وارد شدن
مرام مجما را تقویت انکشاف جامعه مدنی متنوع، کثرت گرا، جامع و متحد تشکیل میدهد.

جامعه مدنی چیست؟

جامعهء مدني فرهنگ سازش براي توافق است، اين جامعه قانونمند رابطهء حكومت با مردم و روابط افراد با حكومت را تنظيم ميكند.

ارزیابی

ویب سایت جدید مجما را چگونه ارزیابی میکنید؟

عالی - 60.9%
خوب - 26.1%
متوسط - 4.3%
ویب سایت قبلی بهتر بود - 8.7%

Total votes: 23

اشتراک

برای دریافت مجله جامعه مدنی اشتراک نمائید!
captcha

ساحات تحت پوشش

تعداد بازدیدها

امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه گذشته
مجموع
631
839
5519
2688263
14737
18901
2699618

تلاش برای دریافت جایگاه فرد در جامعه و تعیین رابطه آن با دولت همچنان تشخیص و تامین حریم خصوصی که اراده  فرد در آن حاکم است، منجر به پیدایش نظام حقوقی بنام حقوق بشر شده؛ آنچه به پرنفوذترین گفتمان عصر مبدل گردیده است.حقوق بشربه مثابه بزرگترین دست آورد بشردرعرصه حقوقی، بارزترین پدیده  مشترک بین اعضای خانواده بشری، محسوب میشود.
 
   حقوق بشر با ادعای متواضعانه خویش برای آزادی، عدالت و صلح در جهان، بر تضمین حداقل حقوق و آزادیهای اساسی، صرفنظر از رنگ، جنس، مذهب، ملیت، نژاد و سایر تعلقات سیاسی واتنیکی تائکید میورزد، اما این حقوق بشراست که ازیکسو ساختارها و سنتها را به چالش کشانده و از سوی هم سیاست مداران را به هراس واداشته است.
 
   حقوق بشر یک گفتمان ریشه دار و چند بعدیی است که شناسایی و تبیین آن برای جلوگیری از مخالفتهای متعصبانه و موافقتهای شعاری ضروری و مبرم مینماید؛ خاصتا" به کشور آسیب پذیری مثل افغانستان که آثار جنگ و بحران بر سیمای آن نمایان است.
 
    برای اینکه بر خاکستر کشور آتش زده خویش، افغانستان نوین را بنا گذاریم و با عبرت از میراث جنایات ضد بشری سه دهه اخیر، فرهنگ حقوق بشرراطوری نهادینه کنیم که احترام به کرامت و منزلت انسان عمق محتوا و جانمایه ای آنراتشکیل دهد، لازم است تا آگاهی و شناخت ازگفتمان حقوق بشررا گسترش داده و آنرا تخصصی تر نمایم تا باشد با گسترش آن، زمینه تحقق و عجین شدن آن در زنده گی اجتماعی، مساعد گردد.
 
   گفتمان حقوق بشر حاوی دو نوع مباحث : ارزشی و هنجاری است؛ به این معنی که، هرگاه نوع پردازش دانشمندان و صاحب نظران را به گفتمان حقوق بشر بررسی کنیم، دو نوع مباحث را میتوان دریافت که نوع اول ماهیتا"  ارزشی و نوع دوم ماهیتا" هنجاری است. به این اساس میتوان گفت : گفتمان حقوق بشرتا حال دو قلمرو گفتمانی داشته، که تفکیک بین این دو قلمرو میتواند ازاصطحکاک نظریات مخالف و موافق بکاهد یا حداقل در کاهش آن مفید واقع شود.
 
