وارد شدن
مرام مجما را تقویت انکشاف جامعه مدنی متنوع، کثرت گرا، جامع و متحد تشکیل میدهد.

جامعه مدنی چیست؟

جامعهء مدني فرهنگ سازش براي توافق است، اين جامعه قانونمند رابطهء حكومت با مردم و روابط افراد با حكومت را تنظيم ميكند.

ارزیابی

ویب سایت جدید مجما را چگونه ارزیابی میکنید؟

عالی - 60.9%
خوب - 26.1%
متوسط - 4.3%
ویب سایت قبلی بهتر بود - 8.7%

Total votes: 23

اشتراک

برای دریافت مجله جامعه مدنی اشتراک نمائید!
captcha

ساحات تحت پوشش

تعداد بازدیدها

امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه گذشته
مجموع
389
512
1872
2620333
9609
13510
2625476


پلکانها را باید  یکی پی  دیگری پشت سر گذاشت. در ادبیات نیز چنین است. هر سبک و مکتب ادبی ریشه در گذشته دارد و هر سبک و مکتب نو از درون آن سبک و مکتب کهنه بیرون می شود.
او تازه به  جستجو در شعر وادبیات کلاسیک پرداخته است . تا هم اکنون مثنوی معنوی  مولانا را مرور کرده و گاهی گاهی هم گامی می گذارد به کاخ بلند فردوسی. حافظ می خواند و شاید هم درآیینهء شعر های جاودانهء حافظ سیمای آیندهء خود را تماشا می کند.
از شاعران معاصر کشور شعر های شاعر شهید نادیا انجمن را خوانده و با او همدردی بزرگی دارد، باور دارد که خشونت قرون وسطایی نادیا را خاموش ساخت و شعر فارسی دری  را از داشتن شاعری که می توانست نام پرشکوهش را بر قله های بلند افتخار و پیروزی بر افرازد محروم ساخت.
می گوید که با شعر های خالده فروغ آشناست و در شعر های  او درد زنان را احساس کرده است.
به همینگونه شعر های جادید فرهاد . مجیب مهرداد را نیز خوانده است.
مریم میترا می  گوید که تصمیم دارد تا خود را بیشتر با ادبیات کلاسیک  و معاصرفارسی دری آشنا سازد.
او هم چنان علاقه دارد تا با شعر حوزهء زبان فارسی دری آشنا شود. چنان که  از شاعران ایران فروغ فرخزاد، احمد شاملو، سهراب سپهری و رهی معیری را خوانده است.
خوشحال است که در خانهء شان کتابخانهء کوچکی دارند و او می تواند از  کتابها ی آن استفاده کند.
دوست دارد تا در آینده به شغل خبر نگاری  بپردازد. در ادبیات داستانی نیز به مطالعه پرداخته است.« هزار خورشید تابان» رمان خالد حسینی را خوانده است.  داستانهای خوانده از انتوان چخوف. با بعضی از نویسنده گان ایرانی نیز آشناست.
او می گوید که به نویسنده نیز علاقه دارد ؛ ولی هم اکنون شعر او را مجذوب خود ساخته و تمام هستی  اشت در گرو افسون شعر است.
انزوا و تنهایی را دوست دارد. گاهی می خواهد با خود باشد و با کتاب های خود. البته این درد مشترک همهء آنهاییست که با نوعی با هنر پیوندی دارند. ما برای مریم میترا آرزوی کامگاری  های بیشتری  داریم و باور داریم که اوبه راه خود به پیش خواهد رفت . در این جا دو شعر کوتاه او را می آوریم.
 
جادهء صدا
 
قامت بلند شعر
در خزانزده حنجره ام می  خشکد
جادهء صدا مسدود است
دیوارخاموشی تا آسمان رسیده است
اشک هایم
           چشمه ساریست
که تمام هستی را سیراب می سازد
اما درخت صدایم
                    سبز نمی شود
قامت بلند شعر
در پستی سقف گلویم
                     خمیده است
راهش تنگ می شود
در نهایت می  شکند
 
دستان باد درا بریده اند
 
نگاه کن
ما چقدر غریبیم
ما چه غریبانه
مروارید اشک ها مان را
به دریا هدیه می کنیم
بهار دروازهء شهر ما را نمی کوبد
و ما تنها پاییز داریم
شگفتن را نمی فهمیم
دستان باد را بریده اند
گیسوان درختی آشفته نمی شود

پرتو نادریپرتو نادری
نویسنده: پرتو نادری

پرتو نادري فرزند عبدالقيوم پرتو  به سال   1331 خورشيدي  برابر با (1953) در دهکده ء  به نام جر شاه بابا در ولسوالي  کشم ولايت بدخشان   ديده به جهان گشود .
اودوره ء ابتدايي و  ميانه  را در زادگاه خود تمام کرد ، بعداً به کابل آمد و دورهء ليسه را در  دارالمعلمين اساسي  کابل با نمرات بلند  به پايان آورد.
 چنان که او توانست امتياز اشتراک در  امتحان ورودي دانشگاه را به دست آورد . چنین بود که  به سال   1350 خورشيدي  به دانشکده ء ساينس  دانشگاه  کابل راه يافت و به سال 1354 از رشته ء زيست شناسي ( بيو لوژي) اين فاکولته دانشنامه ء ليسانس به دست آورد .... ادامه


Facebook

Twitter