وارد شدن
مرام مجما را تقویت انکشاف جامعه مدنی متنوع، کثرت گرا، جامع و متحد تشکیل میدهد.

جامعه مدنی چیست؟

جامعهء مدني فرهنگ سازش براي توافق است، اين جامعه قانونمند رابطهء حكومت با مردم و روابط افراد با حكومت را تنظيم ميكند.

ارزیابی

ویب سایت جدید مجما را چگونه ارزیابی میکنید؟

عالی - 60.9%
خوب - 26.1%
متوسط - 4.3%
ویب سایت قبلی بهتر بود - 8.7%

Total votes: 23

اشتراک

برای دریافت مجله جامعه مدنی اشتراک نمائید!
captcha

ساحات تحت پوشش

تعداد بازدیدها

امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه گذشته
مجموع
376
839
5264
2688263
14482
18901
2699363

سقط جنين؛پديده جدى نقض حقوق بشرى در افغانستان  

 

گزارشگران: خواجه بصير فطرى و زرغونه صالحى

يافته هاى مشارکت رسانه هاى آزاد نشان مى دهد که در مرکز و برخى ولايات افغانستان، سالانه ده ها جنين سقط شده در زباله دانى ها يافت مى شوند و برخىمادران،نوزادان شان را در شفاخانه ها و محلات ديگر رها مى کنند.

به اساس اين يافته ها، فرار مادران از نوزادان شان به خصوص نوزادان دختر؛ درحالى است که شمار زيادى مادران به دليل به دنيا آوردن دختر، مورد تهديد و خشونت قرار گرفته اند.

روابط نامشروع برخى زنان و مردان به خصوص جوانان، عامل عمدۀ اسقاط جنين ها بوده؛ اما دختر بودن و فقر، از عمده ترين عوامل رها کردن نوزادان از سوى والدين آنها در شفاخانه ها و محلات ديگر خوانده مى شود.

اين درحالى است که اسقاط جنين، به جز حالتى که استمرار جنين باعث خطر به حيات مادر باشد ، رها کردن نوزاد درحالت بى سرنوشتى و خشونت عليه مادران نقض حقوق بشرى است و جرم پنداشته مى شود.

اسقاط جنين

آمار مشخص در مورد جنين هاى سقط شده در کشور وجود ندارد؛ زيرا اين عمل به شکل پنهانى انجام مى شود؛ اما به اساس معلومات برخى منابع، سالانه بيش از ٧٠ جنين سقط شده، تنها در زباله دانى هاى شهرکابل يافت مى شوند.

عبدالبصیر آخوندزاده که از سه سال به اين طرف به حيث مدیر مراقبترياست تنظيف شاروالى در ساحه گزگولسوالى بگرامى کابلايفاى وظيفه مى کند ،به مشارکت رسانه هاى آزاد گفت که ماهانه دو تا سه جنين سقط شده در بين زباله ها در اين ساحهيافت مى شوند.

این در حالى است که بیشترین زباله هاى شهر پنج ميليونى کابل، از شش سال به اين طرف در دو ساحه گزک (ساحه اول و دوم) زير خاک مى شود.

عبدالبصير افزود که اعضاى بدن اکثر جنين هاى يافت شده، تکميل نمى باشد؛ اما برخى آنها شبيه به نوزاد مى باشند.

به گفتۀ وى، کارمندان رياست تنظيف شاروالى، جنين هاى يافت شده را در ساحۀگوسفنددره، نزديک گزکدفن مىکنند.

در اين ساحه، شمارى از قبرهاى کوچک ديده مى شود؛ اما تعداد دقيق آن به دليلى قابل دريافت نيست که برخى قبرها با گذشت زمان، با زمين يکسان گرديده است.

به گفتۀ عبدالبصير، ممکن در زباله دانى ها تعداد جنين هاى سقط شده، بيشتر از آن باشد که کارمندان شاروالى آنرا يافت کرده اند؛ زيرا زباله هايى که به اين محل آورده مى شود، بدون تصفيه توسط بلدوزر زير خاک مى گردد.  

