وارد شدن
مرام مجما را تقویت انکشاف جامعه مدنی متنوع، کثرت گرا، جامع و متحد تشکیل میدهد.

جامعه مدنی چیست؟

جامعهء مدني فرهنگ سازش براي توافق است، اين جامعه قانونمند رابطهء حكومت با مردم و روابط افراد با حكومت را تنظيم ميكند.

ارزیابی

ویب سایت جدید مجما را چگونه ارزیابی میکنید؟

عالی - 60.9%
خوب - 26.1%
متوسط - 4.3%
ویب سایت قبلی بهتر بود - 8.7%

Total votes: 23

اشتراک

برای دریافت مجله جامعه مدنی اشتراک نمائید!
captcha

ساحات تحت پوشش

تعداد بازدیدها

امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه گذشته
مجموع
790
724
4839
2688263
14057
18901
2698938


*- نگرش عمودمی بیدل در اجزای طبیعت.
*- بیدل در طور معرفت.
*- ابر کوچک غزل.
*- واژه وآفرینش.
*- یک آیینه و چند تصویر.
*- شعر سیاسی – ایدیولوژیک در افغانستان.
*- شعر سیاسی و چگونه گی آن در افغانستان.
*- از ابوغریب تا پلچرخی.
*- فانی به جاودانگان پیوست.
*- فانی با پیامبر باران.
*- پرواز کبوتر.
*-  حنظلهء بادغیسی نخستین سرایشگر شعر پایداری فارسی دری
 
 در بخشی مقدمه یی که نویسنده زیر نام« با تو خوانندهء عزیز» نوشته است، این گونه می خوانیم:
« در نوشته های این کتاب  دیدگاهها و نقطه نظراتی ارائه شده است که بیشتر متکی بر تجربه ها و دریافت های ادبی من در درازای سالهای بوده است که به نوعی با کتاب ، نوشتن و سرودن سرو کار داشته ام.
از مدت زمانی چنین می پندارم که شاعران و نویسنده گان افغانستان پیش از آن که به تطبیق تیوریهای ادبی غربی بر شعر و ادبیات کشور بپردازند، شاید بهتر آن باشد تا با در نظر داشت وضعیت سیاسی – اجتماعی و ادبی  که ما در آن قرار داریم به بیان دریافت های خود از کاریک دیگر بپردازند. شاید چنین شیوه یی بتواند زمنیه ء پیدایی نوع نقد ادبی و هنری در کشور را فراهم سازد. شیوه کار من در این کتاب عمدتاً بر چنین امری استوار است.
مانیاز داریم تا در گام نخست به بررسی ویژه گیهای ادبیات خودی بپردازیم و بعد آن را با معیار ها و موازین ادبی جهانی مقایسه کنیم.
آنهایی که از همان نخست آفریده های ادبی هنری کشوری چون افغانستان را با توهماتی که از تیوریهای ادبی غربی ؛ معیار ها و موازین نقد ادبی غرب می سنجند، بدون تردید هیچگاهی به شناخت خودی دست نخواهند یافت و راه به ترکستان خواهند برد. برای آن که شاعر و نویسندهء افغانستان هیچگاهی نخواهد توانست تا  هم سنگ و همگون با تخیلات و عواطف یک شاعر غربی شعر بسراید.
صدای انفجار در خیابان، گرسنه گی، بی سر پناهی تعصب و خشونت ساختاری، دروغپردازی های پیشگامان دموکراسی خونین، تخیل و عاطفهء شاعر و نویسندهء افغانستان را رنگ و بوی دیگری می دهد که شاید نتوان آن را در هیچ گوشهء جهان دریافت کرد. چنین است که نمی توان شعر ، داستان و هنر افغانستان خونین را با  معیار ها و موازینی سنجید که منتقد آن با بوی باروت و صدای انفجار بیگانه است. گرسنه گی را نمی فهمد. زبانش را با داس تعصب درو نمی کنند و چیز های دیگر!
 
البته نمی توان منکر یک رشته معیار های و اصول پذیرفته شدهء نقد ادبی بود ، با این حال این معیار ها و اصول نمی توانند چنان قوانین علوم تجربی در همه جا و در همه زمان یک سان عمل کنند. در ادبیات و هنر هیچ اصلی نمی تواند ثابت وهمه جهانی و همه زمانی  باقی بماند.
فکر می کنم آنهایی که پیوسته خواسته اند تا ویژه گیهای ابداعی هر شاعر و نویسنده یی را از روزنهء تنگ چند نقل و قول کهنه  و تکراری و چند نام در این یا آن کشور غربی ، بررسی کنند، بیشتر به همان دیکتاتور های می مانند که می خواهند همه چیز  را در چارچوب توهمات  خود هم آهنگ سازند.
شاید بتوان گفت که  نقد خود یک کشف است. آن گاه که  آفرینش شعرکشفی است، پس نقد که مدعی شناخت چگونه گی آن کشف است، خود نیز کشف دیگری است.
در کتاب هر مقاله به گونهء جداگانه و مستقل نوشته شده است و اما همه گان شامل حوزهء ادبیات می گردند  و چنین است که در کنار هم به گونهء کتابی در آمده اند. امید برای تو خوانندهء عزیز خالی از سود و ثمری نباشد!»
جای دارد تا گفته شود که  در همین روز ها هفتمین گزینهء شعری پرتونادری به نام
« شعر ناسرودهء من» نیز به وسیلهء بنگاه انتشاراتی میوند در شهر کابل انتشار یافته است.
غیر از این در سال جاری پرتو نادری گزینهء شعر های کلاسیک خود را به نام « ... گریهء صد قرن در گلو دارم»  نیز به تیراژ هزار جلد در کابل انتشارداد.
تازه ترین پژوهش ادبی پرتونادری  در پیوند به زنده گی و چگونه گی شعر رودکی سمر قندی زیر نام« رودکی سمرقندی پدر شعر فارسی دری» نوشته شده است که انتظار می رود تا ختم سال جاری از چاپ به در آید!

پرتو نادریپرتو نادری
نویسنده: پرتو نادری

پرتو نادري فرزند عبدالقيوم پرتو  به سال   1331 خورشيدي  برابر با (1953) در دهکده ء  به نام جر شاه بابا در ولسوالي  کشم ولايت بدخشان   ديده به جهان گشود .
اودوره ء ابتدايي و  ميانه  را در زادگاه خود تمام کرد ، بعداً به کابل آمد و دورهء ليسه را در  دارالمعلمين اساسي  کابل با نمرات بلند  به پايان آورد.
 چنان که او توانست امتياز اشتراک در  امتحان ورودي دانشگاه را به دست آورد . چنین بود که  به سال   1350 خورشيدي  به دانشکده ء ساينس  دانشگاه  کابل راه يافت و به سال 1354 از رشته ء زيست شناسي ( بيو لوژي) اين فاکولته دانشنامه ء ليسانس به دست آورد .... ادامه


Facebook

Twitter