان های تفتیده اش در پهنه های وسیع به سوی فرزندان نورانی خورشید آغوش مادرانه گشوده اند، آری اینجا سرزمین عجایب بی شماری است، جایی که اسکندر مقدونی را در شگفتی فروبرد و یونانیان بسیاری را مجذوب و برای همیشه ماندگار کرد و این گونه بود که شهر آی خانم پا گرفت و مقر حکمرانی یونانیان باختری گشت، شهری که یاد بود قرن ها قبل است. گنجینه ای سر به مهر، که هنوز هم پس از سالها تفحص در آن نیاز به سال های سال کاوش د ارد و این فقط از آدم های صبوری مثل باستان شناسان عاشق بر می آید. وقتیکه توصیف شهر را می شنوی یا می خوانی دچار حسی مثل حس غرور آمیخته با حسرت می شوی.

    شهر تاریخی و باستانی آی خانم در شمال شرقی افغانستان در ولایت باستانی تخار و در ولسوالی خواجه غار واقع شده است. شهر باستانی آی خانم که اکنون شهرت و آوازه خوبی در دنیا کسب نموده در تقاطع آمو دریا و رود خروشان کوکچه واقع شده که از طرف شمال به رود خروشان کوکچه و از طرف غرب به آمو دریا و از طرف شرق به قریه ای آی خانم محدود می شود. آی خانم که کلمه ترکی است و در لغت معنای ماه خانم را می دهد یک شهر «یونانو باختری» است که نظریات مختلفی درباره موسس و بانی آن ارایه شده است. بعضی از باستان شناسان معتقدند که اسکندر خودبانی و موسس این شهر بوده اما دسته دیگر سلو کوس افسر نظامی اسکندر را بانی شهر مذکور می دانند کسی که بیست سال بعد از مرگ اسکندر (305 ق م) سرزمین های فتح شده از سوریه تا هندوکش را تحت تسلط خویش قرار داد. اما با توجه به کتیبه ای که از مقبرۀ کیناس در داخل شهر آی خانم به دست آمده معلوم می شود که بنای شهر توسط شخص مذکور صورت گرفته، زیرا در اوایل دوره هلنیستی رسم بر آن بود که تنها موسس و بانی شهر امتیاز این را داشت که بعد از مرگش در داخل محوطه شهر به خاک سپرده شود. در کشور ما افغانستان بقایای مدنیت هخامنشی و زبان و رسم الخط آرامی با یورش اسکندر که مدنیت یونانی را به داخل مرزها  گسترش داد، امتزاج یافت در حالی که از نظر فلسفی و فکری نفوذ آیین بودایی و رنگ بومی در آن کاملاً مشهور است و یکی از شهری های عجیب و زیبای یونان باختری «آی خانم» است که علاوه بر اثار متعدد معماری یونانی باختری و بقایای پایه های سنگی منقوش و خشت های مزین و... کتیبه ای چهار سطری نیز از زیر خاک کشف شد که مجسمه ی هرمس (قهرمان زور و پهلوان سیر زئوس) بر اساس آن، توسط مردی به نام تریبالوس پسر ستراتون، به هرمس و هرا کلس وقف شده، از این کتیبه اولین ساختاری که تا کنونی از این شهر پیشرفته شناسایی شده، آثار جنازه ای مربوط به قبر کنیاس است که در آن کتیبه ای خطی به زبان یونانی مشاهده می شود و چنان که هویدا است این مقبره عالی مقام، که در قلب شهر واقع شده مربوط به شخصی است که شهر را پی ریخته و اعمار نموده است که قدامت آن بر اساس معماری و کتیبه حاضر در حوالی 325-300 ق م تخمین زده می شود. بر روی این کتیبه دو متن قرار دارد، یکی به خط یونانی شکسته که یک نسخه از احکام و فرامین دلفایی می باشد که توسط شخص محترم و نجیب به نام کلر کاوس تعبیه شده است به این مضمون: «این کلمات حکیمانه ی مردان گذشته و گفتار رجال مشهور پیتهو مقدس Pythes(نام شهر مقدس دلف است که به نام پیتهور پسر دلفوس یکی از قهرمانان یونانی شهرت داشت و پس از آن دلف نامیده شد) محفوظ بود و از آنجا کلرکاوس (از دانش آموختگان مکتب ارسطو که برای مطالعه فلسفه ی هندی و بودایی به باختر امد و سپس وارد این شهر یونانی شد) آن را بر داشته و با دقت در اینجا نقل نمود تا از دور بر گور کی نه و پوبتابد».

