وارد شدن
مرام مجما را تقویت انکشاف جامعه مدنی متنوع، کثرت گرا، جامع و متحد تشکیل میدهد.

جامعه مدنی چیست؟

جامعهء مدني فرهنگ سازش براي توافق است، اين جامعه قانونمند رابطهء حكومت با مردم و روابط افراد با حكومت را تنظيم ميكند.

ارزیابی

ویب سایت جدید مجما را چگونه ارزیابی میکنید؟

عالی - 60.9%
خوب - 26.1%
متوسط - 4.3%
ویب سایت قبلی بهتر بود - 8.7%

Total votes: 23

اشتراک

برای دریافت مجله جامعه مدنی اشتراک نمائید!
captcha

ساحات تحت پوشش

تعداد بازدیدها

امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه گذشته
مجموع
797
724
4846
2688263
14064
18901
2698945


"دهان خون آلود آزادی" از این نقطه نظر کمترین اشتباهات را دارد که فکر می کنم این اشتباهات به من بر می گردد.
آن گاه که جناب شریعتی از من شعر خواست، من همین شعرها را که در کمپیوتر داشتم که خود نوشته بودم. نمی دانم چرا پس از نوشتن و نخستین اصلاحات دیگر علاقه نمی گیرم که متن را باز نگری کنم. از همین رو همواره زمانی که به سایت ها عزیزان و یا نشریه ها شعر فرستاده ام پس از نشر دیده ام که اشتباهات چاپی زیادی در شعرها پدید آمده اند.
مسأله دیگر این که تا هم اکنون در این باب دغدغهء چندانی به خرچ نداده ام گاهی فکر می کنم که خوانندهء اصلی شعر در می یابد که در شعر اشتباه چاپی راه یافته است.
به هر صورت به یکی دو مورد اشتباه چاپی در "دهان خون آلود آزادی" اشاره می کنم.
·         در صفحه 25 در شعر زیبایی می خوانیم:
" صدایت به دختری میماند
                     که در شفافترین چشمهء بهشت
                                                        آب تنی می کند "
در اینجا دو سطر از چاپ مانده است، بدینگونه:
" صدایت به دختری میماند
                که شامگاهان
                         در زیر چتر ماه
                                  در شفافترین چشمهء بهشت
                                                         آب تنی می کند "
باز هم می اندیشم که شاید این بخش (که شامگاهان / در زیر چترماه) در نسخهء اصلی که من برای آقای شریعتی داده ام نبوده است. این شعر به گونه کامل آن در گزینهء " لحظه های سربی تیر باران " چاپ شده است.
·         در شعر " لحظه های سربی تیر باران " در صفحه 51 می خوانیم:
" که پیشوایان دموکراسی خونین
                         در سرزمین من
                                       در عراق
                                              در فلسطین
                                        از گلو گاهتان فریاد می زنند "
در حالی که سطر آخر این گونه است:
" از گلو گاه تانک فریاد می زنند " در این مورد نم دانم که اشتباه در همان نسخهء اصلی بوده است یا این که بعداً این اشتباه رخ داده است.
·         در شعر سیگار نیم سوخته در صفح 85 سطرهای آخرین این گونه آمده است:
" دوستان ما / های / های / های / ای برادر من / ای برادر من / ای برادر من /  دوستان ما / همان بلشویک های سرخ مغزی اند / که با لباس سپید به خانهء ما آمده اند /
واقعیت این است که این بخش وقتی که سرایش شعر تکمیل شده بود وجود داشت. بعداً فکر کردم که بسیار شعار گونه، برهنه و سیاسی است. بناً در کتاب " لحظه های سربی تیر باران " آن را حذف کردم و از خیر آن گذشتم. فکر کردم که شعر در همان جایی که گفته می شود:
" دوستان ما
          بی آن که آب را گل آلود کنند
                                از رود خانهء خونین یازدهم سپتامبر
                                                                ماهی قزل آلد می گیرند "
ختم شده است.
روی همین دلیل من آن را حذف کرده بودم. شاید شعر با همین پایان بند، خود در کمپیوتر وجود داشته و من آن را جهت چاپ فرستادم.
همچنان در همین شعر نمی دانم این اشتباه چگونه راه پیدا کرده است که " دهراود " ولسوالی ولایت سمنگان معرفی شده است. در حالی که دهراود مربوط ولایت ارزگان می شود که روزگار من در ولسوالی " گزاب " این ولایت به گونه جزایی شغل معلمی داشتم.
·         در شعر " تباشیر آفتاب " در صفحهء 99 می خوانیم که:
" آنجا نمی رویند گلبرگهای نام من آن جا نمی رویند"
که اصلاً این گونه است:
" که گلبرگهای نام من آن جا نمی رویند "
بدون تردید این اشتباه نیز به من بر می گردد. در نسخهء که من در کمپیوتر دارم به همین شکل اشتباه آمیز آن نوشته شده است.
البته این امکان وجود نداشت تا من یک بار پس از آن که کتاب آمادهء چاپ شده بود آن را باز خوانی می کردم. به هر صورت یک بار دیگر از دوستانی گرانقدر خود اظهار سپاس می کنم و این موارد را از آن جهت نوشتم که خواننده گان ارجمند می توانند آن را در نظر داشته باشند.

پرتو نادریپرتو نادری
نویسنده: پرتو نادری

پرتو نادري فرزند عبدالقيوم پرتو  به سال   1331 خورشيدي  برابر با (1953) در دهکده ء  به نام جر شاه بابا در ولسوالي  کشم ولايت بدخشان   ديده به جهان گشود .
اودوره ء ابتدايي و  ميانه  را در زادگاه خود تمام کرد ، بعداً به کابل آمد و دورهء ليسه را در  دارالمعلمين اساسي  کابل با نمرات بلند  به پايان آورد.
 چنان که او توانست امتياز اشتراک در  امتحان ورودي دانشگاه را به دست آورد . چنین بود که  به سال   1350 خورشيدي  به دانشکده ء ساينس  دانشگاه  کابل راه يافت و به سال 1354 از رشته ء زيست شناسي ( بيو لوژي) اين فاکولته دانشنامه ء ليسانس به دست آورد .... ادامه


Facebook

Twitter