وارد شدن
مرام مجما را تقویت انکشاف جامعه مدنی متنوع، کثرت گرا، جامع و متحد تشکیل میدهد.

جامعه مدنی چیست؟

جامعهء مدني فرهنگ سازش براي توافق است، اين جامعه قانونمند رابطهء حكومت با مردم و روابط افراد با حكومت را تنظيم ميكند.

ارزیابی

ویب سایت جدید مجما را چگونه ارزیابی میکنید؟

عالی - 60.9%
خوب - 26.1%
متوسط - 4.3%
ویب سایت قبلی بهتر بود - 8.7%

Total votes: 23

اشتراک

برای دریافت مجله جامعه مدنی اشتراک نمائید!
captcha

ساحات تحت پوشش

تعداد بازدیدها

امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه گذشته
مجموع
388
839
5276
2688263
14494
18901
2699375

جعل در دایرة المعارف

ر روزگاری که بازار بحث­های فلسفی دریونان باستان بسیارداغ بود وهمه روزه فلسفه دانان بسیارگوی درهرکوی وبرزن به بحث واستدلال می پرداختند، گروهی نیز بیناد فلسفه یی را پی افگندند که استوار برشمار دندان‌های اسب بود. گویند آن­ها، همه روزه درجایی گرد می آمدند و بحث فلسفی خود را در این باب دنبال می‌کردند.

گاهی هم که پای استدلال شان می لنگید سواربرخنگ خشم بریک دیگرمی تاختند و نا سزا می گفتند. پیرمردی بود که آن اصحاب بزرگوار فلسفه را خدمت می کرد.­ چای و آبی برای شان فراهم می ساخت؛ اما هر روزی که می گذشت بیهوده­گی چنین بحث­های بیشتر سبب دل­تنگی  پیرمرد می شد. مانند آن بود که او دیگر حوصلۀ شنیدن چنین سفسطه هایی را نداشت. ناگزیر روزی رفت به بازار و اسبی آورد جوان که  داندان­هایش همه­گان سالم بودند. پیرمرد اسب را به درختی بست و رفت به نزدیک آن فلسفه دانان پرخاش‌گر و گفت: ای اهل اقلیم بزرگ فلسفه ودانایی! مرا دل به شما بسوخت که این همه در پیوند به تعداد دندان‌های اسب بیهوده بحث و ستیز می کنید. رفتم به بازار اسبی آورده ام جوان واز شما می خواهم که بحث و مناظره را بگذارید و بیایید برویم تا یگان یگان دندان­های اسب را بشماریم تا این همه اختلاف و پراکنده­گی از میانه بر خیزد!

جماعت را ازسخنان پیرمرد حالت دگرگون شد و براو برآشفتند که ای پیرمرد بی خبراز لذت فلسفه، تو چقدرگستاخی که یکی ویک باربر بنیاد فلسفۀ ما همجوم آوردی وآن را خراب کردی! پیرمرد را آ­ن ­قدرکوبیدند که ازهوش رفت و او را ازسرزمین فلسفۀ خویش بیرون انداختند و خود برگشتند و بحث داندان­های اسب را ازسرگرفتند.

این حکایت از آن آوردم که واژۀ آکادمی نیز ازهمان یونان باستان آمده است. گویند این لفظ از نام یکی از یلان اساطیری یونان گرفته شده که درشمال« آتن» سرزمین های فراخی داشته و آن سرزمین ها را اکادمی می نامیدند وافلاتون در آن مدرسه یی داشته است. گاهی هم گفته اند که اکادمی باغی بوده که افلاتون درآن فلسفه تدریس می کرده است، سخن آخر این که این لفظ اکادمی همان فرهنگستان فارسی دری­است.

پس این اکادمی هرگونه ریشه­ای که داشته باشد، همان جای‌گاه علم و فلسفه بوده است؛ اما آن جای‌گاهی که اهل « فلسفۀ دندان اسب» گرد می آمدند، جای‌گاه سفسطه و دروغ پردازی بوده و این سفسطه چیزی دیگری نیست به جزاین که حقیقت ودروغ را به عمد درمی آمیزند تا به نتیجه یی نرسند و یا هم بخواهند به نتیجۀ دروغینی برسند که خود می خواهند. کاری که بخش دایرةالمعارف آریا« دانشنامۀ آریانا»  اکادمی علوم افغانستان هراز گاهی انجام می دهد.