    متن دومی بر اساس قاعده و به نحو زیبایی نگارش یافته که به شرح زیر قابل خواندن می باشد.

    «در طفولیت آداب و اخلاق بیاموز! در جوانی رفتار و احساسات و شهوت را رام و آرام بسازد! در همه عمر تقوی و عدالت پیشه کن! سپس بمیر، بدون افسوس و پشیمانی!»

    قدمت این کتیبه را می توان به یک قرن پس از اسکندر نسبت داد که در تاریخ هنر خط، از کهن ترین آثار خط یونانی در افغانستان است و نشان می دهد شهروندان این شهر امور یونانی را می آموختند و یا جا به جایی این یادگار سعی کردند فرهنگ بومی خود را تقویت نمایند که این کوشش درونی در فاصله ی پنج هزار مایل از سرزمین آبایی شان محسوس می باشد.

    آی خانم یک شهر یونانو باختری است که 5000 کیلومتر از مهد تمدن یونان فاصله دارد و جغرافیا دانان یونانی چون استرابو و بطلیموس از آن به عنوان اسکندریه «اوکسیانا» (اسکندریه آمو دریا) یاد می کنند. این شهر 1800 متر طول و 1600 متر عرض داشته و دارای قصر های با شکوه با ستون های سنگی و حجاری شده، معبد، جمنازیوم، آمفی تیاتر، سالون مجلس، منازل وغیره بوده و از این شهر آثار عاجی، مجسمه ها، کتیبه ها، کوزه ها، بشقاب، کاسه، جعبه های سرپوش دار، ظروف های قیمتی، دو لوحه ساعت نمای آفتابی وغیره بدست آمده و همه این آثار، حکایت از تاریخ درخشان و پر رونق این سرزمین دارند.

    شهر آی خانم که احتمالاً حدود بیست سال پایتخت امپراتوری یونانو باختری بوده و در زمان فرمانروایی «اکراتیدس» پهنای قلمرو حکومتش حتی تا شمال هند را در بر می گرفت بیش از دو صد سال پا بر جا بود. اما با حملات مداوم اقوام ساکایی این شهر در حدود 145 ق م سقوط و با خاک یکسان گردید و دیگر در محل آن، شهر دیگری ساخته نشد. کاوش های باستان شناسی در این شهر (که از سال 1343 خورشیدی تا سال 1357 خورشیدی ادامه یافت) و کشفیات آن در واقع پیروزی بزرگی محسوب می شود که پرتو نوینی بر زوایای تاریک تاریخ کشور ما تابنده است.

    در فرجام باید نوشت که: گویی زمان در آی خانم معنای خود را باخته است. آی خانم دنیای صفا و روشناییست، پر از مواد کانی. کوه ها خاموشانه در دور دست ها قد افراشته اند و در برابر ما، جایی که زمانی در عصر هلنیستی شهری وجود داشت، کنون هامون پر از گودال هاست، قشون های اسکندر و فرمانروایان جگله ها از اینجا گذشته اند، اینجا شکوه و دبدبه، آشوب و بی سامانی، همه را دیده است. اکنون سکوت حکمفرماست، سکوتی سنگین که پژواک بی خردی آدمیان است.

    کوه ها بر فراز آی خانم نستوه و پا بر جا ایتساده اند. عنوان اینجا به آن می زیبد، سرزمین «ماه خانم» جویندگان طلا از رود ها و دریا ها گذشته و به اینجا آمدند تا دل زمین اینجا را در جستجوی گنجینه های نا پایدار غارت کنند. گنج جویان دسته دسته به اینجا ریختند، با چشمان بینا مگر با دلهای کور، در تلاش رسیدن به رویا های اسکندر و طلای باختر. به قول لسان الغیب حافظ:

                                  آن قدح بشکست آن ساقی نماند      آنقدر بشکست که هیچ باقی نماند  

                       

 

 

عبدالصابر جنبشعبدالصابر جنبش

Facebook

Twitter