وارد شدن
مرام مجما را تقویت انکشاف جامعه مدنی متنوع، کثرت گرا، جامع و متحد تشکیل میدهد.

جامعه مدنی چیست؟

جامعهء مدني فرهنگ سازش براي توافق است، اين جامعه قانونمند رابطهء حكومت با مردم و روابط افراد با حكومت را تنظيم ميكند.

ارزیابی

ویب سایت جدید مجما را چگونه ارزیابی میکنید؟

عالی - 60.9%
خوب - 26.1%
متوسط - 4.3%
ویب سایت قبلی بهتر بود - 8.7%

Total votes: 23

اشتراک

برای دریافت مجله جامعه مدنی اشتراک نمائید!
captcha

ساحات تحت پوشش

تعداد بازدیدها

امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه گذشته
مجموع
778
724
4827
2688263
14045
18901
2698926


اما آنچه  که از خاموشی او در ذهن  من بیدار گردید این است که گویی  هنوز دوران
« پرده نشینان سخنگوی» به پایان نرسیده ا ست.
 
روشنی یحیی شاعریست  منزوی ، هر چند او پیوسته در شعر هایش خواسته است تا
« فریاد هستی خود باشد»؛ اما  این شعر ها خود زندانی بوده اند.  شاید شاعر خود پیوسته خواننده ء شعر خود  بوده است . شعرهایی که نه تنها راهی به رسانه ها نیافته اند ؛ بلکه شنونده گانی هم نداشته است.
ناگوار ترین حالت برای یک شاعر آن است که در تنهایی شعر بسراید. ظاهراً شاعری  یک امر فردی به نظر می آید  و گویی  جز شاعر کسی دیگری  در تکوین آن سهمی ندارد ؛ در حالی که شاعری به مانند هنر های دیگر  و به مانند هر کار فرهنگی دیگر  کاریست جمعی . شاعر به مخاطب نیاز دارد.آن جا که مخاطب  و شنونده یی  نیست شعر می میرد.
 
شاعر به آن نیاز دارد تا  شعری هایش را برای مردم و مهمتر ازهمه برای منتقدان و   آگاهان عرصه ارائه کند و دیدگاههای آنها را د ر رابطه به شعرش بداند !
اساساً مثلث وضعیت ادبی  را  آفرینشگر، منتقد و خواننده  به وجود می آورد . از این نقطه نظر شعر هایی دفتر « در گوشه های تنهایی»  تاهم اکنون در پشت دروازه های  وضعیت  ادبی قرار داشته است  نه درمتن آن .
شعر های دفتر  « در گوشه های تنهایی»   در کلیت خود شعریست بد بینانه . البته این بد بینی  از نوع بد بینی و شکاکیت فلسفی نیست ؛ بلکه شاعر از وضعیت، شاکی است و نمی تواند احساس امنیت و ارامش کند.
اوبخش بیشتر زنده گی اش را درسالهای دشوار جنگ ، در سالهای حاکمیت شلاق ،  سالهای کوچهای اجباری ، سالهای آواره گی ، سالهای  بسته شدن مکاتب و مدارس  برای  دحتران ، سالهای خون ، سالهای تعصب چندین قیمته ، سالهای انفجار تندیس های بزرگ بودا، سالهای نسل کشی، سالهای به آتش کشیده زاد گاهش پروان  به سر برده ا ست و هیچ انسانی  نمی تواند به یک چنین وضعیتی  بد بین نباشد.
 چنین است که او مدینه ء فاضله اش را در سرزمین تخیلات شاعرانه اش می آفرین تا سعادت خود  و دیگران را در یک چنین شهری  پیدا کند .
 شهر خاموش خیالات خودم
فارغ از بدبختیست
جاده هایش زیباست
باغهایش همه سبز
کوچه هایش همه پاک
خانه هایش همه لبریز زخوشبختی ومهر
ابر رحمت همه جا می بارد
آسمانش آبی، خالی  از ابر کدورت
اخترانش همه شب می رخشند
و زمینش همه اش کشت شده خوشبختی
 