وى علاوه کرد که ریاست تنظیف شاروالى، زباله هاى شفاخانه ها را به دليلى که امکان دارد جنين هاى سقط شده در بين آن موجود باشند، در يک محل جداگانه دفن مى کند.

همچنان يککارمند ریاست تنظیف شاروالی شهر کابل که نخواست نامش در گزارش ذکر شود، گفت که برعلاوه ساحۀ گزک، ماهانه حدود سه تا چهارجنين سقط شده در زباله دانى ها در شهر نيز يافت مى شوند.

وى افزود: "هفت سال است که مه در رياست تنظيف کار مى کنم، در اين مدت هيچ ماهى نيست که سه تا چهار جنين سقط شده، در زباله دانى ها يافت نشده باشد."

به گفتۀ اين منبع، شاروالى جنين هاى سقط شدهراکه در سطح شهر کابل يافت مى شوند، در همان محلى دفن مى کند که در آن يافت شده باشند.

محمد رفیع سعیدی معاون ریاست عمومی تنظیف شاروالی کابل نيز تاييد کرد که حین خالی کردن زباله دانی ها در کانتینرها و تخلیۀ آن در ساحۀ گزگ، جنين هاى سقط شده در بين زباله ها يافت مى شوند.

وى گفت که شاروالى، از حدود شش سال به اين طرف زباله هایشهر را به  ساحۀ گزک انتقال مى دهد اما قبلا آن را براى مدت حدود سه سال در دشت چمتله مربوط ناحيه هفده هم اين شهر، زير خاک مى کرد.

او بدون ارايه آمار مى گويد که در تمام اين مدت جنين هاى سقط شده در بين زباله ها يافت مى گرديد.

به گفتۀ وى، جنين هايى که شکل بدن آنها تکميل نشده باشد، از سوى کارمندان شاروالى در محلات مختلف دفن مى شوند و شاروالى تنها در مورد يافت شدن جسد کودکان و جنين هايى سقط شده که اعضاى بدن آنها تکميل شده باشند، به ارگانهاى امنيتى گزارش مى دهند.

به اساس معلومات موصوف، کارمندان شاروالى در سال جارى، اجساد دو نوزادیرا که شکل بدن آنها تکميل شده بود، در شهر يافت نموده و در مورد به پوليس اطلاع داده اند.

جنين هاى سقط شده، بر علاوۀ زباله دانى ها؛ در محلات مختلف شهر از سوى مردم عام نيز يافت شده که تازه ترين مورد آن، در عقب بلاک هاى شهرک طلايى در ناحیه هشتم مى باشد.

نصرت الله باشندۀ اين شهرک گفت که به تاريخ دوم دلو سال روان، جسد يک دختر نوزاد در عقب بلاک هاى رهايشى اين شهرک يافت شد و از سوى مردم محل در همکارى با پوليس، در شهداى صالحین دفن گرديد. 

نیازمحمد یکتن از باشندگان محل که در تدفين جسد يادشده شرکت نموده، مى گويد: "دو دلیل شده می تواند که جسد این نوزاد در میان کثافات انداخته شده؛ یکی نا مشروع بودن و دیگر دختر بودن... در وطن ما ای گپ ها زیاد است."

اين مشکل در برخى ولايات کشور نيز وجود دارد.

خادم حسين فطرت شاروال باميانمى گويد که در دو سال اخير، شمارى از جنين هاى سقط شده در زباله دانى هاى نزديک ليليه پوهنتون باميان در مرکز اين ولايت يافت شده است.

اماوى در اين مورد جزئيات ارايه نکرد و افزود که همچو موارد،درباميانکم مى باشد.

همچنان محمد معروف مختارکه از مدت يک سال به اين طرف، به حيث څارنوال در څارنوالى استيناف تخار کار مى کند، مى گويد که در اين مدت دو جنين سقط شده در شهر تالقان مرکز اين ولايت، در زمين هاى زراعتى يافت گرديده است.  

 به گفته وى، ممکن گرفتن حمل نامشروع و يا دختر بودن، از عوامل اقدام به اسقاط اين دو جنين شده باشد.

قابل ذکر است که همچو موارد ممکن در برخى ولايات ديگر کشور نيز وجود داشته باشد.