1. قلمرو ارزشی گفتمان حقوق بشر:
 
   در حوزه ارزشی گفتمان حقوق بشر، حقوق و آزادی های افراد و نتایج ناشی از آن بر جامعه و فرد، از لحاظ خوب و بد بودن مطرح است. در این نوع گفتمان تاثیرات ارزشها و هنجارهای حقوق بشر بر فرهنگ و ساختارها مورد ارزیابی قرار میگیرد؛ به عباره روشنتر حقوق و آزادی ها به مثابه ارزشهای اجتماعی مورد نقد و بررسی قرار میگیرند و باسایر باورها و ارزشها مقایسه میشوند تا تکلیف پذیرش و عدم پذیرش آنها روشن شود. مثلا" اگر بحث از دین و حقوق بشر مطرح میشود، این بحث نوعا" ارزشی است زیرا هدف از آن مقایسه نورمها و ارزشهای دینی با حقوق بشرمیباشد و محتوای آن را به مثابه ارزشها پالایش میکند تا رابطه آن دو معلوم گردد و آشکار شود که نقاط متضاد و موافق آنها کدام است، به این ترتیب مساله پذیرش و عدم پذیرش به مثابه ارزشها اجتماعی حل گردد، چه اکثر پیروان مذاهب درپذیرش وعدم پذیرش هنجارهای اجتماعی، ارزشها و اعتقادات قبلی خویش را معیار قرارمیدهند.
 
2. قلمرو هنجاری گفتمان حقوق بشر:
 
   دراین حوزه بحثها به هنجارها و میکانیزمهای حقوقی و عینی حقوق بشر متمرکز است. بحث از نظام ملی و بین المللی حقوق بشر مطرح میشود. در این مباحث رابطه فرد و دولت و نهادهای شامل دولت از لحاظ حقوقی  بررسی میشود، حد و مرزحریم خصوصی وعمومی و تفکیک این دو حریم به بحث گرفته میشود، از سه نسل حقوق بشر(حقوق مدنی و سیاسی، حقوق اقتصادی-اجتماعی-فرهیگی و حقوق همگانی) یاد میشود وبه موارد خاص حقوق بشر مانند حقوق زن، حقوق کودک، حقوق اقلیتها و غیره پرداخته میشود. در این حوزه گفتمان، بهترین راه  تامین و تضمین حقوق بشر، مراحل تکوین حقوق بشر در نظام داخلی، مسوولیت دولتها درقبال حقوق بشرو مراحل پیوستن دو لتها به کنوانسیونها، مراحل تصویب کنوانسیون ها یا درمجموع اسناد بین المللی  و محتوای آنها مورد بحث و بررسی قرار میگیرد.
 
   خلاصه اینکه بحث هنجاری  گفتمان حقوق بشر برخلاف بحث ارزشی ، یک بحث حقوقی بوده که به میکانیزمها و نورم ها متمرکز میباشد.درحالیکه بحث ارزشی گفتمان حقوق بشرنوعا" یک بحث اخلاقی است که به خوب و بد بودن هنجارها و میکانیزمها میپردازد. با این ایضاح مختصردر مورد دو قلمرو گفتمان حقوق بشر، در سطور بعدی بر گوشه ای از گفتمان حقوق بشر اززاویه هنجاری یا حقوقی روشنی میپردازیم.
 
حقوق بشر چیست؟
 
   این سوال ظاهرا" ابتدایی به نظر میرسد ولی یک سوال اساسی ودرعین حال کلی است که هر نوع جواب ما به آن مشخص کننده تصویرکلی است که  از حقوق بشرداریم، ازطرفی هم این سؤال، مارا در برابر عالمی از مباحث قرارمیدهد که پهنای گسترده دارد.
 
   ازآنجایکه انسان نقطه ثقل گفتمان حقوق بشرراتشکیل میدهد بیجا نخواهد بود که به استعدادهای دوگانه آن در                                                    زند گی اجتماعی یعنی خود محوری (فرد گرایی) و جمع گرایی یا معاشرت جویی اشاره نمائیم: خود محوری یا فردگرایی افراد در استقلال آنها برای اداره امور شخصی و حاکمیت اراده آنها درتعیین سرنوشت خویش است. در حالیکه میل ویا هم نیاز به زندگی جمعی و معاشرت جویی، افراد را درزندگی مشترک همانگ میسازد و آنها را در پهلوی هم قرار میدهند. پس افراد انسانی هم در جامعه و هم با جامعه اند، که استقلال و همبستگی آنها پدیده های حق و تکلیف متقابلی را به همراه دارد. بنا": اولا" جامعه با وجود سیطره که بر افراد دارد ناگزیر از رعایت حرمت و آزادی انسانهاست؛ ثانیا" افراد در زندگی مشترک و جمعی نباید متعرض حرمت فردی یکدیگر گردند و ضمن پایمردی در امور مشترک ناموس جامعه و لوازم آنرا پاسدارند.این دیدگاه آمیزه ای از اصالت فرد وجامعه است که به مثابۀ یک روند منطقی کاشف حقوق بشر میباشد؛ حقوق بشرییکه ناشی از طبیعت مختلف الاطراف انسانی است.
 
