وارد شدن
مرام مجما را تقویت انکشاف جامعه مدنی متنوع، کثرت گرا، جامع و متحد تشکیل میدهد.

جامعه مدنی چیست؟

جامعهء مدني فرهنگ سازش براي توافق است، اين جامعه قانونمند رابطهء حكومت با مردم و روابط افراد با حكومت را تنظيم ميكند.

ارزیابی

ویب سایت جدید مجما را چگونه ارزیابی میکنید؟

عالی - 60.9%
خوب - 26.1%
متوسط - 4.3%
ویب سایت قبلی بهتر بود - 8.7%

Total votes: 23

اشتراک

برای دریافت مجله جامعه مدنی اشتراک نمائید!
captcha

ساحات تحت پوشش

تعداد بازدیدها

امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه گذشته
مجموع
794
724
4843
2688263
14061
18901
2698942

دریکی  از روز ها که کوله بار بی سرپناهی خود را در کوچه های گل آلود خیر خانه بر دوش می کشیدم ، این سطر ها در ذهنم شکل گرفتند :
 
« تمام زنده گی من
کوله با رکوچکی بود
                که ازخانه یی به خانه یی می بردم
و عا قبت آن را
در کوچه های کهنه ء شهر
                    گم کردم »
 
و قتی  این سروده در گزینه ء « سوگنامه یی برای تاک » و در  رسانه ها به نشر رسید ،جماعت سرخپوشان سیه زبان بر من خرده گرفتند که نگاه کنید ! او خود زنده گی  اش را کوچک خوانده ا ست.
با خود گفتم نفرین بر شما باد! که راه در سایه ء شتر می زنید و  خود را در پندار های سرطانی  تان نا بخردانه شتر می انگارید!
 
به هر حال آخرین باری که خواستم  گزینه یی از شعر های کلاسیک خود را به نشر برسانم ، بادریغ دریافتم که در تداوم استبداد سرخ  و سبز و سپید،  شماری زیادی از شعر هایم درانفجارحوادث گم شده اند . شعر های گم شده عمدتاً قصیده گونه ها یی بودند همراه با غزلها ، چهار پاره ها و مثنویهایی .
 
   و ترانه هایی .
نمی دانم شاید گرایش به سپید سرایی در سالهای پسین آن ها را در ذهن من بیرنگ ساخته بود.
البته این امر برای شاعری که ازراه های دشوار گذار اوزان عروضی  به سوی اوزان آزاد و شعر سپید راه زده است می تواند بسیار درد آور باشد.
من سالهای درازی را درپشت دیواره های پست و بلند  اوزان عروضی و آزاد زیسته ام و رنج  برده ام  تا این که رسیده ام  به شعر سپید و به قول دیگر شعر بی وزن.
 مانند آن است که این همه راه را گام به گام پیموده ام نه با جهش و نه هم با پرواز.
آنها های که یک شبه راه صد ساله را پشت سر گذاشته اند  و با یک جهش رسیده اند به پسا پسا پسا... مدرن ، این دنیای گسترده گوارای شان باد!
می دانیم که از گام عادی تا گام اساطیری  فاصله بسیار است و هر کسی با گامهای خود راه می رود.
 
من در هر شعر توقفی داشته ام و چنان است که حس می کنم که آن همه  شعر های گم شده پاره های از روان ، عاطفه و هستی مرا با خود برده اند .
خوب با این همه  می توان شاد بود ، برای آن که نیمه ء گیلاس هنوز پر است. اگر تشنه اید میتوانید آن را سر بکشید و یا هم جرعه یی بنوشید و اگر هم بی نیاز ید می توانید آن را به یک سو بگذارید!
 
چیز دیگری ما را نیست ، تشنه کامی از شما دور باد!"
جهت مطالعه شعرهای این دفتر، می توانید این جا را کلیک کنید!

پرتو نادریپرتو نادری
نویسنده: پرتو نادری

پرتو نادري فرزند عبدالقيوم پرتو  به سال   1331 خورشيدي  برابر با (1953) در دهکده ء  به نام جر شاه بابا در ولسوالي  کشم ولايت بدخشان   ديده به جهان گشود .
اودوره ء ابتدايي و  ميانه  را در زادگاه خود تمام کرد ، بعداً به کابل آمد و دورهء ليسه را در  دارالمعلمين اساسي  کابل با نمرات بلند  به پايان آورد.
 چنان که او توانست امتياز اشتراک در  امتحان ورودي دانشگاه را به دست آورد . چنین بود که  به سال   1350 خورشيدي  به دانشکده ء ساينس  دانشگاه  کابل راه يافت و به سال 1354 از رشته ء زيست شناسي ( بيو لوژي) اين فاکولته دانشنامه ء ليسانس به دست آورد .... ادامه


Facebook

Twitter