چگونگى سقط جنين

یک جوانى که از ذکر نامش خوددارى کرد، گفت که يک دختر را دوست داشت و اين رابطه سبب شد که دختر حامله شود.

به گفتۀ وی، بعد از آن که به اساس معاينات تلويزيونى، ثابت شد که دختر حمل سه ماهه دارد، آنها به مراکز مختلف صحی و کلينیک ها در کابل به هدف اسقاط جنين مراجعه کردند؛ اما اين مراکز حاضر به اين کار نمى شدند.

وى بدون مشخص کردن نام مرکز صحى، گفت که سرانجام يکى از کلينيک هاى خصوصى در کابل، در بدل ٢٢ هزار افغانی، جنين اين دختر را سقط نمود.

وی علاوه کرد: "از رابطه اى که با دختر داشتم، سخت پشيمان هستم و اى کار ما يک اشتباه نابخشودنى است... اگر فامیل دختر به ازدواج راضی میشد، هیچگاه حاضر به سقط طفل نمى شديم."

داکتر محمدهاشم وهاج رییسشفاخانۀخصوصى وهاجدر کابل گفت که تنها در سالجاری، بیش از ١٢ دخترعروسی ناشده که حمل داشتند، غرض معاينه تلويزيونى و سقط جنين، به اين شفاخانه مراجعه کرده اند

اما به گفتۀ او در اين شفاخانه خواست اين دختران پذيرفته نشده است؛ زيرا اسقاط جنين بدون حالات استثنايى که حيات مادر در خطر باشد، مجاز نمى باشد.  

به گفته وی، کسانى که به اساس داشتن ارتباط نامشروع حمل مى گيرند، نخست تلاش مى کنند که جنين را با استفاده از دوا سقط کنند؛ در غير آن به دايه ها مراجعه مى کنند؛ زيرا نزد دايه ها راز چنين اشخاص پنهان مانده می تواندو مراکز صحى حاضر به اسقاط جنين نمى شوند.

به گفته وهاج، آزادى هاى بيش از حد، تاخیر در ازدواج، تقلید از فرهنگ بیگانه ها، گذار از جامعه سنتى به جامعه مدرن و...، باعث انحراف جوانان و بيشتر شدن فساد اخلاقى و بالاخره سقط جنين ها در کشور شده است.

اما داکتر ناجيه عالمى ترينر متخصص سرويس نسايىوولادى شفاخانه دولتى رابعه بلخى در کابل مى گويدکه در شفاخانه هاى دولتى،سقطجنين صورت نمى گيرد و ممکن درکلينيک هاى خصوصى،اين کار انجام شود.

وى افزودکه بايد وزارت صحت عامه،اين موضوعرا جدى تعقيب کندو مانع آن شود.

اما داکتر کنشکا ترکستانی سخنگوی وزارت صحت عامه مى گويد که آن وزارت، تا حال گزارشى مبنى بر سقط جنين در مراکز صحى دريافت نکرده است.  

نقض حقوق بشرى

داکتر محمد اياز نيازى استاد پوهنځى شرعيات پوهنتون کابل، مى گويداسقاط جنين، تنها زمانى جواز دارد که استمرار جنين در رحم، باعث خطر به حيات مادر مى شود.

وى افزود که حقوق انسان،از نطفه شروع مى شود و ارتباط نامشروع بين زن و مرد، تجاوز در حق کسى است که از اين ارتباط به دنيا مى آيد.

استاد نيازى گفت: "پروردگار فرموده اند، اگر کسى راه ديگری را مى پسندد يا انتخاب مى کند،در مورد همبستر شدن يا در مورد وضع نطفه،يعنى در محل غيرمشروع،ايشان متجاوزاست؛ببينيد که دراينجا تعبير قرآنى بسيار تعبيرعالى است که متجاوز از حدودى که شريعت ترسيم کرده و تعيين کرده است[ عدول مى کند ]و همزمان تجاوز در حق بشر[نيز شمرده  می شود]؛ يک انسان وقتى که طور مثال هستۀاول يا تشکيل او از نطفه مى شود،با درنظرداشتباپيوندى که با تخمه که از طرف جنس جانبمقابل و سپرم از طرف مرد[دارد] اين بايد محل مشروع داشته باشد که در آينده از اين انسانى ساخته شود که اين انساناز حقوق خود مستفيدباشد."