   اندیشه حقوق بشر از آوان تشکل اجتماعات توسط فلاسفه، دانشمندان سیاسی، پیامبران الهی، ارباب مذاهب وخداوندان اندیشه های سیاسی مطرح شده و پس ازفرازو نشیب تاریخ بشری، زینت بخش عرصه های اجتماعی گردیده است.
 
   انقلاب کبیرفرانسه (1789 ) درعرصه حقوق بشر یکی از نقاط عطف تاریخ بوده که درنتیجه آن ضمن اعلامیه حقوق بشر و شهروند، اندیشه حقوق بشر راهی حقوق موضوعه شد که برای افراد (شهروندان) ایجاد حق و برای دولتها ایجاد تکلیف کرد. دو جنگ ویرانگر و آز آمیز جهانی این باوررا قطعی کرد که خیر بشریت و بقای آن در شناسایی حیثیت ذاتی  و حقوق یکسان آنهاست. این باور درلابه لای مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر مصوب 10 دسامبر 1948 میلادی بطورمنسجم، تبلور یافت.
 
   حقوق بشر با این دیدگاه بنیادین که شناسایی حیثیت ذاتی یکسان بشر و باور به اینکه ارج و احترام به منزلت انسان، بهترین و بی مانندترین راه رسیدن به آزادی، عدالت، صلح وتوسعه در جهان است، پایه گذاری شده است. و برای تحقق بینش یاد شده در زندگی اجتماعی شناسایی و تامین حداقل حقوق وآزادی های اساسی برای تمام اعضای خانواده بشری صرفنظر ازرنگ، جنس، ملیت، زبان وسایر تعلقات سیاسی و اتنیکی حتمی وغیر قابل انکار میباشد.حقوق بشر ضامن رهایی انسانها از فقر و ترس میباشد و تازه همین رویکرد باعث شده تا حقوق بشرآرمان مشترک برای تمامی مردم و همه ملل اعلام گردد.
 
   حقوق بشر که شامل سه نسل میشود در لابه لای اسناد بین المللی تدوین یافته است طوری که این اسناد حاوی ادبیات حق محور برای افراد و تکلیف محور برای دولتهاست، یعنی فرد به عنوان محق(ذیحق) حق دارد که از دولت های متبوع خویش به عنوان شهروند، تامین حقوق و آزادی های شناخته شده ای  بشری را مطالبه نماید به همین منوال دولت مکلف است تا این حقوق وآزادی ها را تامین نموده، زمینه استیفای آنرا برای افراد مساعد سازد.حقوق بشربرمبنای یک سلسله اصول پایه گذاری شده است، که میتوان آنرا ذیلا" برشمرد:
 
1- اصل حیثیت و منزلت انسانی؛
2- اصل ازادی؛
3- اصل برابری (عدم تبعیض)؛
4- اصل برادری
 
   اصول مذکور در تمامی اسناد بین المللی حقوق بشرمانند اعلامیه جهانی حقوق بشر، کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، کنوانسیون بن المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی، کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان، کنوانسیون بین المللی حقوق کودک و ...، تبلور یافته است.به همین منوال گستره گفتمان حقوق بشر در بردارنده یک سری موضوعات اساسی است، که این موضوعات را میتوان به سه دسته جدا ساخت:
 
الف:- حقوق مدنی و سیاسی (نسل اول حقوق بشر):
 