 شهروندان چنین شهری  نیز رفتار ویژه یی دارند. به راستی در چنین شهری هر کسی  سزاوار زنده گی نیست و هرکسی نمی تواند بساط بدبختی ، فریب و دروغ را بگستراند.  وقتی شاعر آرمان شهر خود را  می سازد شهروندان آن را این گونه معرفی می کند :
 
مردمش را به چه مانند کنم
همه نورانی و لبریز صمیمیت و مهر
همه آگنده به نور قرآن
مرد هایش
همه سرتاج غرور
و زنانش
نامی از غیبت و بدگویی به لبهاشان نیست
 
چنین است که او از سمت بدبینی  به سوی آرزو های  شاعرانه اش راه  می زند و می خواهد  در  همه  چیزی  پیرامون آرزو هایش را جستجو کند . حتی هنگامی که باران روی سیشه های پنجره ء خانه ء شاعر نقش های می نشاند ، او در آن نقش های سواری را می بیند که با بیرق و شمشیر رو به  سوی هدفی که شاید هدفی شاعر  است ، می تازد.
مایه های اصلی شعر روشنی یحیی زنده گی و  رویداد  های  سیاسی – اجتماعیست که او را فرا گرفته است.
با سوگواران حادثه ء خونین بغلان یه سوگواری می نشیند و حتی دیگر حوصله ء دیداری هیچ طلوعی را ندارد.
 
به آفتاب  بگو
شرمت باد
اگر دوباره بتابی
اگر دوباره بخندی
 
 بااین همه  در شعر های این دفتر می توان  به موارد زیادی از اشتباهات وزنی ، کابرد نا زیبای  واژه گان،  سطر های سست  ، ناپایدار ،اضافی  و تکراری  بر خورد .
 
نمی خواهم در این موارد به ذکر نمونه هایی بپردازم  وفهرستی بسازم از چنین اشتباهاتی !خواننده خود به چنان مواردی بر می خورد .
البته  زبان درشعر یکی  از مهمترین بخش آن را می  سازد و بدون زبان استوار نمی توان شعر استوار پدید آورد.
آنهایی که  چراغ و مشعله  بر افروخته و به دنبال تصویر سرگردان اند باید به این نکته توجه کنند که بدون زبان پیراسته ، استوار و زیبا تصویر زیبایی هم نمی تواند در شعر شکل گیرد.
 
می پندارم که بخشی ساختاری شعر را که زبان نیز شامل آن می  شود، می توان با تجربه  فرا گرفت. این تجربه این امکان را برای شاعر به وجود می آورد تا  او بر وزن مسلط  گردد ، واژه گان را در جا های مناسب آن قرار داد، از ارائه توضیح در شعر بپردازد. در پیوند به درونمایه و ساختار شعر هم آهنگی ایجاد کند.امید روزی  روشنی یحیی به چنین پیروزی هایی نیز دست یابد
 
پرتونادری
جوزا 1387
شهرکابل

پرتو نادریپرتو نادری
نویسنده: پرتو نادری

پرتو نادري فرزند عبدالقيوم پرتو  به سال   1331 خورشيدي  برابر با (1953) در دهکده ء  به نام جر شاه بابا در ولسوالي  کشم ولايت بدخشان   ديده به جهان گشود .
اودوره ء ابتدايي و  ميانه  را در زادگاه خود تمام کرد ، بعداً به کابل آمد و دورهء ليسه را در  دارالمعلمين اساسي  کابل با نمرات بلند  به پايان آورد.
 چنان که او توانست امتياز اشتراک در  امتحان ورودي دانشگاه را به دست آورد . چنین بود که  به سال   1350 خورشيدي  به دانشکده ء ساينس  دانشگاه  کابل راه يافت و به سال 1354 از رشته ء زيست شناسي ( بيو لوژي) اين فاکولته دانشنامه ء ليسانس به دست آورد .... ادامه


Facebook

Twitter