به گفتۀوى،امروز در جهان غرب اين موضوع خيلى پيش پا افتاده است و در حق انسان، حق نطفه و حق بشر تجاوز صورت مى گيرد.

استاد نيازى افزود که ممکناست به همين دليل، صدها هزارانسانى باشد که از نسب محروم اند؛درحالى که نسب (پدر قانونى و مادر قانونى) ازجمله اساسى ترين حقوق يک انسان است.

موصوفگفتکه از نگاه شريعت اسلامى، تفاوت در حقوق جنين مشروع و نامشروع وجود ندارد وسقط جنين مشروع و نامشروع، بدون حالات استثنايىکه اسلام آن را مشخص کرده است، ناروا و نادرست است.

وى مى افزايد:"به ارتباط اينکه بسا اوقات استمرار جنين در رحم خطر است براى مادر، اينجا اسلام استثناداردکه طور مثال وقتى که تثبيت مى شوديا بعد از کشف ومعاينه ثابت مى شود که اصلاً خود طفل به يکى از امراض ناگوار و يا صعب العلاج مبتلا است و استمرار جنين، باعث اين مى شود که مادر را تهديد مى کندو يا خطرى براى مادر است و يااستمرار جنين در رحم،باعثاين است که مادر به تکليف،مرض و مشقتىمواجه است، يعنىکهحيات مادر در خطر است؛ درآن صورت بعد ازتثبيت موضوع و اطمينان کاملقضا و يا کسى که فيصله شرعى مى کند،از طرف طب که در راس موضوع مثلاً طبيب ماهر قرار دارد، باز در آن صورت به خاطر حفاظت مادر،براى سقط جنين امکان و يا جواز است."  

همچنان وى،انداختن جنينسقط شدهدر زباله دانى ها را کار ناروا خوانده گفت کهبه دليل احترام به کرامت انسانى، بايد از آن جلوگيرى شود.

به گفته او نياز به نماز جنازه و تکفين جنين سقط شده نمى باشد؛ اما به عنوان احترام بهکرامت انسانى،بايد جنين شستشوشود ودريک تکۀپاک پيچانده و دفن گردد. 

نجیب الله ځدران ببرکزی هماهنگ کننده ملی حمایت از حقوق اطفال در کمیسیون حقوق بشرافغانستان، نيز در مورد سقط جنين و انداختن آن در زباله دانى هاگفت: "همچو اتفاقات که در هرجا می افتد، نقض حقوق اطفال و کرامت انسانی است."

وى اين معضل را بيشتر ناشى از ارتباطات نامشروع خوانده گفت که کميسيون، تا حال با چنين موردى برنخورده؛ اما تلاش خواهد کرد تا همچو موارد را دريافت و مستندسازى نمايد.

در قانون جزاى افغانستان نيز سقط جنين جرم پنداشته شده است.

در فصل چهارماينقانونآمده است: "ماده چهار صدو دوم: شخصىكه عمداً جنين زن حامله را از طريق ضرب با هر نوع اذيت ديگر اسقاط نمايد،به حبس طويل كه از هفت سال بيشتر نباشد،محكوم مىگردد.

ماده چهار صد و سوم: ١ـ شخصىكه به واسطه دادن ادويه يا استعمال ديگر وسايل،موجب سقط جنين زن حامله گردد،اگرچه اسقاط جنين به رضاىزن حامله صورت گرفته باشد،به حبس متوسط يا جزاىنقدىكه از دوازده هزار افغانىكمتر و از شصت هزار افغانىبيشتر نباشد، محكوم مىگردد.

٢ـ اگر ادويه سهواً داده شده باشد،مرتكب به حبس قصير يا جزاىنقدىكه از دوازده هزار افغانىبيشتر نباشد،محكوم مىگردد.

ماده چهار صدو وچهارم: ١ـ اگر اسقاط كننده طبيب،‌ جراح، ‌دواساز يا قابله باشد،به حد اكثر جزاىپيشبينىشده محكوم مىگردد.