   منزلت فردی همیشه درجوامع طبیعی وهمچنان جوامع فاقد حاکمیت قانون ازناحیه دستگاه قدرت و وابستگان آن مورد تهدید بوده و تاریخ سیاسی بشر بدترین حادثات پایمال شدن، خورد شدن و تحقیر منزلت انسانی را گزارش میدهد.حقوق مدنی و سیاسی دقیقا" همان حقوق و آزادیهای اند که تامین حریم آزادی و منزلت فردی را، تضمین مینماید؛ فرد و زنده گی وی را از مداخله قدرت عمومی نگهداری میکند. بنا" برخورداری ازاین حقوق از یکسو متضمن آزادی و مصونیت فرد در برابرقدرت عمومی بوده و ازسوی هم تکلیف دولت برای حمایت و پاسداری ازآن در برابر متجاوزان میباشد. موضوعات مهم مطرح دراین بخش عبارت اند از:
 
1. امنیت :- در روابط گوناگون که انسانها در جامعه  دارد ممکن است، حیات مادی و معنوی افراد جزئا" و یا کلا" در معرض خطر قرار گیرد از همین لحاظ امنیت به عنوان یک تاسیس حقوقی و اجتماعی، موضوعیت پیدا میکند. امنیت عبارت از اطمینان خاطری است، که براساس آن افراد در جامعه نسبت به حفظ حیثیت ، حقوق مادی و معنوی خود بیم و هراسی نداشته باشند. لازمه تحقق امنیت در جامعه (نه امنیت جامعه ) دو تضمین کلی است :
اول:- تضمین امنیت افراد از تاخت و تاز، مداخله و مزاحمت حکومتی
دوم:- تضمین امنیت افراد در برابر هرنوع تجاوز از جانب سایر افراد، توسط دولت.
 
به این ترتیب این تاسیس حقوقی، در جامعه برای افراد و دولت ایجاد تکلیف میکند به نحویکه افراد باید در زندگی اجتماعی مانع و متجاوز بر حقوق و آزادی های یکدیگر نگردند؛ همچنان دولت باید از یکسو تامین کننده امنیت در جامعه باشد و از تجاوز و مزاحمت های افرد دربرابر یکدیگر جلوگیری کند، از سوی هم خود حق ایجاد مزاحمتهای غیرقانونی را در زندگی خصوصی افراد نداشته و آنرا باید رعایت کند. در مباحث مربوط به امنیت بر دو بعد آن بیشترتاکید میشود:
 
- امنیت شخصی:- امنیت شخصی شامل مصئونیت مسکن، مراودات و ارتباطات شخصی، امنیت اقامتگاه و غیره میگردد، که در نتیجه آن افراد با اطمینان خاطر و آنطوری که میخواهند، زندگی خصوصی خویش را سروسامان بخشند و از مواهب آن برخوردار باشند.
 
- امنیت اجتماعی:- امنیت اجتماعی (عمومی) عبارت از مجموع حمایت های قانونی و اجرایی است که در جامعه حفظ  حیثیت، جان، مال، شغل و ...، افراد را در جامعه، احتوا میکند تا بین افراد جامعه روابط سالم اجتماعی برقرار بوده و از تجاوز بر جان، مال و حیثیت هراسی نداشته باشند.  
 
2. آزادی های فکری:- حیات معنوی انسان منوط به فکر و اندیشه است، که وی را از سایر موجودات جدا میسازد. بنا" آزادی های فکری به عنوان حقوق طبیعی برای افراد شناخته شده است تا در داشتن هر نوع فکر واندیشه آزاد بوده ، از بیان آن هراسی نداشته باشند. تحت این عنون میتوان از آزدیهای مثل آزادی عقیده، آزادی بیان و آزادی مطبوعات(رسانه ها) نام برد.
 
3. آزادیهای گروهی:- طوریکه قبلا" اشاره شد، انسانها دارای ویژه گی معاشرت جویی اند، که بصورتهای گوناگون افراد را کنار یگدیگرقرارمیدهد و جلوه های متفاوت گروهی را پدیدار میسازد. افراد به اساس غریزه، طبیعت یا نیاز های اجتماعی به صورت خانواده یا گستره های ناشی از آن ظاهر میشود، و یا هم برمبنای منافع، اهداف و علایق مشترک، با استفاده از اندیشه، هنر مهارتها و امکانات خود، تشکلهای مختلف گروهی را بنا می نهد. بنا" آزادی های گروهی به مثابه یک طیف از حقوق و آزادیهای اساسی موضوعیت پیدا میکند که در این ناحیه میتوان از آزادی تشکل احزاب، انجمنها، اجتماعات، اعتصابات و تظاهرات نام برد.
 