تازه گی­ها درجلد نخست نشرتازۀ دایرةالمعارف آریانا گروه «فلسفۀ دندان اسب» کشف بزرگی را به نام خود تسجیل کردند، کشفی که جز بربنیاد «علم افغانی» دیگر بربنیاد هیچ علم و فلسفه­یی میسر شده نمی‌تواند. چنین است که این کشف که شگفتی همه­گان را بر انگیخته جزدرچنین دایرةالمعارفی دیگردرهیچ گوشۀ جهان ارزش نشر را ندارد؛ برای آن که سرانجام یونانیان خردمند رفتند و پنجه دردهان اسب کردند وآن دندان­ها را یگان یگان بر شمردند. با دریغ که گروه دایرةالمعارف آریانا تا هنوزدرنیافته اند که دیگر دوران جعل فرهنگی وتاریخی نه تنها گذشته است؛ بلکه گذشت زمان ازچهرۀ هرگونه جعلی که حتا به دست هشیارترین جعال هم که صورت گرفته باشد، پرده برمی افگند. من به دست اندرکاران دیراة المعارف آریانا و به جناب رییس اکادمی‌علوم افغانستان و به جناب رییس جمهور کشورکه یک چنین کشف بزرگی در دوران شفاف و زرین! او رخ داده است تبریک می  گویم  و به تمام دوستانی که پرچم­بردارعلم افغانی اند پیش­نهاد می کنم که این کشف بزرگ را که نشان­گرآتش جواله­ی نبوغ اکادمی علوم افغانستان است بر کتیبه­ی زرینی بنویسند وآن کتیبه را درچار راه فلسفه و دانش جهانی بگذارند تا جهانیان برما نخندند که ما درتکوین دانش و فلسفه­ی جهان سهمی نداشته ایم!

دایرة المعارف آریانای اکادمی علوم با رمل اندازی های فلسفی در پیوند به تناسب نفوس اقوام گوناگون کشور به نتیجه یی رسیده و آن را چنان سند شرمساری تاریخی خویش این گونه به نشر رسانده است:

·         پشتون­­ها،62 اعشاریه 73  درصد

·         تاجک‌ها،­12، اعشاریه 38 درصد

·         هزاره­ها، 9درصد

·         ازبیک­ها،6  اعشاریه 10 درصد

·         ایماق­ها، 2 اعشاریه 67 در صد

·         ترکمن،ها 2 اعشاریه 68درصد

کمابیش پنج درصد دیگر می ماند به نورستانی­­ها، بلوچ­­ها، پشته ای­ها، براهوی­ها، شغنانی‌ها، هند­هاوسیک­ها، قزلباش­ها، بیات­ها، گوجر­ها، قرغیز­ها، مغول­ها و...

ما درسرزمین شگفتنی انگیزی زنده­گی می کنیم. سرزمین بی آمار. ما هنوز نمی دانیم که سالانه چند کودک  در این کشور به دنیا می آیند وچند تن می میرند. سرزمین که حقیقت باید برمدار نیت سلطان واریکه نشینان گفته شود نه برمدار واقعیت های پیرامون. سرزمین که حتا درسدۀ بیست ویکم هم همت و دانش آن را نداشته است تا شمارشهروندان خود را درفهرستی درج کند. زمانی که بحث ازایجاد شوراهای  ولسوالی‌ها به میان آمد، گفتند افغانستان هنوزشمار نفوس ولسوالی‌های خود را نمی داند؛ اما با رمل اندازی های سیاسی پشت پرده­ی سیاه، نفوس ولایت های را تعین کردند تا شمار نماینده­گان ولایت ها درمجلس نماینده­گان مشخص شود. حال نمی توان به یقین گفت که بر بنیاد چنین رمل اندازی های سیاسی و تفاهم های پشت پرده­ چه مقدار حق شماری از ولایت­های کشور زیرپا شده است.