٢ـ اگر اقدام اشخاص مندرج فقره فوق به منظور نجات دادن حيات مادر از طريق تداوىصورت گرفته باشد،مرتكب مجازات نمىگردد.

ماده چهار صدو پنجم: زنىكه با وجود علم به عواقب عمل،عمداً به خوردن ادويه يا استعمال ديگر وسايل راضىشود و يا به شخص ديگرىاجازه استعمال وسايل متذكره را بدهد و به اثر آن اسقاط جنين تحقق يابد،به حبس قصير يا جزاىنقدىكه از دوازده هزار افغانىتجاوز نكند،محكوم مىگردد."

اقدامات حکومت

پاسوال محمد ظاهر ظاهر قوماندان امنیه ولایت کابل،گفت که شمار زیادجنين هاى سقط شده در سال جاری و سال های قبل در کابل، در زباله دانى ها و محلات ديگر يافت شده اند.

به گفته وى، پوليس کابل تا حال در ارتباط با آن عده سقط هاى جنين، کسى را بازداشت نکرده که به اساس روابط نامشروع صورت گرفته باشد، زيرا این "جرم سیاه"، بیشتر در تاریکی ها و پنهانى صورت مى گيرد.

اما وى گفت که برخى سقط ها به اساس مخالفت زن و شوهر نيز صورت مى گيرد که در ارتباط با آن، چند تن بازداشت و به ارگانهاى عدلى و قضايى معرفى شده اند.

قوماندان امنيه در مورد قضاياى سقط جنين معلومات بيشتر ارايه نکرد.

پاسوال سید عبدالغفار سید زاده رییس عمومی مبارزه با جرايم جنایی وزارت امور داخله نيز گفت که تا حال به ارتباط سقط جنين هاى نامشروع، کسى بازداشت نشده؛ زيرا اين عمل به شکل پنهانى صورت مى گيرد.

قرار اظهارات موصوف، تلاش پوليس براى دستگیری افرادی جریان دارد که به شکل پنهانی سقط جنین را اجرا مى کنند.

همچنان وى، خاطرنشان کرد که پوليس در صدد شناسايى و دستگيرى آن عده افرادى می باشند که فساد اخلاقی را گسترش مى دهند و یا مرتکب فساد اخلاقی می شوند.

بصیر عزیزی سخنگوی لوی څارنوالیدر اين مورد مى گويد :" بعضی دوسیه ها در اندراج لوی څارنوالی ثبت و مورد بررسی قرار گرفته است که بعد از لت و کوب شوهر ،خانم حمل اش را سقط نموده است . همچنان دوسیه های بعضی زنان که به اساس رابطه نامشروع حمل گرفته و سقط کرده اند نیز وجود دارد."

وى بدون ارایه ارقام و جزييات در این مورد گفت که همچو دوسیه ها پیگیری و غرض فیصله به محاکم محول شده و در مورد برخى آنها فيصله نيز صورت گرفته است.

رها کردن نوزادان

برخى مادران؛ نوزادان شان را به خصوص دختران، در شفاخانه ها و محلات ديگر رها نموده و فرار مى کنند. 

فاطمه نظرى متخصص امراض نسايى و ولادى و موظف در شفاخانۀ رابعه بلخىکابل،گفت که شاهد چندين واقعه رها کردن دختراننوزاد،از سوى مادران شان دراين شفاخانه بوده است.

وى افزود که دختر بودن نوزاد و فقر، از عوامل فرار مادران از نوزادان شان مى باشد.

وى علاه کرد که اين نوزادان، از سوى يک کميسيون موظف وزارت صحت عامه، به کسانى که اولاد نداشته و خواهان طفل فرزندى باشند، داده مى شوند.

به اساس معلومات رياست طب معالجوى وزارت صحت عامهکه عضويت اين کميسيون را دارد، در سالروان٩ دختر و دو پسر نوزاد؛ در شفاخانه هاى رابعۀبلخى،ملالى زيژنتون و استقلال شهرکابلرها شده و مادران آنها فرار کرده اند

منبع، آمارى از نوزادان رها شده در شفاخانه ها در سال هاى گذشته را ارايه نکرده، گفت که همچو نوزادان به کسانى داده مى شوند که خواستار طفل فرزندى باشند.

