وارد شدن
مرام مجما را تقویت انکشاف جامعه مدنی متنوع، کثرت گرا، جامع و متحد تشکیل میدهد.

جامعه مدنی چیست؟

جامعهء مدني فرهنگ سازش براي توافق است، اين جامعه قانونمند رابطهء حكومت با مردم و روابط افراد با حكومت را تنظيم ميكند.

ارزیابی

ویب سایت جدید مجما را چگونه ارزیابی میکنید؟

عالی - 60.9%
خوب - 26.1%
متوسط - 4.3%
ویب سایت قبلی بهتر بود - 8.7%

Total votes: 23

اشتراک

برای دریافت مجله جامعه مدنی اشتراک نمائید!
captcha

ساحات تحت پوشش

تعداد بازدیدها

امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه گذشته
مجموع
606
839
5494
2688263
14712
18901
2699593


او درليسهء اماني که  در آن روزگار آن را ليسه ء نجات  مي خواند ند ؛ درس   خوانده است ؛  اما پيش ازآن که  ليسه را تمام کند  او را روانه ء زندان کردند . اين امر سبب شد که ديگر نتواند در صنفي  به صداي آموزگاري  گوش فرا دهد . شايد هم نخواستند که او  به چنين حقي  دست داشته.
روزگار ناجوانمردانه بر او سيلي مي زد . پدر در بستر بيماري افتاد و قسيم جوان نا گزير از آن بود تا گردونه ء سنگيني زنده خانواده گي  را به تنهاي در جاده ناهموار روزگار بر دوش بکشد.
با اين همه او در پيشگاه  همهء  آنها يي که به مفهوم  واقعي كلمه  استاد بود زانوي شاگردي زد  و به تلمذ نشست و بدينگونه صداي زنگ مکتب  با گوش هايش بيگانه شد.
 شعر ، فلسفه ، عرفان ،سياست ،تاريخ،فقه ،تفسير،جامعه شناسي ،ادبيات ........ خواند ؛ شايد دليل آين گونه آموزش پراگنده در آن است که در آن روزگار و حتي  در همين سالهاي که ما هواي سربي دموکراسي را تنفس  مي کنيم  هنوز گرايش بر تر همان  دانش دايره المعارفي است.
او خود جاي فروتنانه گفته است که : "  اگرمي بيني که اين چنين بي هنرم دليلش نيز همين است که خواستم همه چيز را فرابگيرم اما هيچ چيزي فرا نگرفتم ، با هدف همه کاره شدن هيچ کاره شدم.
مي خواهم بگويم که هنر هاست در اين بي هنري
روزگاري آن فرزانه ء بزرگوار  شهيد بلخي گفته بود:
 تا بدانجا رسيد دانش من
که بدانم همي که  نادانم
قسيم اخگر از کودتاي ثور به تلخي ياد مي کند و مي گويد : " کودتا شد ومن نيز مانند خيلي هاي ديگر مورد پيگرد قرار گرفتم ومجاهد شدم که دين و وطن درخطر بود ونمي توانستم آرام بنشينم که اگر مي نشستم ،رفقا نميگذاشتند،آنها هرکسي را که با آنها نبود دشمن مي گرفتند.
 او در ادامه مي گويد که : " ميل سرکوب شده ام به خواندن و نوشتن و کتاب وعشقم به آزادي وآشنايي با شريعتي و از طريق او سارتروفانون وامه سه زرمرا به دنياي ديگري کشانيد.
آشنايي مختصرباروزا لوکزامبورک برايم فهماند که مارکسيزم فقط در لنينيزم و استالينيزم که روايتي عاميانه وسياسي از آن هستند خلاصه نميشود .قبلاً از شريعتي ياد گرفته بوديم که ميتوان اسلام را خارج از حوزهء  تعبير هاي ملايي آن فهميد .  بقيهء عمرم فقط کوشش در جهت فهميدن بود ويا د داشت کردن آنچه فهميده بودم.
مسلماً پيشتر  ازشريعتي بايد اخگر از اقبال خواند ه باشد که.
زما بر صوفي و ملا سلامي
که پيغام خدا گو يند ما را
و لي تاديل شان در حيرت افگند
خدا و جبرييل و مصطفي را
اما ياد داشت هاي روزانه ء اخگر چه شد و اين قطره هاي پراگنده به چه درياچه يي پيوست!
او مي گويد :"  ياد دا شتهايم يکبار توسط رفقاي دموکراتيک خلق ، دفعهء  ديگر توسط برادران پاسدار ايراني ، بار سوم  توسط مليشيا هاي برادر حکمتياربه يغما رفت وآنچه ماند و به چاپ رسيدند عبارت اند از:
 -  مقدمه يي بر تحولات سياسي دوسده ء اخير افغانستان.
-  تنديس خشم (زندگينامه خالق هزاره)
-  ستاره هاي بي دنباله (تا ريخچه جنبش روشنفکري افغانستان)
  - روش تحليل سياسي5- موقعيت زن درنگرش توحيدي
  - پنج رساله در مورد متدولوژي شناخت قر آن.
-  مباني اديان و حقوق بشر
-  مقالات متعدد در نشريه هاي گوناگون.
در اين ميان دومجله يکي بنام فانوس و ديگري فجر آزادي منتشر کرده ام و با رسانه هاي متعدد مصاحبه انجام داده ام. او آن گونه که  گفته است گاهي هم مرتکب سرودن شعر نيز شده است . اميد واريم که الهه ء شعر براو ببخشايد.

پرتو نادریپرتو نادری
نویسنده: پرتو نادری

پرتو نادري فرزند عبدالقيوم پرتو  به سال   1331 خورشيدي  برابر با (1953) در دهکده ء  به نام جر شاه بابا در ولسوالي  کشم ولايت بدخشان   ديده به جهان گشود .
اودوره ء ابتدايي و  ميانه  را در زادگاه خود تمام کرد ، بعداً به کابل آمد و دورهء ليسه را در  دارالمعلمين اساسي  کابل با نمرات بلند  به پايان آورد.
 چنان که او توانست امتياز اشتراک در  امتحان ورودي دانشگاه را به دست آورد . چنین بود که  به سال   1350 خورشيدي  به دانشکده ء ساينس  دانشگاه  کابل راه يافت و به سال 1354 از رشته ء زيست شناسي ( بيو لوژي) اين فاکولته دانشنامه ء ليسانس به دست آورد .... ادامه


Facebook

Twitter