 این پرسش را می توان هم­چنان مطرح کرد، درسرزمینی که هنوز شمار نفوس مجموعی آن معلوم نیست، چگونه می توان شمارنفوس اقوام گوناگون آن را پیدا کرد. این درحالی‌است که ما هنوز نام بعضی ازاقوام خود را هم نشناخته­ایم.

به گونۀ دقیق نمی توان فهمید که درپشت چنین جعلی چه اهداف وانگیزه­هایی وجود دارد! باید دست اندرکاران دایرةالمعارف آریانا ومسوُولان اکادمی علوم به این پرسش پاسخ دهند. برای آن جعل‌کاران خود می دانند که ارقام ساخته­گی و به دور ازواقعیت است. درپیوند به نشر آمار و ارقام درعرصه­های گوناگون حیات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی وسیاسی یک کشور دردانشنامه­ها ودایرةالمعارف­ها نیاز به مراجه به منابعی­است که مسوولیت پخش‌چنان آماری را برعهده دارند.

آیا اکادمی علوم افغانستان درپیوند به این امر به«احصاییه­ی مرکزی افغانستان» مراجعه کرده است؟ بدون تردید که نه! برای آن که هیچ یک از نهاد های مسوُول نمی تواند تا بار یک چنین شرمساری بزرگ را بر دوش کشد.

رییس احصاییۀ مرکزی درگفتگو هایی با رسانه های داخلی و خاجی گفته است که احصاییه­ی مرکزی نه تنها چنین ارقامی را تایید نمی کند؛ بلکه آن را به حال کشورمضر می داند.آقای عبدالرحمان غفوری رییس ادارۀ مرکزی گفته است که آن­ها تا کنون در این ارتباط یعنی در پیوند به سر شماری سراسری کاری نکرده اند و آن ها نمی دانند که اکادمی این ارقام را از کجا کرده است!

بدون تردید که این امریک اشتباه پژوهشی نیست؛ بلکه یک جعل­ است . جعل واقعیت. آن هم در دایرةالمعارف که می تواند فردا برای دیگران سرچشمه­ی تحقیق باشد. به پندارمن این مساله­یی نیست که بتوان از کنار آن همین گونه به ساده گی گذشت. نخست باید ازدست اندرکاران دایرةالمعارف آریا و رییس اکادمی علوم افغانستان به گونه­ی رسمی تحقیق شود که این ارقام غیر واقعی و دروغین را از کجا در آورده اند. اکرمرجعی هم است، آن مرجع از چه اعتبارعملی و پژوهشی برخوردار است. این درحالی­است که تا کنون دراین  جغرافیای بدبختی درافغانستان، هیچ­گونه سرشماری کامل و دقیقی بر بنیاد معیار های‌علمی صورت نگرفته است. چنین است که مرکز احصاییه افغانستان بدون یک سرشماری دقیق وسراسری نمی تواند دراین ارتباط ارقامی را به نشر رساند. می پندارم که باید برای دایرةالمعارف آریانا باید جایزه­ی بزرگی داده شود که چگونه آسان و ساده درچند دقیقه  برنامه­ی ­بزرگ سرشماری کشور را تکمیل کرده، نفوس کشور را مشخص ساخته و تناسب اقوام را معین ساخته است. وقتی که چنین است دیگرچه نیازی به موجودیت احصاییه مرکزی باقی نمی ماند. 

پرتو نادریپرتو نادری
نویسنده: پرتو نادری

پرتو نادري فرزند عبدالقيوم پرتو  به سال   1331 خورشيدي  برابر با (1953) در دهکده ء  به نام جر شاه بابا در ولسوالي  کشم ولايت بدخشان   ديده به جهان گشود .
اودوره ء ابتدايي و  ميانه  را در زادگاه خود تمام کرد ، بعداً به کابل آمد و دورهء ليسه را در  دارالمعلمين اساسي  کابل با نمرات بلند  به پايان آورد.
 چنان که او توانست امتياز اشتراک در  امتحان ورودي دانشگاه را به دست آورد . چنین بود که  به سال   1350 خورشيدي  به دانشکده ء ساينس  دانشگاه  کابل راه يافت و به سال 1354 از رشته ء زيست شناسي ( بيو لوژي) اين فاکولته دانشنامه ء ليسانس به دست آورد .... ادامه


Facebook

Twitter