موارد رها کردن نوزادان، در خارج از شفاخانه ها نيز ديده شده است.

فاطمه نظرىداکتر شفاخانۀ رابعۀ بلخىمى گويد:"سال پيش در عقب معاينه خانه ام در قلعۀزمانخاندر يک کارتن،دختر نوزاد را مانده بودند؛يک داکتر صاحب که خودش شش دختر دارد،آن دختر نوزاد را گرفت و به خانه خود برد؛حالا او دخترک کلان شده و بسيار ذکى است."

محمد اجمل باشندۀديگر شهر کابل گفت که حدود يک و نيم سال قبل، وکيل گذر ناحيۀ شانزده هم اين شهر، يک دختر نوزاد را که در کمپل پيچانده شده بود، در قبرستان تپه مرنجان يافت نمود.

اجمل کهده سال از عروسى اش مى گذرد؛اماطفل ندارد،افزودکهاين نوزاد را از وکيل گذر گرفته و اکنون در خانه  وى مى باشد.

وى علاوه کرد که نام اين دختر را بى بى آمنه گذاشته و او را نه تنها وى بل خانمش نيز چون دختر خود دوست دارد.

به گفتۀ او، ممکن مادر اين دختر او را به دليل مشکلات اقتصادى و يا دختر بودن، در قبرستان رها کرده باشد.

اين درحالى است که برخى مادران، نوزادان پسر را نيز رها مى کنند.

عبدالقیوم کارمند ناحیۀ هفدهم شهرکابل گفتکهحدود شش ماه پيش، يک نوزاد پسر را در زباله دانى در منطقۀ ديوانبيگى اين شهر پيدا کرد.

به گفتۀ وى، برادرش که اولاد ندارد، مى خواست از اين کودک نگهدارى کند؛ اما کودک بعد از ٢٤ ساعت، به دليل سينه بغل شديد فوت کرد.

قوماندان امنيه کابل نيز گفت که در سال جارى و سال هاى قبل شمارى نوزادان رها شده در پارک ها و کنار منازل شهر کابل يافت شده اند.

به گفتۀ وى، نوزادنى که زنده رها مى شوند، از سوى پوليس به شفاخانه ها سپرده شده و سپس به کسانى که اولاد ندارند داده مى شوند.

معضل رها کردن نوزادان در ولايات نيز وجود دارد

ميرزا محمد رجاع رييس صحت عامه کاپيسا مى گويد که سال گذشته، يک خانم دختر نوزارد خود را به دليل نامشروع بودن، در شفاخانۀ ولايتى کاپيسا رها کرده بود.

همچنان داکتربازمحمد شيرزاد رييس صحت عامه ولايت ننگرهارگفت که در يک سال گذشته، دو واقعه رها کردن دختران نوزاد در شفاخانه ولايتى ننگرهار ثبت شده است.

وى افزود که مادران اين دو دختر، در جريان ولادت فوت کردند و پدران آنها نخواستند که دختران شان را با خود ببرند.

به گفتۀ موصوف، هردو طفل يادشده،نزد دو داکتر اين شفاخانه مى باشند و از آنها چون اولادهاى شان نگهدارى مى کنند.

همچنان محمد معروف مختار يک تن از څارنوالان څارنوالى استيناف تخار،گفت که حدود چهار ماه قبل، يک دختر نوزاد در يکى از باغ هاى شهر تالقان مرکز اين ولايت يافت گرديد.

وى افزود که اين کودک به اساس فیصلۀ متنفذین قوم، به جمال الدین باشندۀ ولسوالی رستاق تخار داده شد تا از او محافظت کند.

وى علاه کرد که اين کار، به خواست جمال الدين صورت گرفته است.

به گفتۀ مختار، ممکن والدين اين نوزاد، او را به دليل دختر بودن و يا فقر، در باغ رها کرده باشند.

اما عصمت الله باشندۀ قريه رج شهر فراه گفتکه در ماه قوس سال روان،وقت نماز صبح هنگامى که به مسجد مى رفت، يک نوزاد پسر را که در دستمال پيچانده شده بود، در مسير راه يافت نمود.

