وارد شدن
مرام مجما را تقویت انکشاف جامعه مدنی متنوع، کثرت گرا، جامع و متحد تشکیل میدهد.

جامعه مدنی چیست؟

جامعهء مدني فرهنگ سازش براي توافق است، اين جامعه قانونمند رابطهء حكومت با مردم و روابط افراد با حكومت را تنظيم ميكند.

ارزیابی

ویب سایت جدید مجما را چگونه ارزیابی میکنید؟

عالی - 60.9%
خوب - 26.1%
متوسط - 4.3%
ویب سایت قبلی بهتر بود - 8.7%

Total votes: 23

اشتراک

برای دریافت مجله جامعه مدنی اشتراک نمائید!
captcha

ساحات تحت پوشش

تعداد بازدیدها

امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه گذشته
مجموع
770
724
4819
2688263
14037
18901
2698918


در گزینهء« شعر ناسرودهءمن» شاعر مقدمه یی دارد نسبتاً مفصل زیر نام « نمی دانم چه بنویسم» که در آن ازسیاست، فرهنگ شعر و ادبیات سخنانی رفته است. زبان این مقدمه به مانند زبان شعر های آمده در گزینه، زبانیست آمیخته با طنز و کنایه.
او در این مقدمه نه تنها به برسی وضعیت ادبی کشور پرداخته؛ بلکه سیاست های فرهنگی دولت و وضعیت زبان فارسی دری را از منظرگاه این سیاست بیان داشته است.
در پاره یی از این مقدمه  با  نوع طنز سیاه و گزنده یی به بررسی روش های فرهنگی سازمانهای امداد افغانی که بخش قابل ملاحظه یی کمک های جهانی را دریافت می دارند، پرداخته و نهایتاً این تصویر را به دست داده است که یک چنین نهاد هایی پیش از آن که به کار سازندهء فرهنگی بپردازند، بیشتر علاقمند به هیاهوی فرهنگی اند.
زبان شعر های او زبانیست آمیخته با طنز.  جدی ترین مسایل سیاسی- اجتماعی  در شعر های او با زبان طنز آمیزبیان شده است. به همینگونه او در بیان شاعری خویش از مثل های مردمی نیز استفاده می کند.
در سروده های سالهای اخیر پرتونادری طنز کاربرد گسترده یی یافته و این امر به نوعی از مشخصهء شعر او بدل شده است.
نخستین شعر این گزینهء شعری « حلقه های زنجیر فاجعه» نام دارد وآخرین شعر آن به نام « بازار آزاد» آمده است. شاید این یک امر تصادفی است که شاعر حلقه های زنجیر فاجعه را با بازار آزاد پیوند زده است. آیا بازار آزاد برای ما حلقه های زنجیر فاجعه است و یا این که حلقه های زنجیر فاجعه خود همان بازار آزاد است!
این هم شعری از دفتر« شعر ناسرودهء من»:
تا سرزمین هیچ
 
امپراتور بی اقلیم من
پیرانه  سر
در زیر  چتر واژه های دروغین
شرابی می نوشد
که انگورش در باغچهء قصاب شیرین شده است
 
امپراتور بی اقلیم
هرگاه که از پلکان پیاله های خالی
بربام بلند حادثه  بر می آید
فرمان قتل عام ستاره گان عاشق را
در یک کلمه صادر می کند
                                  بکشید!!!
 
امپراتور بی اقلیم من
در زیر خیمه ء هر واژه
هزار سرور بی سر دارد
امپراتور بی اقلیم من
تازه یورش فاتحانهء خود را
تا سرزمین هیچ آغاز کرده است
و اما  نمی داند
                که فردا
 شتر سیاه  چه حادثه یی
 در کوچه ء چه ابتذالی
                            زانو خواهد زد
 
امپراتور بی اقلیم من
افتاب را با دو انگشت پنهان می کند
و جیب هایش
لانه تفکر خفاشانیست
که تازه از دالانهای رسوایی بر گشته اند
 
میزان 1386
شهرکابل

پرتو نادریپرتو نادری
نویسنده: پرتو نادری

پرتو نادري فرزند عبدالقيوم پرتو  به سال   1331 خورشيدي  برابر با (1953) در دهکده ء  به نام جر شاه بابا در ولسوالي  کشم ولايت بدخشان   ديده به جهان گشود .
اودوره ء ابتدايي و  ميانه  را در زادگاه خود تمام کرد ، بعداً به کابل آمد و دورهء ليسه را در  دارالمعلمين اساسي  کابل با نمرات بلند  به پايان آورد.
 چنان که او توانست امتياز اشتراک در  امتحان ورودي دانشگاه را به دست آورد . چنین بود که  به سال   1350 خورشيدي  به دانشکده ء ساينس  دانشگاه  کابل راه يافت و به سال 1354 از رشته ء زيست شناسي ( بيو لوژي) اين فاکولته دانشنامه ء ليسانس به دست آورد .... ادامه


Facebook

Twitter