4. حق مشارکت درامور عمومی:- دولت که مظهر قدرت عالی در جامعه است، پدیده ضروری برای انتظام امور عمومی درجامعه و شکل دهنده ای امور سیاسی-اجتماعی کشور میباشد. بنا" همانگونه که افراد با بکار انداختن استعدادهای فردی، سرنوشت خویش را رقم میزنند، زندگی اجتماعی نیز میتواند با اشتراک مساعی و ابتکار عمل تشکیل دهنده گان آن به نحو شایسته سامان یابد؛ درحقیقت همین حقوق است که معنای واقعی شهروند را متبارز میسازد. به این ترتیب، مشارکت در اداره امور عمومی کشور از جمله حقوق اساسی افراد انسانی به شمارمیآید. تحت این عنوان حقوق و آزادی های همچو حق رای، حق کاندیدا شدن، حق مشارکت در مشاغل عمومی، حق دسترسی به اطلاعات و حسابگیری از دولت وغیره را نام برد.
 
5. حق دسترسی به محاکمه عادلانه:- این عنوان شامل اصول و تضمنهای عدلی و قضایی است که حداقل حقوق و آزادی های افراد را قبل، در جریان و بعد از محاکمه حمایت و تضمین مینماید؛تا از یک سواحترام به  حیثیت و کرامت افراد رعایت گردد و از سوی هم عدالت بصورت صحیح تحقق یابد.
 
ب:- حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی (نسل دوم حقوق بشر)
 
   حقوق مدنی و سیاسی به عنوان عامل بازیافت منزلت انسان مطرح شد و شعار آزادی، برابری و برادری را آرمان خویش قرار داد اما تفاوتهای طبقاتی ناشی از انقلاب صنعتی و به تاسی از آن اختلافات و منازعات بین گروه ها و طبقات، اصل برابری را در جامعه  زیر سوال برد، و به این ترتیب اصل آزادی و برادری نیز مخدوش گردید. برای بیلانس این اصول و تامین عدالت اجتماعی، نسل دوم حقوق بشر شکل گرفت، برخورداری از این حقوق و آزادیها، برخلاف حقوق مدنی وسیاسی، مستلزم دخالت جدی دستگاه  خدمات عمومی همراه با کمک مالی،  حقوقی و اجرایی دولت است. در این بخش میتوان از حق بر خورداری از سلامتی، حق آموزش و پرورش، حق کار، حق تامین اجتماعی، حق داشتن زندگی آبرومندانه و غیره را نام برد.
 
ج :- حق همبستگی یا نسل سوم حقوق بشر:
 
   نهضت بین المللی کردن حقوق بشر، در جلوه های مختلف از سال 1945 به بعد، الهامات جدید سیاسی و اجتماعی فراوانی را نسبت به حقوق بشر به ارمغان آورده است که ابعاد خاصی حقوق بشر را پدیدار ساخته است که تحت عنوان مجموعه متمایزحقوق بشر یا حق همبستگی از آن یاد میشود، که امتیاز تکوین آن ازان سازمان ملل متحد بوده است؛ نظیر حق بر صلح، حق بر توسعه و حق بر محیط زیست سالم. البته در این میان حق افراد و جوامع بر تفاوتها و مشخصه های خاص و حق مالکیت بر میراث مشترک بشری همچنان به  قوت خود باقی است.این حق اختصاص یافته در سطح بین المللی که دراعلامیه نهایی کنفرانس استکهلم در سال 1972 میلادی نیز مورد تاکید قرار گرفته، در قوانین اساسی بسیاری از کشورها نیز پیش بینی شده است. مانند ماده 20 قانون بنیادی 1945 جمهوری فدرال آلمان، مواد 45 و 46 قانون اساسی 1978 اسپانیا، ماده 66 قانون اساسی 1975 یونان، ماده 120 قانون اساسی هلند، ماده 225 و فصل 4 قانون اساسی 1988 برزیل.

Facebook

Twitter