وى افزودکهاکنون يکى از همسايه هاى آنها به نام بسم الله که پسر ندارد، از اين طفل نگهدارى مى کند.

همچنان احمد فرهاد باشندۀ نوده ولسوالى بگرام ولايت پروان مى گويدکه يک تن از باشندگان محل، حدود دو سال پيش در يکى از باغ هاى اين محل، يک نوزاد پسر را يافت نموده و تا حال از آن نگهدارى مى کند.

خشونت عليه مادران  

برخى مادران به دليل به دنيا آوردن دختر، مورد تهديد و خشونت قرار مى گيرند.

لطیفه ٣٥سالهباشندۀ قلعه زمان خان شهرکابل که مادر شش دختر است،به مشارکت رسانه هاى آزاد گفتکه پس از تولد هر دختر، با خشونت شوهر و خانواده او مواجه شده است.

به گفته وى،شوهرش و اعضای فامیل او، به اين باور اند که دختر جاى پسر را گرفته نمى تواند؛ زيرا به گفته آنها پسر "ميراثدار"فاميل مى باشد.  

لطيفهگفت: "چند بار در جریان حاملگی بعد از ثابت شدن دختر در معاینۀتلویزیونی ، شوهرم خواسته بودتا سقط کنم؛ اما مه نخواستمکه در آخرت قاتل به حساب بیایم."

لطفيه که اکنون از حاملگى او حدود دو ماه مى گذرد، از خداوند خواست که اين بار پسر نصيب وى کند؛ زيرا شوهرش هشدار داده است که در صورت تولد دختر، با زن ديگرى ازدواج مى کند.

لطيفه افزود که خانواده ها نبايد مادران را به دليل به دنيا آوردن دختر، مورد اذيت قرار دهند؛ زيرا به دنیا آوردن پسر و دختر، به اساس خواست خداوند (ج) صورت مى گیرد.   

داکتر ناجيه عالمى ترينر متخصص شفاخانۀ رابعه بلخى، با تاييد اين که برخى خانم ها به دليل به دنيا آوردن دختر تهديد مى شوند، مى گويد خانم هايى در اين شفاخانه بسترى شده اند که براى به دنيا آوردن پسر، حتى تا ده بار مجبور به حمل گرفتن شده بودند.

وى افزود:"مه همين حالا مريضى دارم در اتاق عاجل شفاخانه؛ خانمى است که چهار دختر دارد و يک پسر،فشارش بى اندازه بلند است... تکليف قلبى و نفس تنگىداردو همين حالا هم حمل هفت ماههدارد و ما به خاطر نجات حيات مادر، مجبور استيم حملش را خاتمه دهيم."

به گفتۀ داکتر عالمى، اين خانم درحالى براى به دنياى آوردن پسر، مجبور به حمل گرفتن شده است که داکتران، او را از حمل گرفتن منع کرده بود.

مادر يادشده،حاضر به مصاحبه نشد.

اين درحالى است که تفاوت قايل شدن ميان دختر و پسر ، رها کردن نوزادان در حالت بى سرنوشتى و تهديد مادران به دليل به دنيا آوردن دختر، نقض حقوق بشرى است.

حوا علم نورستانى کميشنر حقوق بشر در بخش نشرات و مطبوعات کميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان گفت که عنعنات ناپسند و پايين بودن سطح آگاهى دينى برخى خانواده ها،سبب ترک نوزادان از سوى والدين آنها مى شود.

همچنان وىافزود که تبعيض ميان دختر و پسرورها کردن و از بين بردن نوزادان،عملخلاف شريعتاسلامى، حقوق بشرى و کنوانسيون حقوق طفل است و بايد براى جلوگيرى از آن، اقدامات لازم صورت گيرد.

او بدون ارايه جزييات گفت که مواردى در اين کميسيون ثبت شده است که زنان به دليل تولد دختر،مورد خشونت قرار گرفته، تهديد شده وحتىطلاق داده شده است.

همچنان داکتر اياز نيازى استاد پوهنځى شرعيات پوهنتون کابل گفتکه رها کردن نوزاد دختر و پسرگناه است ، زيرا از ديدگاه دين مبين اسلام پدر و مادر،در قبال بزرگ ساختن نوزاد شان مسووليت دارند.

وى در مورد رها کردن نوزادان در حالت بى سرنوشتى از سوى والدين آنها گفت: "خدا ناخواسته انداختن از اين( نوزادان)خودش قتل است هرچند که زنده بماند، خفه کردن از اين بزرگترين جرم وبزرگترين قتلاست،از نظر اسلام کاملا مردود است."

موصوف در مورد اين که ممکن برخى والدين به دليل مشکلات اقتصادى نوزادان شان را رها کنند ، گفت  : " اين عادت نادرست در جامعه عربى قبل از اسلام که اطفال خود را به خاطر فقر و تنگدستى بود مى کشتند، اما الله (ج) در قرآن مجيد مى فرمايد : شما فرزندان خود را به خاطر تنگدستى و فقر قتل نکنيد،منشما و اولاد هاى شما را روزى مى دهم."

همچنان استاد نیازی گفت که فرق گذاشتن ميان دختر و پسر، از ديدگاه اسلام جرم کلان و ظلم بزرگ است:"اين کلان ظلم است عليه دختران که در اين قرن ٢١ صورت مى گيرد."

وى علاوه کردکه اسلامبيش از١٤٠٠ سال قبل،زنده به گور کردن دختران را که در خانواده هاى اعراب وجود داشت، منع قرار داد. 

اين عالم دينىگفت:"يک روز در مجلس پيامبر (ص) کسى بود،وقتى پسرش آمد،او را بوسه کرده بالاى زانوى خود شاند؛وقتى دخترش آمد،او را در پهلويش شاند؛ پيامبر (ص) باديدن اين صحنه صحبت شانرا قطع نمودند،خشمگين شدند، گفتند که اين چه ظلمى است که شما مرتکب مى شويد؟همانطورى که پسرک خود را نوازش کردى،دخترک خود را نوازش مى دادى؛ در بين اولاد هاى تان عدالت کنيد."

همچنان ايناستاد پوهنځى شرعيات مى گويد کهتهديد خانمبه دليل به دنيا آوردن دختر، عمل خلاف اسلام است و جرم پنداشته مى شود و بايد مرتکبين آن مجازات شوند.

بصیرعزیزی سخنگوی لوی څارنوالینيز مى گويد که شمار زياد مادران به دليل به دنيا آوردن دختر مورد خشونت قرار گرفته اند.

به اساس معلومات وى،بعد از ايجاد څارنوالى اختصاصى خشونت عليه زنان در سال ١٣٨٨ ، تا حال حدود هشت هزار موردى که مادر به دليل به دنيا آوردن دختر و يا عقيم بودن مورد خشونت قرار گرفته، در اين څارنوالى ثبت شده است.

به گفتۀ وى، اين خشونت ها که بيشتر در ولايات صورت گرفته، شامل قتل،لت و کوب ،تهدید،طلاق و غیره می باشد.

عزیزی مى گويد که اکثريت این دوسیه ها بررسی و به محاکم محول شده و در برخی موارد متهمین به اعدام و تا ٢٠ سال حبس محکوم شده اند.

موصوف، بى سوادى و عدم آگاهی از احکام شریعت و قوانین نافذه کشور را باعث همچو خشونت ها مى داند.

به گفتۀ وى، لوى څارنوالى تلاش خواهد کرد تا از طريق ملا امامان مساجد، مردم را در اين مورد آگاهى دهند تا از چنين خشونت ها دست بردارند.   

 همچنان بصیر عزیزی مى گويد که قضاياى رها کردن نوزادان در شفاخانه ها و محلات ديگر، به څارنوالى رسيده و در ارتباط با آن نيز مطابق قوانين نافذه کشور اجراات شده است.

اما او در اين مورد معلومات بيشتر ارايه نکرد.    

مشارکت رسانه هاى آزاد که متشکل از آژانس خبرى پژواک، کليد گروپ، روزنامه هشت صبح و موسسه نشراتى سبا مى باشد؛ در بخش فساد اداری و نقض حقوق بشری، گزارش های تحقیقی را تهیه و نشر مى کند.

Facebook

Twitter